آرامش با یاد خدا
باید قلبت را آنقدر از عاطفه لبریز کنی که اگر روزی افتاد و شکست همه جا عطر گل یاس پراکنده شود.
روزی در یك مراسم همسرایی, تصویر كامل مسیح را در چهره یكی از جوانان همسرا یافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرحهایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نكرده بود.
كاردینال مسئول كلیسا كم كم به او فشار می آورد كه نقاشی دیواری را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا كلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمی فهمید چه خبر است به كلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی كه به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری كرد.
وقتی كارش تمام شد گدا، كه دیگر مستی كمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز كرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: "من این تابلو را قبلاً دیده ام!" داوینچی شگفت زده پرسید: كی؟! گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنكه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی كه در یك گروه همسرایی آواز می خواندم , زندگی پر از رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت كرد تا مدل نقاشی چهره عیسی بشوم!
"می توان گفت: نیكی و بدی یك چهره دارند ؛ همه چیز به این بسته است كه هر كدام كی سر راه انسان قرار بگیرند."
| |||
|
● بخش اول: تعریف طوفان ذهنی، کاربرد و اهداف آن
● بخش دوم: قانون ذهن متفکر گروهی و نحوه عملکرد آن
● بخش سوم: طوفان ذهنی و ضمیر ناخودآگاه
● بخش چهارم: خلاقیت
● بخش پنجم: نحوه مدیریت و رهبری مؤثر جلسات
مطالعه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طوفان مغزی (بارش افکار) یک تولید نظرات جدید در شرایط آزاد است. طوفان مغزی یک تکنیک در کنفرانس و جلسه است که افراد فرصت پیدا میکنند ایدهها و نظرات خودشان را به راحتی مطرح کنند.
طوفان مغزی به زبانی ساده به معنای تشویق ابتکار است. قدرمسلم، جهت به حرکت درآوردن قوه خلاقیت، به کارگیری چند فکر به مراتب مؤثرتر از یک فکر است.
لذا افراد یک گروه در یک نشست به بحث و تفحص پرداخته و افکار خویش را بازگو کرده و پیرامون آن به گفتگو مینشینند. این امر تا زمانی که تمامی افکار بیان شود، ادامه داشته و قبول یا رد پیشنهادها بعد از ارائه دلیلهای کافی با رأیگیری نهایی انجام میپذیرد.
عموماً بعد از هر نشست طوفان مغزی یک دوره تفکر آغاز میشود و افراد در پی یافتن جواب شش سؤال چه چیز، چرا، کجا، چگونه، چه زمان و چه کسی برمیآیند. طوفان اندیشهها یا به بیان دیگر طوفان فکری، یکی از روشهای مؤثر حل مساله در گروه است. این روش افراد را قادر میسازد که موانع ذهنی را برطرف و در فاصله زمانی کوتاه نظرات بیشماری ارائه کنند.
زمانی طوفان مغزی (بارش افکار) مورد استفاده قرار میگیرد که: - قصد تعیین علل یا راهحلهای احتمالی مسئلهای را داشته باشیم.
- تصمیم داشته باشیم گامهای اجرایی یک طرح را تعیین کنیم.
- تصمیم به انتخاب مسئلهای گرفتهایم که باید در مورد آن، اقدامی عملی صورت پذیرد. (در شرایطی که باید طی یک مدت کوتاه بیشتر نظرات جمعآوری شود، از این روش میتوان استفاده کرد)
- قصد دریافت تمام عقاید را داشته باشیم.
چگونه جلسه طوفان مغزی را طراحی، برنامهریزی و اداره کنیم؟
برای طراحی، برنامهریزی و اداره موفق جلسه طوفان اندیشهها رعایت موارد زیر ضروری است:
- جلسه طوفان مغزی با انتخاب یک موضوع مشخص شروع میشود.
- برای اطمینان از شرکت تمام افراد، رهبر گروه از همه اعضا به نوبت نظرخواهی میکند.
- به کسی اجازه خردهگیری و سرزنش کردن داده نمیشود.
- چنانچه نظرات افراد به پایان رسید، سؤالاتی مانند چه کسی، چه وقت، کجا، چرا و چگونه برای به جریان افتادن دوباره گفتگو مطرح میشود.
- نظرات باید به دقت روی یک نمودار جریان یا تخته نوشته یا یادداشت شود تا همه به آن توجه داشته باشند.
- اعضا باید نظرات مختلف را جدا کرده، چند نظر کلیدی را انتخاب کنند و به تفصیل مورد گفتگو قرار دهند و آنها را به ترتیب اهمیت، یادداشت کنند. موارد یادداشت شده برای استفاده در جلسات آینده نگهداری شود.
- سپس اعضا یک یا دو نفر را برای بررسی عمیق انتخاب میکنند.
- طوفان مغزی ممکن است مقدم یا به دنبال و یا همزمان با استفاده از سایر ابزارها و تکنیکهای بهبود مورد استفاده قرار گیرد. در مراحل اولیه طوفان مغزی رهبر باید مسائل زیر را پیشبینی کند:
- عضوی که نظرات را روی تخته مینویسد به قدری آهسته این کار را انجام دهد که برخی از اظهارنظرهای مهم را از قلم نیندازد.
- برخی از اعضاء نمیتوانند در مقابل جمع صحبت کنند (در گروههایی بیش از 7 نفر) - اعضاء میخواهند در همان لحظهای که نظرات اظهار میشود در مورد آن گفتگو کنند، به جای این که بگذارند در موقع مناسب این کار صورت گیرد.
- معطوف شدن نظرات روی اشخاص به جای فرایندها.
- اعضاء در مورد چند نظر باهم گفتگو میکنند به جای این که در مورد نظرات به طور مجزا صحبت کنند.
- قبل از این که مسأله به طور کامل درک شود، اعضاء ناگهان به نتایجی میرسند و گمان میکنند به راهحلهایی دست یافتهاند.
- عضوی ممکن است تمایل داشته باشد که بر اعضاء دیگر مسلط شود.
- رهبر باید برای غلبه بر این مشکلات آموزش ببیند.
* چگونه نظرات را در معرض تکوین قرار دهیم؟ جلسه طوفان مغزی یک نشست کوتاهمدت است که هدف آن صرفاً جمعآوری نظرات متعدد است.
پس از اتمام جلسه با توجه به ضرورت و سرعت برخورد با مسئله، نظرات ثبت شده به مدت معینی (چند ساعت تا چند روز) در معرض دید مجدد افراد گروه قرار داده میشوند.
این عمل با نصب نظرات مذکور در محل کار یا محل قرارداد آنها انجامپذیر است. افراد گروه میتوانند نظرات دیگری را که در فکر آنها پدید میآید، در فاصله زمانی تعیین شده، در زیر نظرات ثبت شده بنویسند.
* بررسی نظرات ارائه شده در جلسه طوفان مغزی چگونه انجام میشود؟
بررسی و تحلیل نظرات مذکور در جلسه دیگری صورت خواهد گرفت به این منظور، رهبر گروه افراد را به جلسه دیگری دعوت میکند و در آنجا نظرات نقد و بررسی میشوند و کاراترین آنها برای رفع مشکل انتخاب خواهد شد.
فاصله بین دو جلسه بستگی به اهمیت موضوع و سرعت برخورد با آن دارد و میتواند از چند ساعت تا چند روز متفاوت باشد.
* جمعبندی
طوفان مغزی یک فرایند تولید نظرات، پیشنهادها و ایدههای جدید در شرایط آزاد است.
افراد بدون هیچ مانعی مجاز هستند ایدهها و راهحلهای خود را آزادانه مطرح کنند. تمام نظرات و پیشنهادها مورد توجه قرار میگیرد و هیچکس مجاز به انتقاد کردن نیست.
در پایان جلسه بررسی نظرات و جمعبندی صورت میگیرد و بهترین پیشنهاد و راهحل انتخاب میشود
5 عادت بزرگ فکر کردن
1. انتخابهای شما سازنده نتیجه زندگیتان هستند.
برای اینکه چیزی برای خودتان بسازید، باید تصمیم بگیرید آنچه که میخواهید همین الان مال شماست نه یک هفته دیگر یا یک ماه دیگر یا 5 سال دیگر. باید حس کنید که داشتن آنچه که میخواهید چه حسی دارد و بعد تغییرات لازم را در زندگیتان ایجاد کنید. ممکن است گاهی برایتان سخت باشد که خودتان را از منطقه آرامشتان بیرون بکشید اما با نگه داشتن تصویر آنچه میخواهید در ذهنتان، میتوانید تصمیماتتان را براساس آن تصویر اتخاذ کنید. سعی کنید تصمیماتتان را از نقطهای بگیرید که انگار آنچه میخواهید را به دست آوردهاید، نه از نقطهای که واقعاً هستید.
2. عادات شما سازنده نتیجه زندگیتان هستند.
اگر بخواهید دونده ماراتن شوید، باید عادات و خصوصیات یک دونده ماراتن را در خود ایجاد کنید. اگر میخواهید یک میلیونر شوید، باید عادتهای میلیونرها را داشته باشید. اگر میخواهید سلامت باشید، باید عادت و رفتارهای افراد سالم را داتشه باشید. عادتهای جسمانی و شخصی شما باید در جهت خواستههایتان باشند.
3. محیط شما سازنده نتیجه زندگیتان است.
از جایی که زندگی یا کار میکنید راضی هستید؟ باید محیطی برای خود بسازید که پشتیبان شما و هدفتان باشد. محیطی که موافق و در جهت اهدافتان باشد، به شما این قدرت را میدهد که بتوانید با انرژی بهتری روی میسر کردن اهداف و آرزوهایتان تمرکز کنید. محیط احساسیتان چطور؟ آیا کسانیکه اطرافتان هستند از اهداف و آرزوهایتان حمایت میکنند؟ محیطی که آنچه الان هستید را ساخته است ممکن است محیطی نباشد که بتواند کسی که دوست دارید باشید را بسازد. محیط عقلانیتان چطور؟ به طرز تفکر اطرافیانتان دقت کنید. اطرافتان را با کسانی پر کنید که مثبتاندیش هستند و مثل شما بزرگ فکر میکنند. اگر در اطراف کسانی هستید که مدام نگران هستند و میترسند، به خاطر داشته باشید که آن ترس و نگرانیها واقعیت ندارند و سعی کنید روابطتان را با این افراد منفیباف کمتر کنید.
4. بطور مداوم دماسنج فراوانیتان را بالا ببرید.
ما در دنیایی گسترده زندگی میکنیم که از هر چیز به اندازه کافی برای همه وجود دارد. هر چیزی که ممکن است نیاز داشته باشید یا بخواهیم در دسترس ماست، فقط به شرط اینکه آن را وارد تجربیاتمان کنیم. نمیتوانید با ذهنی محدود، به گستردگی و فراوانی دسترسی پیدا کنید. باید انتظار آن را در زندگیتان داشته باشید و به خودتان این اجازه را بدهید که در هر سطحی زندگیتان را گسترده کنید، چه معنوی، چه احساسی و چه مادی.
5. روی "چراها" تمرکز کنید.
چرا این چیزیکه میخواهید را میخواهید؟ وارد هدف و علایقتان شوید. وقتی فهمیدید هدف و تمایلاتتان چهها هستند، برایتان سادهتر خواهد بود که زندگیتان را در جهت آن اهداف و تمایلات پیش ببرید. وقتی در نظر بگیرید که چرا چیزی را میخواهید، ارتعاشاتتان معمولاً به سمت تمایلاتتان خواهد رفت. هرزمان به این فکر کنید که چطور، کی یا از طریق چهکسی این اتفاق میافتد، ارتعاشاتتان دوباره به سراغ مشکل و تمام دلایل اینکه چرا نمیتوانید آن را داشته باشید، برمیگردد.
با اجرای همه این عادات در زندگیتان، متوجه میشوید که انرژیتان تغییر خواهد کرد. اگر اجرای همه آنها به طور همزمان دشوار به نظر میرسد، هر بار با یک عادت جدید شروع کنید. مطمئن باشید که زندگیتان گستردهتر خواهد شد.
توانگر موفقی است که متعادل مانده و به خاطر موفقیتش ، هزینه های بیخود نداده است .
نوروز همیشه برای توانگر یک اتفاق خاص است. شما بهانه داری خانه تکانی اتاق و منزل و متعاقبش دل و جان کنی .این روزهای آخر سال
به کتاب فروشی محل برو و سررسیدی به خودت هدیه کن که هر صفحه اش جدا باشد که بتوانی تو ش برنامه های روزانه و هفتگی ات را بنویسی
بنشین فکر کن به کارهای بزرگی که در این سال گذشته انجام دادی...به کارهای کوچکی فکر کن که چنان مشغولش شدی که از وظایف اصلی ترت باز ماندی
به ارتباطهایت در سالی که گذشت بیندیش ، بعضیها ارزش داشت، بعضی هاش خوب نبود ، تجربه بود...امیدوارم تجربه ای تلخ و گزنده نبوده باشد. دراین صورت در دوران درخودماندگی ات به بعضی ها آسیب زده ای...والدینت را آزرده ای با تلخ بازی هایت....خانواده ات و دوستان نزدیکت را نگران کرده ای...باید این روزها جبرانش کنی...بارت را سبک کن. امیرالمومنین فرمودند تخففوا تلحقوا سبک بار شوید تا وصل شوید .
فکر کن به آدمهای خوبی که این سال تو زندگیت وارد کردی
آدمهایی هستند که برای بودن باهاشون باید بهتر باشی، متفکر تر باشی، با سواد تر باشی، زلال تر باشی تا بتونی باهاشون دم خور بشی...اینها تو را به هستی خودت نزدیکتر کرده اند...حسرتهای بیهوده بر دلت جا نگذاشته اند ، طوری ندرخشیده اند که چشمانت خیره بشود...حس با ارزش بودن برایت به جای گذاشته اند
آدمهایی هم هستند که هزار بار باید سیاست ورزی کنی و چشم تنگ کنی تا از پسشون بربیایی...این تویی که عمرت را داری سرمایه گذاری میکنی...دقت بیشتری کن که خدا تو را برای چه افریده
حضرت امیر میفرمایند ان الله جعلک حرا- خدا تو را آزاد آفریده است
و آزادی منظور افتادن در سراشیبی بی فکری و بی تدبیری نیست...
تو این روزها فکر کن به عشق و جایگاهش در زندگی. اگر کسی را نداری که منتظرش باشی یا دلتنگش شوی یا منتظرت باشد ، فکر کن به اینکه چه موانعی در پیش رویت گذاشته ای، دست اندازهای درونی ات چه هستند ؟ آدمهای قبلی چرا الان نیستند
نباید حسرت نبودن کسانی را بخوری که ارزشهای تو را نمیفهمیدند.
برای از دست دادن آدمهای خودشیفته متاسف نشو ولو اینکه گاهی دلتنگشون بشوی
فراموش نکن رابطه عاطفی باید تو شتعهد- صمیمت و تاپ تاپ دل باشد، در غیر ان صورت زنگ تفریحی بیش نبوده...غصه نخور
به رابطه دلخواهت بیندیش...ببین که چه باید درون و برونت فراهم آور که به این رابطه نزدیک شوی
اگر دانشجو هستی بیندیش چگونه پیشرفت بهتری باید کنی...نیم سال دوم به خاطر تعطیلاتش فرصت خوبی برای آمادگی بیشتر و مرور عقب ماندگیهای ترم قبل است....یادت باشد دانشجو بادون یعنی بیشتر درس خواندن نه علافی کردن ! بعضی روابط وقت گیرت را باید جمع و جور کنی...اگر خوابگاه نشین هستی باید دیسیپلینی موفق همگی اجرا کنید. به بچه های سال بالا میگم حتما فکر کنید به ادامه تحصیل یا بازار کار یا سربازی....حتما تکلیف زبان را معلوم کنید و چند ماه تافل یا آیلتس تون را بگیرید...از خیلی ها جلوتر بیفتید
به کارت و محیط کارت بیندیش. پقدر امنیت شغلی ات ارزش دارد؟ آیا احساس موثربودن داری ؟ آیا خواسته ای معقولت را به افراد بالادست و پایینتر از خودت منتقل کردی؟ روزهای تعطیل فرصت داری از روزمرگی جان فرسای اشتغال فاصله بگیری، جانی تازه کنی در معاشرت با دوستان دلی و اقوام جانی تا بتوانی مفید تر به زندگی برگردی
-----------------------------------------
با خودت صداقت بیرحمانه داشته باش. آدمهایی هستند که میدانی آزرده ای، و کسانی که نمیدانی آزرده شده اند. آنقدری بزرگ باش که اگر لازم باشد عذرخواهی کنی ، این کار را بکنی تا وسیعتر شوی
از خدا بخواه کمکت کند بارت را سبک تر کنی در استانه بهار...آدمهای سنگین در زمستان جا میمانند عزیز!
-------------------------------------------
به سال جدید بیندیش. به تناسب اندام و چهره و لباسهای خوبی که خواهی پوشید ( این ژورنالهای لباس را ورق بزن و از اراستگی پوشش فرضی ات لذت ببر...گاهی زندگی با همین دلخوشی ها طی کردنی است...اینها را از خودت دریغ نکن
------------------------------------------
مگذار نا امیدی بیش از حد به جانت رخنه کند. حضرت امیر میفرمیاند خدا را در بهم خوردن تصمیماتم و باز شدن غیر منتظره گره های زندگیم شناختم عرفت الله بفسخ العزائم و حل العقود
به زندگی اجازه بده حکتهای خودش را به جانت هدیه دهد
اگر خیری از تو به کسی در این سال رسید که خدا را شاکر بمان که بدست خودش فضلش را در هستی جریان میدهد. اگر شری از تو به دیگران میرسد بیندیش که تو دست نشانده ابلیس نیستی و همیشه میتوانی آزاد شوی...تو حق داری بشکفی و گل جانت شکوفه بزند به کوری چشم ابلیس و ابلیسیان
کسانی هستند که یادشان عجیب بر دل و چشمخانه هایت سنگینی میکند . من از دست رفتگانی در زندگیم دارم که دلم بارها برایشان تنگ میشود. سهم من فاتحه ایست و سرزدنی به خانواده شان...سهم تو شاید بهتر از من باشد . هر بهار گل یاد اینان در جانمان میشکفد...فرشته ای در سینه مومن است که او را آرامش دهد به وعده پایان فراق
اگر عزیزی داری مسافر، دور ، در بند ، همانی را برایت میخواهم که همیشه در ماه مبارک رمضان از خدا خواسته ایم که خدایا اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک- به نیکویی خودت ، حال ما را عوض کن
برایت دلخوشی و دست پر و کتبی سودمند و سفرهایی عالی و توانگرانه و عشقهایی زیبا و فراغت دل و اشتغالی سودمند و امنیت خانه و شهر آرزومندم...
از خدا میخواهم اگر بناست در سال جدید به مردمان عزیزش خدمتی کنم ، به من این لیاقت را هدیه دهد زیرا در نهایت باید گذاشت و گذشت و خاطره شد
هوش اقتصادی - قسمت دوم
در ابتدای این جلسه هم مانند جلسه قبل ( هوش اقتصادی- قسمت اول) آقای سلطانی تاکید کردند که مطالب این جلسه با باورهای بسیاری از ما متضاد خواهد بود. توصیه کردند که با این مطالب نه درگیر شوید ، نه ردشان کنید و نه تایید. فقط بشنوید و مدتی با خود زمزمه کنید. تغییر باید به تدریج و سنجیده اتفاق بیفتد.
***
پایه هوش اقتصادی هم مانند سایر هوشها در دوران کودکی گذاشته می شود و در سالهای بعد بر آن پایه رشد می کند. هوش اقتصادی رابطه مادی ما با جهان هستی را هدایت و مدیریت می کند.
***
نیازهای اولیه انسان طبق تعریف مازلو عبارتند از = زیست(مادی) - امنیت(معنوی) - دوست داشتن(معنوی) –
ارزشمندی(معنوی) -------> خود شکوفایی
وقتی نیازهای اولیه انسان تامین شود ، انسان به خود شکوفایی می رسد. خود شکوفایی یعنی عبور از این نیازها و رسیدن به معنا. یعنی گذشتن از خویشتن.
***
ما دوست داشتن و ارزشمندی را با خریدن برای بچه ها معرفی می کنیم. ارزشها مادی نیستند. وقتی ارزشهای مادی می شوند، خودشکوفایی در پی ندارند.ماندن در نیازهای مادی "فربه" شدن است.
***
مبنای هوش اقتصادی از جایی لطمه می بیند که ما به بچه ها نشان می دهیم که همه چیز را می شود با پول خرید. همه چیز مصرف کردنی است. همه چیز خریدنی است.( مثال عروسیها و مهریه های بالا - همه سوال می کنند که آیا خواستگار ماشین دارد یا خانه و هیچ کس در مسائل ارزشمند دقیق نمی شود. کسی نمی پرسد آیا این انسان قدرت تولید احساس خوشایند دارد؟ آیا این انسان احساس ارزشمندی دارد؟!)
***
نیازهای اولیه وقتی تامین نمی شوند، تبدیل می شوند به خواسته. حالا بی نهایت خواسته داریم. خواسته های مادی بی پایان از حفره های موجود در دوران کودکی در تامین نیازها سرچشمه می گیرد. وقتی نیازها را دریافت نمی کنیم با گرسنگی ذهنی بزرگ می شویم. گرسنگی امنیت، گرسنگی ارزشمندی و به دنبال این گرسنگیها دنبال "انباشت" می رویم. چون پایه های ذهنمان این است که همه چیز با پول درست می شود.
***
دقت کنید به این که بچه های ما چه باورهایی را می بینند و با آن زندگی می کنند. ( مثال بمباران تبلیغاتی عصر حاضر... )
***
اولین جایی که هوش اقتصادی پایه ریزی می شود ، نیازهای زیستی است.
الف- نیاز اول – غذا
آیا نیازهای کودک را با برنامه ریزی به او می دهیم؟ یا انواع و اقسام غذاها را بدون برنامه جلوی بچه می چینیم؟ در خانه میوه را بر چه اساس می خرید؟ نیازها یا خواسته ها؟ چرا اینقدر زیاد می خرید؟ تنقلات بچه ها را بر چه اساس می خرید؟ چه تفکری پشت این خریدن است؟ تفکر رشد و سلامت جسم یا تفکر "بگیر بخور زر نزن!"؟ یا تفکر " همه می خورن اینم بخوره!"؟ دقت کنید به اینکه خودمان چطور زندگی می کنیم و چطور از مهمانهایمان پذیرایی می کنیم. چطور توقع دارید که بچه با یک مشت نخودچی کشمش به مدرسه برود در حالیکه برای مهمانتان انواع و اقسام خوراکیها را روی میز می چینید؟
ب- نیاز دوم – پوشاک
کارکرد پوشاک چیست؟ پوشش. پوشاک مناسب چه مشخصاتی دارد؟ متناسب،زیبا، خوشرنگ و ...
اما ذهنیت ما این است که با پوشاک می خواهیم برای کودکمان ارزش بسازیم. "لباست باید تمیز باشد. چون لباس مشخص کننده تو در جامعه است! اگر لباست کثیف باشد مردم می گویند: چه آدم گندی!" بچه یاد می گیرد باید لباس شیک بپوشد ، برای اینکه محبت و ارزشمندی جذب کند. بچه ها سادگی را دوست دارند ، ما به آنها تجمل را یاد می دهیم.
***
ارزش انسان در لباسی که می پوشد نیست.
ج - نیاز سوم – مسکن
ما سرپناه می خواهیم برای امنیت اما با همین سرپناه برای کودکان احساس ناامنی ایجاد می کنیم. بچه را می فرستیم به اتاقش. "برو تو اتاقت! سلول انفرادیت! بیرون هم نیا!"
***
دقت کنید به اینکه آیا بچه شما می تواند به همه فضاهای خانه بیاید؟ آیا خانه شما مسکن امن است برای کودک؟ آیا اجازه می دهید کودکتان به آشپزخانه بیاید؟ آشپزخانه یکی از مراکز رشد کودک است. کودک باید در فضا تجربه کند. وقتی خوب تجربه کند ، هوش اقتصادیش درست شکل می گیرد.
***
البته هر زندگی احتیاج به چهارچوب دارد و چهارچوب باید متناسب با زندگی و رشد کودک باشد. بسیاری از ناهنجاریهای کودکان مربوط به این است که چهارچوبها خیلی کوچک هستند.پس
به کودکان برای رشد بهتر هوش اقتصادی چه جایگزینی بدهیم؟
1- سادگی = سادگی کلام، سادگی زندگی
2- برقراری رابطه عاطفی در محیط خانواده = اگر رابطه عاطفی را کودک در محیط خانواده تجربه نکند با هیچ پولی نمی تواند نقصانش را جبران کند. رابطه عاطفی قوی، احترام، ساعتهای خوش خانوادگی با هم.
3- داشتن برنامه ، نظم و برنامه ریزی = نظم زمانی، نظم فکری ، نظم برنامه ریزی . برنامه ریزی داشته باشیم برای برنامه غذایی خانواده. برای تفریحات. برای فیلم دیدن و موسیقی گوش کردن.
4- استفاده صحیح از تمام مواهب طبیعت = چقدر در طبیعت می روید؟ بچه ها باید بدانند که زندگی خیلی وسیع است. عرصه زندگی را برای بچه ها تنگ نکنید. بچه ها را به دریا و کوه و جنگل ببرید.
***
ما همه پیاده نظام سود محوری هستیم!! باید کودکانمان را برای زندگی در ایران 1420 تربیت کنیم. ایران 1420 با ایران امروز بسیار متفاوت خواهد بود. بچه ها را باید با دورنمایی بزرگ کنیم که آنوقت بتوانند درست زندگی کنند.
***
یک زمینه دیگر در آموزش اقتصادی بچه ها ، در بازیهای بچه هاست. باید از بازی اعاده حیثیت شود و ارزش بازی درک شود. بچه های ما چطور بازی می کنند؟ همانطور در آینده زندگی خواهند کرد. برای بازی با بچه ها چه می کنیم؟ با آنها بازی می کنیم یا برایشان اسباب بازی می خریم؟ بازی با کودک، فن است، علم است .بروید دنبالش و یاد بگیرید. بازی ابزار تبادل احساس است. اینکه بچه ای خیلی اسباب بازی دارد ، دلیل این نیست که خوب بازی می کند. ( مثل خانواده ای که خیلی وسیله زندگی دارد ! مسلما دلیل این نیست که خوب زندگی می کند) با بچه ها بازی کنید. بازی کردن را یاد بگیرید. کودک درونتان را آزاد کنید. بچه ها عقل و آبرو ندارند. ( نه در انظار ، برای خودتان در خلوت تنهایی - مشکل ما این است که در تنهایی هم آبروداری می کنیم و عاقل هستیم!)
***
خریدن اسباب بازی و نحوه استفاده از اسباب بازی مهم است. آیا بچه ها اجازه دارند با همه اسباب بازیهایشان بازی کنند؟برای بچه ها اسباب بازیهای گران نخرید. اسباب بازی باید زیر دست کودک مستهلک شود.
***
"زندگی" برای ما شده است "وسیله زندگی". آیا آنقدر که به وسایل فکر می کنیم به مفهوم و معنای زندگی فکر می کنیم؟
***
موانعی مانند وقت نداشتن ساخته ذهن ماست که عذر موجه داشته باشیم که خودمان را سرزنش نکنیم! خود من سایت خانم شین را 8 ماه نرفتم. ( نوشابه برای خودم باز کردم!)
***
چقدر برنامه دارید برای "مادیات" زندگی؟ چقدر برنامه دارید برای "معنویات" زندگی؟ چقدر فیلم دارید که باید ببینید؟ چقدر کتاب که باید بخوانید؟ چقدر موسیقی که باید گوش کنید؟ راجع به آنها صحبت می کنید؟ برنامه های "داشتن" ما همیشگی است. برنامه های "شدن" نداریم. در حالیکه بعد مادی انسان بسیار محدود است. عظمت انسان در نیمه معنوی او است. انسان خود شکوفا از این دغدغه ها بیرون آمده است و دغدغه های بالاتری دارد.
***
هوش اقتصادی مهم است ، اما ارزش نیست.
***
مساله مهم در شکل گیری هوش اقتصادی بچه ها، تفکر تولید است. ما تفکر مصرف داریم، بچه ها تفکر تولید دارند. ما بچه هایمان را مصرف کننده بار می آوریم. ما کار می کنیم تا بچه ها مصرف کنند. بچه ها باید یاد بگیرند که کالا تولید کنند با بازده اقتصادی. بچه ها باید کاری را در خانه انجام بدهند که به ازای آن دستمزد بگیرند. ( منظور این نیست که همکاری خانوادگی را تبدیل به پول کنیم. منظور چیزهایست که همیشگی نیست. مثل واکس زدن کفشها - شستن ظرفهای یک میهمانی - پاک کردن سبزی و ...)
***
اگر قرار است از دیگران تقلید کنیم چرا از نکات مثبتشان استفاده نکنیم؟ در خارج، کودک امنیت را از بیرون خانواده می گیرد. نهادهای اجتماعی مانند مهدکودک و مدرسه حمایتگر کودک هستند. تشکل های سالم هم وجود دارند مانند باشگاهها و گروههایی که کودکان عضو می شوند و فعالیتهای سالم انجام می دهند . ما در ایران نه نهاد اجتماعی حمایتگر داریم و تشکل سالم. بچه ها باید امنیت را از خانواده بگیرند. باید بچه ها را تولید کننده بار بیاوریم.
***
بچه ها برای این نوع فعالیتهای اقتصادی - فعالیت در برابر دستمزد - از زمانی که پول را می شناسد آمادگی دارد. تقریبا حدود 6 سالگی.
***
منشا پول باید مهم باشد. منشا پول باید کد یمین و عرق جبین باشد. در تفکر تولید ، منشا پول مهم است. در تفکر مصرف مهم نیست. "مهم نیست از کجا آمده! تو مصرف کن." کشورهای ثروتمند مانند کشور ما که پول بادآورده نفت دارند ، تفکر مصرف دارند. بگذارید منشا پول برای بچه ها مهم باشد. کار باشد. تلاش باشد. خلاقیت باشد.
***
یک سری مفاهیم اقتصادی برای بچه ها:
1- عرضه و تقاضا
هر چه تقاضا بالا برود ، ما اسیر عرضه می شویم.
حجم پول(نقدینگی) * سرعت گردش پول = مقدار کالا * قیمت
( توضیح فرمول بالا = هر چقدر خرید کنیم سرعت گردش پول بیشتر می شود. هر چقدر پس انداز کنیم سرعت گردش پول کمتر می شود. هر چه سرعت گردش پول بیشتر باشد ، قیمت کالا بالاتر می رود. ما در مواقع بحران به کمک محتکرها می رویم. پیاده نظام سرمایه داری هستیم. این تفکر را باید جا بیندازیم و رعایت کنیم. گران است؟ نخریم. )
***
راهش این است که نیست ، پس نمی خریم. ( مثلا پودر لباسشویی) . با هر کالایی می شود این کار را کرد به جز یک سری داروهای حیاتی. می شود مصرف نکرد تا تعادل برقرار شود. کودک یاد می گیرد که صبر کند. ما باید برای خواسته هایمان صبر داشته باشیم. آدمهایی که برای خواسته های مادیشان صبر می کنند در آینده انسانهای موفقتری هستند. زمانی که به کودکان سریع سرویس می دهیم ، صبر کردن را از کودک می گیریم.
***
هیچ وقت جلوی بچه ها نگویید "پول نداریم" خودتان را آدمهای ضعیفی نشان ندهید. ( منظور این نیست که همه چیز را برای کودک بخرید. بلکه دلیل نخریدن را بی پولی عنوان نکنید.)
***
کودکی که متعادل رشد می کند، خواسته هایش کم است. هیچکدام از ما ماشین شیک نمی خواهیم. یک ماشین راحت لازم داریم اما ماشین شیک را وقتی می خواهیم که احساس کمبود داریم و می خواهیم چیزی را با آن جبران کنیم.
***
2- مفهوم بهره وری
استفاده صحیح از امکاناتی که در اختیار ماست. از هر چیزی بهترین و صحیحترین استفاده را بکنیم. باید خودمان اینطور باشیم که بچه ها یاد بگیرند.
3- صرفه جویی، اسراف و تبذیر
این مفاهیم باید در زندگی و در مکالمات ما استفاده شود. برای کودکان خاطراتی از گذشته تعریف کنید. ( قدیم ما اینطور زندگی می کردیم. با صرفه جویی زندگی می کردیم. ) از پدربزرگ و مادربزرگها کمک بگیرید . در قالب قصه ها فرهنگ سازی کنید.
***
ما به نیازهای معنوی و عاطفی کودکان جواب نمی دهیم ولی بریز و بپاش می کنیم.
***
بچه ها را برای فضاهای عمومی و معمولی بودن تربیت کنیم. معمولی بودن یعنی دایره بودن. دایره می تواند خیلی بزرگ باشد. ( دایره هوش متعادل)
پ.ن. اشاره ای می کنم به یک مطلب مرتبط ، مصاحبه اي بود در شبكه سي ان بي سي با آقاي وارنر بافيت، دومين مرد ثروتمند دنيا كه مبلغ 31 بيليون دلار به موسسه خيريه بخشيده بود.در اينجا برخي از جلوه هاي جالب زندگي وي بيان شده:
1- او اولين سهامش را در 11 سالگي خريد و هم اكنون از اينكه دير شروع كرده ابراز پشيماني مي نمايد!
2- او از درآمد مربوط به شغل توزيع روزنامه ها، يك مزرعه كوچك در سن 14 سالگي خريد.
3- او هنوز در همان خانه كوچك 3 اتاق خوابه واقع در مركز شهر اوماها زندگي مي كند كه 50 سال قبل پس از ازدواج آنرا خريد. او مي گويد هر آنچه كه نيازمند آن مي باشد، درآن خانه وجود دارد. خانه اش فاقد هرگونه ديوار يا حصاري مي باشد.
. 4- او همواره خودش اتومبيل شخصي خود را مي راند و هيچ راننده يا محافظ شخصي ندارد.
5- او هرگز بوسيله جت شخصي سفر نمي كند هرچند كه مالك بزرگترين شركت جت شخصي دنيا مي باشد.
6- شركت وي به نام بركشاير هات وي، مشتمل بر 63 شركت مي باشد. او هرساله تنها يك نامه به مديران اجرائي اين شركتها مي نويسد و اهداف آن سال را به ايشان ابلاغ مي نمايد. او هرگز جلسات يا مكالمات تلفني را بر مبناي يك شيوه قاعده مند برگزار نمي نمايد. او به مديران اجرائي خود 2 اصل آموخته است:
اصل اول: هرگز ذره اي از پول سهامداران خود را هدر ندهيد.
اصل دوم: اصل اول را فراموش نكنيد.
7- او به كارهاي اجتماعي شلوغ تمايلي ندارد. سرگرمي او پس از بازگشتن به منزل، درست كردن مقداري ذرت بوداده (پاپكورن) و تماشاي تلويزيون مي باشد.
8- تنها 5 سال پيش بود كه بيل گيتس، ثروتمندترين مرد دنيا، او را براي اولين بار ملاقات نمود. بيل گيتس فكر نمي كرد وجه مشتركي با وارنر بافيت داشته باشد. به همين دليل او ملاقاتش را تنها براي نيم ساعت برنامه ريزي نموده بود. اما هنگامي كه بيل گيتس او را ملاقات نمود، ملاقات آنها به مدت 10 ساعت به طول انجاميد و بيل گيتس يكي از شيفتگان وارنر بافيت شده بود.
9- وارنر بافيت نه با خودش تلفن همراه حمل مي كند و نه كامپيوتري بر روي ميزكارش دارد. توصيه اش به جوانان اينست كه: از كارتهاي اعتباري دوري نموده و به خود متكي بوده و بخاطر داشته باشند كه:
الف) پول انسان را نمي سازد، بلكه انسان است كه پول را ساخته.
ب) تا حد امكان ساده زندگي كنيد.
ج) آنچه كه ديگران مي گويند انجام ندهيد. تنها به آنها گوش فرا دهيد و فقط آن چيزي را انجام دهيد كه احساس خوبي را به شما عرضه مي كند.
د) بدنبال ماركهاي معروف نباشد. آن چيزهائي را بپوشيد كه به شما احساس راحتي دست ميدهد.
ه) پول خود را بخاطر چيزهاي غير ضروري هدر ندهيد. تنها بخاطر چيزهائي خرج كنيد كه واقعا به آنها نياز داريد.
و) نكته آخر اينكه، اين زندگي شماست. چرا به ديگران اين فرصت را مي دهيد كه براي زندگيتان تعيين تكليف نمايند؟
هوش اقتصادی - قسمت اول
ذهن از تغییر می ترسد. ذهن نمی تواند در لحظه حال زندگی کند. ذهن به محض اینکه احساس خطر کند ، آماده باش اعلام می کند. ذهن را تهدید نکنید. فقط یک شنونده فعال باشید. بدون قضاوت فقط بشنوید. به خصوص در بخش "هوش اقتصادی" چیزهای زیادی خواهید شنید که با "باور"های شما هماهنگی ندارند. اینها را فقط بشنوید و مدتی با خودتان زمزمه کنید. ما بر اساس باورهایمان عمل می کنیم. 6 سال اول زندگی کودک به این دلیل مهم است که در این 6 سال هیچ فیلتری برای ورود اطلاعات به مغز کودک وجود ندارد. هر اطلاعاتی که به مغز کودک وارد می شود به عنوان واقعیت ثبت می شود بعد پایه های باورهای آینده او را می سازد. بعد از 6 سالگی فیلترها به وجود می آیند. فیلترها بر پایه اطلاعات 6 سال اول ساخته می شوند. از آن به بعد مغز اطلاعاتی را که با باورهایش هماهنگی نداشته باشند ، فیلتر می کند. راه عبور دادن اطلاعات درست از فیلترها تمرین و تکرار است. بازی ذهن در برابر این اطلاعات تازه به چند صورت ممکن است ظاهر شود : 1- کاملا انکار کند : این اطلاعات به درد تو نمی خوره. فراموشش کن. 2- کاملا قبول کند : بله ، بله ، درسته. خوب بریم سر مبحث بعدی! 3- نشنیده بگیرد : ول کن این حرفا رو! شام چی قراره بپزی؟ 4- سوال بتراشد ، بازیهای ذهن را بشناسید و اسیرش نشوید.
***
هوش اقتصادی
هوش اقتصادی یعنی تعادل بین دخل و خرج و نه خرج و دخل. تعادل بین درآمد و هزینه. یعنی اینکه هزینه های ما تابعی از درآمد ما باشد. درآمد ما محدود است. خواسته های ما نامحدود است. در جامعه سنتی ، منابع و خواسته ها محدود بود. مفاهیمی مثل صرفه جویی ، قناعت و اصراف وجود داشت و رعایت می شد. اصل بر تولید بود. مبادله تولیدات مبنای اقتصاد بود و معنویت وجود داشت. بحث منشا پول مطرح بود.( حلال و حرام)
*
در دوران مدرن منابع تقریبا نامحدود شد. جامعه به سمت مصرف سوق داده شد. دنیای مدرن معنویت را حذف کرد. جوامع سود محور شدند و روابط بر اساس مصرف شکل گرفت. تفکر انباشت به وجود آمد. همه چیز داشتنی است.
***
تفکر مصرف ....................................................................تفکر تولید
داشتن ................................................................................شدن
مالکیت............................................................................. امانت
خواسته............................................................................... نیاز
خصوصی....................................................................... عمومی
خاص بودن ..............................................................معمولی بودن
***
بدون داشتن ، شدنی در کار نیست. "داشتن" مهم است اما "شدن" ارزش است.
***
فکر می کنید که مالک چه چیزهای مادیی هستید؟ همسر؟ بچه؟ خانه ؟ ماشین ؟ و ... اگر مالک چیزی باشید باید ملکیت و موجودیتش مال شما باشد. اگر مالک باشید باید بتوانید نگهش دارید. شما مالک چه چیزهای مادیی هستید؟ مالکیت بزرگترین فریب ذهن ما در طول تاریخ است. ما مطلقا مالک هیچ چیز نیستیم اما امانت دار تمام هستی هستیم. مالکیت وجود ندارد. هر چه هست امانت است و مادر مقابل امانت باید پاسخگو باشیم. مسئول هستیم.
***
تفکر امانت داری یعنی که هر آنچه که در عالم هستی وجود دارد به عنوان امانت در اختیار من است. می توانی از آن به اندازه رفع نیازهایت برداری و به بقیه کارهایت برسی. اقتصاد مصرفی می گوید هر چقدر که می توانی برداشت کن. اقتصاد تولیدی ( تفکر امانت داری) می گوید هر چقدر که نیاز داری برداشت کن.
***
هوش اقتصادی رابطه ما را با طبیعت برقرار می کند. طبیعت امانت است ، اجازه نداریم از بین ببریمش. اگر مالکش باشیم هر کاری که دلمان بخواهد می کنیم اما اگر امانت دار باشیم هر کاری که لازم است می کنیم.
***
ما تفکر عمومی بودن نداریم. از وسیله نقلیه عمومی استفاده نمی کنیم. با یک کیسه خواب و برای خوابیدن در جنگل به شمال نمی رویم. رختشورخانه عمومی نداریم. تفکر مصرف ، تفکر عمومی ندارد. ما به خاطر خاص شدن بچه هایمان بهای سنگینی می پردازیم. معمولی بودن بچه ها در راستای همین تفکر است.
***
عشق بین دو موجود مادی وجود ندارد. عشق فقط مختص خداست. عشق یعنی فنا شدن. البته می شود در یک موجود فانی دیگر هم فنا شد ، ولی در مقابلش چه به دست می آورید؟ در چه فنا شده ای؟ چه چیزی را با چه چیزی عوض کرده ای؟ از عشق مادی نمی توان به عشق معنوی رسید. عشق به ماورا را نمی توان در وجود یک انسان دیگر دید. زمانی که از هویتمان می گذریم و به کل می پیوندیم می شود : عشق. چون جسم مادی داریم نمی توانیم در عشق دائم باشیم اما لحظه هایی هست که می توانیم عشق را تجربه کنیم. همه این تجربه را دارند اما نامی ندارند که بر آن احساس عجیب بگذارند. احساسی که قابل توصیف نیست. مثل لحظه های در آغوش گرفتن یک نوزاد. حس خوشایندی که نمی شود بیانش کرد. مثل انجام کار خیری بدون گفتن به دیگران.تجربه عشق ،یک تجربه فردی است. قابل انتقال نیست. در عشق کسی حضور ندارد.
*
عشق به خدا ، انعکاسش در زندگی مادی مهر است. مهر به انسانهای دیگر. وقتی که به منبع متصل باشیم ، منبع بی نهایت مهر می شویم. دیگر من نیستیم، چیزی در ما جاری خواهد بود. آینه ای خواهیم بود برای انعکاس شعاع خورشید. ما منبع نور نیستیم. ما فقط آینه هستیم.
***
هدف هوش اقتصادی این است که بتوانیم با محوریت عقل بین درآمد و هزینه ، تعادل برقرار کنیم. باید از طریق هوش خلاق کسب در آمد کنیم و با هوش اقتصادی به طور صحیح خرجش کنیم. برای انجام یک کار ما به مهارت و انگیزه نیاز داریم. وقتی به کسی مهارتش را یاد ندهید و فقط به او انگیزه بدهید ، مثل کسی می شود که تشویقش کنید به پریدن در آب بدون آموختن شنا. بی شک غرق می شود. در اروپا کودکان مهارت را از خانواده می گیرند و به آرامش فکر می کنند. خانواده های ما به بچه مهارت نمی دهند و به رفاه فکر می کنند.
***
پول را برای چه می خواهی؟ پول باید برای "شدن" باشد نه "داشتن". برای "آرامش" باشد ، نه "رفاه"
شما هوش اقتصادي داريد يا نداريد؟ روبرت كيوساكي نويسنده كتاب پرفروش «پدر پولدار، پدر فقير» هوش اقتصادي را مهمترين عامل براي ثروتمند شدن ميداند
شما هوش اقتصادي داريد يا نداريد؟
11 سال از انتشار كتاب «پدر پولدار، پدر فقير» ميگذرد؛ كتابي از روبرت كيوساكي كه آثارش جزو پرفروشترين نويسندههاي «موفقيت» است....
او در اين كتاب، نه تنها عقايد و نظريههاي قبلي درباره پول را به چالش ميكشد، بلكه از سيستم آموزشي منسوخشدهاي صحبت ميكند كه در آن، چيزهايي آموزش داده ميشود كه به هيچوجه در زندگي واقعي مصداق ندارد. به عبارت ديگر، اين كتاب مسايلي را بيان ميكند كه بسيار پيش پاافتاده بهنظر ميرسند و البته نكته اصلي، همين است. كيوساكي ميگويد که قصد نداشته كتابي اقتصادي بنويسد؛ چراكه به گفته خودش، صدها كتاب در حال حاضر با همين موضوع وجود دارند، او قصد داشته به سيستم آموزشي رايج جامعهاش بفهماند که اين روش، روشي شكستخورده است كه به بچهها بگوييم براي موفقيت مالي به چه چيزهايي نياز دارند؟ او ميخواسته با گفتههايش، پدرها و مادرها را تكان دهد تا متوجه توصيههاي خطرناكي که به فرزندانشان ميکنند، باشند؛ از جمله: «نمره خوب بگير و به دنبال كاري امن و پردرآمد باش!» اين توصيهها بر اساس قوانين پولي قديمي بنا شده؛ آن زماني كه مردم در شركتها كار ميكردند و بعد از 30 سال با حقوق بازنشستگي مطلوبي بازنشسته ميشدند. از آن روزها خيلي گذشته. با ادغام شدن شركتها و كوچك شدن آنها و اتفاقات هر ماهه، روبرت كيوساكي معتقد است كه بازي كردن با قوانين قبلي بسيار مخاطرهآميز است و در آخر، اين كارمندها هستنند که ميبازند؛ نه مالكان و سرمايهدارها.
يادگاري شگفتآور و موفق «پدر پولدار، پدر فقير» نشان ميدهد روبرت كيوساكي و همسرش كيم كيوساكي - شريك او در تاسيس شركت پدر پولدار – ماموريتشان را براي آموزش دادن و قدرتمند كردن افراد به وسيله ارتقاي سطح سواد اقتصادي آنها درست انجام داده است. فلسفه اقتصادي روبرت كيوساكي از دوران نوجواني او شكل گرفت. بزرگ شدن در كنار 2 پدر - يكي ثروتمند و ديگري فقير - باعث شد او براي رسيدن به 2 هدف متفاوت تربيت شود. پدر تحصيلكرده او (پدر واقعياش) ميخواست او به مدرسه برود و كار شركتي راحتي را انتخاب كند اما پدر ثروتمندش (بهترين دوست پدر واقعياش) به او ميگفت كمپاني شخصي تاسيس كند. هر 2 مرد در كارشان موفق بودند و درآمد قابلتوجهي داشتند. با به وجود آمدن تغييرات اقتصادي، خانواده او هم دچار تحولاتي شد. يكي از پدران او به يکي از ثروتمندترين افراد هاوايي تبديل شد و ميليونها دلار براي خانوادهاش به جا گذاشت و از ديگري تنها چكهاي برگشتياش ماند. هر 2 براي تحصيلات ارزش قايل بودند اما نگاهشان متفاوت بود و ديد متفاوتي نيز به پول داشتند. يكي از آنها پول را زمينه همه بديها ميدانست و ديگري، بيپولي را. بهعنوان يك پسر جوان، داشتن 2 پدر متفاوت به او آموخت كه بايد مواظب آموختههايش چيزهايي كه از آن 2 نفر ميشود، باشد. او در 9 سالگي تصميم گرفت به حرفها و آموزههاي پدر پولدارش درباره پول گوش دهد و به همين دليل تحصيلات در زمينه مالي را شروع كرد.
شغل كيم از تبليغات براي بزرگترين آژانس هنولولو شروع شد. در 25 سالگي مجله تجاري هنولولو را درآورد. 2 سال بعد، يك كمپاني لباس تاسيس كرد. سال 1989 شروع به سرمايهگذاري در بنگاه املاك كرد که هماكنون ميليونها دلار دارايي برايش به ارمغان آورده است. كيم شريك اقتصادي روبرت شد و حالا 24 سال است كه زندگي مشتركي دارند. آنها شركتهاي آموزشي تجاري را در دور دنيا تاسيس كردهاند؛ 11 دفتر در 7 كشور، در سال 1994 شركتشان را فروختند و خود را بازنشسته كردند ولي بازنشستگي آنها مدت زيادي طول نكشيد.
اموالتان شما را ثروتمند نميكنند
روبرت كيوساكي خوب ميداند كه موفقيتاش تا حد زيادي ناشي از حركت در مقابل رسوم قديمي است. او ميگويد: «وقتي كتاب «پدر پولدار، پدر فقير» را نوشتم، به همه گفتم كه خانه شما ثروت شما نيست. خيليها به خاطر اين گفتهام از من انتقاد كردند ولي اگر با دقت به موضوع نگاه كنيد، ميبينيد كه امروزه خيلي از خانوادهها با بحران در گرو بودن خانههايشان مواجه هستند. آنها خانههايشان را از دست ميدهند چرا كه نميتوانند از عهده پرداخت وامهايشان برآيند. آنها افرادي هستند كه به خاطر نداشتن سواد و هوش اقتصادي نميتوانند تصميمات درست مالي بگيرند.» روبرت، هوش اقتصادي را اينطور تعريف ميكند: «اگر پولتان را در حساب سپردهتان بگذاريد، بانك هر ماه 3 درصد به شما سود ميدهد ولي اگر مساله تورم را در نظر بگيريم كه رشد آن حداقل 3 درصد است سود اقتصادي شما صفر ميشود. شما ميتوانيد پولتان را از هر راهي از دست بدهيد.» روبرت در سالهاي جوانياش روي طلا سرمايهگذاري كرد و درسهاي باارزش زيادي از آن آموخت، هر چند نتوانست از آن راه پولي را به دست آورد. او فهميد داراييها - مثل املاك، سهام، تجارت و پول - نميتوانند آدم را ثروتمند كنند؛ بلكه اين اطلاعات، دانش، الهامات و چگونگي اوضاع است كه به عنوان هوش اقتصادي ميتواند براي فرد ثروت به همراه بياورد.
روبرت ميگويد: «اولين كاري كه هر فرد براي افزايش داراييهايش ميتواند انجام دهد، اشتغال به يك كار پارهوقت است؛ يك تجارت خانگي كوچك مانند كمپانيهاي اينترنتي يا بازاريابي. پس كليد يك فعاليت مفيد، شروع يك تجارت كوچك و يادگيري تمام مسايل در مورد آن است.» او ميگويد خيلي از افراد هوش اقتصادي براي بالا بردن داراييهايشان دارند ولي يكي از عواملي كه باعث ميشود نتوانند پيشرفت كنند، اين است كه نميتوانند درك كنند كه پول، آنها را ثروتمند نميكند؛ بلكه روند انجام كار، آنها را به ثروت ميرساند و در مورد خيلي از افراد ديگر هم كه به ثروت نميرسند، علتش اين است كه ترجيح ميدهند حقوقي ثابت و مداوم داشته باشند تا اينكه عمليات اقتصادي را ياد بگيرند و هوش اقتصاديشان را پرورش دهند و ثروتمند شوند. آنها هميشه بهخاطر ترسي كه از فقير شدن دارند، عقب ميمانند: «من در كتاب دومم، «خرج و برج»، در مورد 4 دسته از مردم در دنياي تجارت صحبت كردهام. در اين كتابم افرادي را نشانه گرفتهام كه آماده هستند تا زندگيشان را عوض كنند؛ تغييري بسيار عظيمتر از عوض كردن شغل، يعني كساني كه آماده به دست آوردن ثروت براي خودشان هستند.»
در سال 1984، در اوايل ازدواج، اين زوج تصميم گرفتند زمينه كاريشان را عوض كنند. روبرت سعي ميكرد همه وقتش را صرف سمينار و كلاسهاي آموزشي كند. ولي آنها در يك بحران اقتصادي دست و پا ميزدند. كيم ميگويد:«ما براي مدتي بيخانه بوديم و حتي مجبور شديم مدتي در ماشينمان بخوابيم. همه درباره ما صحبت ميكردند و ميگفتند: «چرا سعي نميكنيد جايي استخدام شويد؟ چرا از رويايتان نميگذريد؟» اين آسانترين راه تسليم شدن بود ولي ما تسليم نشديم!» روبرت ميگويد: «ريسك كردن و اشتباه كردن از ضروريات يادگيرياند. من ريسك ميكنم چرا كه اينگونه مجبور ميشوم باهوشتر عمل كنم. وقتي يك خانه يا يك آپارتمان ميخرم، باعث ميشود كمتر به من فشار وارد شود احساس آرامش كنم و كمتر ريسك كرده و كمتر از هوشم استفاده ميكنم پس كمتر هم ياد ميگيرم كه چگونه در موارد سخت، عمل كنم.»
روزی حلال
روزي واژه اي است فارسي كه به معناي خورد و خوراك روزانه و آن چه كه روز به روز به كسي داده ميشود و قسمت او ميگردد . رزق واژهاي عربي است و معادل روزي مي باشد كه به معناي خوراك روزانه، نصيب و بهره به كار رفته است. در اصطلاح چيزي است كه مي توان از آن بهره برداري كرد. پس رزق چيز ي است كه قابليت بهره برداري دارد، در نتيجه رزق هر كس غيراز دارايي و ثروت اوست. پس رزق هر كس به ميزان برخورداري او از نعمت است نه ميزان دارائي اش. زيرا خداوند روزي خود را شامل حال همهي بندگانش مي كند.
اما ازآنجا که مال حرام پيوسته در روح و روان آدمي تأثيرات منفي مي گذارد قصد داریم تا بر اساس موضوعات ارائه شده در این مقاله برای افرادي كه نمي خواهند آلوده به حرامخواري شوند ، از آن استفاده نمايند و عوامل و زمينه هاي گرفتاري در مال حرام را بشناسند و به راحتي بتو انند خوشبختي و سعادت را در پيش روي خود داشته باشند.
اقسام رزق:
رزق را داراي چهار نوع برشمرده اند : رزق مقسوم ، رزق مملوك ، رزق موعود ، رزق مضمون
رزق مقسوم : رزقي است كه در ازل تقسيم شده و در لوح محفوظ نوشته شده است .
رزق مملوك : رزقي است كه در ملكيت شخص در آمده است.
رزق موعود: رزق خاصي است كه خداوند، صالحان و عابدان را به آن وعده داده است.
رزق مضمون : خوردني و نوشيدني است كه به اندازه مورد نيازانسان ازطرف خداوند ضمانت شده است
در تقسيم بندي ديگري، مي توان رزق را دو نوع ظاهري و باطني يا به عبارتي مادي و معنوي تقسيم كرد
رزق مادي : مانند خوردنيها و پوشيدني ها
رزق معنوي : مانند علوم و معارف ، نبوت و ... .
بسياري از دانشمندان اسلامي فرمودند كه در آيات الهي و احاديث پيشوايان ، واژه ي رزق به معناي رزق حلال است ، به اين معنا وقتي خداوند در آيهاي مي فرمايد: «مؤمنان كساني هستند كه : ينفقون مما رزقناهم از آن چه به ايشان روزي كرديم انفاق مي كنند» يعني از روزي حلال خويش به ديگران ميدهند.
از ديدگاه حضرت علي (ع) روزي بر 2 قسم است: «آن كه تو را ميخواهد و آن كه تو او را ميجويي. كسي كه دنيا را مي خواهد ، مرگ نيز او را مي طلبد تا از دنيا بيرونش كند وكسي كه آخرت خواهد، دنيا را مي طلبد تا روزي او را به تمام بپردازد
رزق در قرآن كريم:
واژهي رزق در قرآن نيز مورد استفاده قرار گرفته است به عنوان نمونه به چند آيه اشاره مي كنيم :
و لا تمدن عينيك الي ما متعنا به ازواجاً منهم زهره الحيوه الدنيا لنفتنهم فيه و رزق ربك خيرٌ وأبقي (س طه 131)
هرگز چشم خود را به نعمتهاي مادي كه به گروههايي از آنان داده ايم، ميفكن كه اينها شكوفههاي زندگي دنيا است و براي اين است كه آنان را بيازمائيم و روزي پروردگارت بهتر و پايدارتر است.
و لو بسط الله الرزق لعباده لبغوا في الارض و لكن ينزل بقدر ما يشاء انه بعبادهي خبيرٌ بصير.)س شوری 27 )
اگر خداوند روزي را براي همه بندگانش گسترش دهد، آنان در زمين طغيان مي كنند، از اين رو به مقداري كه مي خواهد نازل مي كند، او نسبت به بندگانش آگاه و بينا است.
بنابراین هرگز نبايد تصور كرد كه وسعت رزق دليل بر محبت خداوند و يا تنگي معشيت دليل بر خشم و غضب او است، زيرا خداوند گاه انسان را به وسعت روزي آزمايش ميكند و اموال سرشاري در اختيارش قرار مي دهد و گاه با تنگي معيشت ميزان مقاومت و پايمردي او را روشن ميسازد و آنها را از اين طريق پرورش ميدهد.
سرمايه و ثروت، گاهي زمينه ساز فساد و گناه مي شود، زيرا وقتي انسانها خود را بي نياز از خداوند ميبينند، طغيان مي كنند. «إن الانسان ليطغي أن رءاه استغني همانا انسان طغيان ميكند، زيرا خود را بي نياز ميبيند، گاهي ثروت مايه بلا و عذاب جان صاحبان آنهاست و هر گونه آرامش واستراحت را از آنها ميگيرد. چنانچه قرآن كريم در اين باره مي فرمايد :
فلا تعجبك اموالهم و لا اولادهم انما يريدالله ليعذبهم بها في الحياه الدنيا و تزهق انفسهم و هم كافرون
فزوني اموال و اولاد آنها تو را در شگفت فرو نبرد، خدا خواهد آنان را به اين وسيله در زندگي دنيا مجازات كند و در حال كفر بميراند. در جايي ديگر خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:
ايحسبون انما نمدهم به من مال و بنين نسارع لهم في الخيرات بل لا يشعرون (مومنون 55و56)
آيا آنان چنين ميپندارند كه اموال و فرزنـداني را كه به آنها داديم براي اين است كه درهاي خيرات را به رويشان بگشائيم ، چنين نيست آنهـا نمي فهمند
نقش تلاش انسانها در تقدير روزي:
نبايد از آياتي كه در زمينه ي تقدير و اندازه گيري روزي به وسيله ي پروردگار آمده چنين استنباط كرد كه تلاشها و كوششها نقشي در اين زمينه ندارند و اينها را بهانهي تنبلي و فرار از زير بار مسئوليتها و مجاهدتها در مقياس فرد و اجتماع قرار داد، كه اين پندار بر ضد آيات فراواني از قرآن مجيد است كه سعي و كوشش را معيار موفقيتها شمرده است
همانگونه كه در آيات قرآن آمده است :
لئن شكرتم لأزدينكم
هرگاه شكر نعمتها را به جا آورديد و آن را در مصرف واقعي صرف كنيد، نعمت را بر شما افزون مي كنم.
در جايي ديگر خداوند فرموده است كه مردم بايد همواره براي كسب روزي تلاش كنند:
هو الذي جعل لكم الارض ذلولاً فامشوا في مناكبها و كلوا من رزقه (ملک آیه 15)
او كسي است كه زمين را تسليم و خاضع در برابر شما قرار داد تا بر پشت آن راه برويد و از رزق آن استفاده كنيد.
قدرت خدا در روزي رساني:
از امام علي (ع) پرسيدند : اگر در خانه ي مردي را به رويش ببندند روزي او از كجا خواهد آمد؟ فرمود: از آن جايي كه مرگ او مي آيد
همانگونه كه در آيه «إن الله هوالرزاق ذوالقوة المتين (ذاریات 58) » همانا خداوند روزي دهنده و صاحب قدرت محكم است، آمده است.
روزي رسان خداوند:
از امام علي (ع) پرسيدند كه چگونه خدا با فراواني انسانها به حسابشان رسيدگي ميكند؟ حضرت پاسخ دادند :
آن چنان كه با فراواني آنان روزيشان مي دهد! و باز پرسيدند: چگونه به حساب انسانها رسيدگي مي كند كه او را نمي بينند؟ فرمود: همان گونه كه آنان را روزي ميدهد و او را نميبينند
قرآن تأكيد دارد كه انسانها روزي بخش خود را تنها خدا بدانند و از غير او تقاضا نكنند و به دنبال اين ايمان و توكل بر نيرو و تلاش و سعي خود متكي باشند همانگونه كه در ذيل آيه : «هل من خالق غيرالله يرزقكم من السماء والارض (فاطر 3 ) آيا خالقي غير از خدا وجود دارد كه شما را از آسمان و زمين روزي دهد.
فابتغوا عندالله الرزق(عنکبوت 17 ) تنها روزي را نزد خدا بجوئيد.
معناي وسيع تر روزي:
روزي معني وسيعي دارد كه روزي هاي معنوي را نيز همانگونه كه بيان كرديم در بردارد، بلكه روزي اصلي همين روزي معنوي است، در دعاها تعبير به رزق در مورد روزيهاي معنوي بسيار به كار رفته است، در مورد حج ميگوئيم: اللهم ارزقني حج بيتك الحرام. در مورد توفيق اطاعت و دوري از معصيت آمده: اللهم ارزقني توفيق الطاعه و بعد المعصيه. در دعاهاي روزه ماه مبارك رمضان مي خوانيم:
اللهم ارزقني فيه طاعه الخاشعين
هدف اين است كه با تمام تلاش ها و كوشش ها باز به روشني مي بينيم دست ديگري نيز در كار است كه گاه نتيجه ي تلاش ها بر باد مي رود و گاه به عكس، تا مردم فراموش نكنند در پشت عالم اسباب، دست قدرت« مسبب الاسباب» كار مي كند.
ارزش تلاش براي روزي حلال:
طلب حلال در مقام جهاد:
اسلام كار را يك نوع جهاد در راه خدا مي داند.
پيامبر اكرم (ص) فرمودند:«كسي كه در راه كسب روزي حلال براي خانواده اش تلاش كند مجاهد و حركت كننده در راه خداست»
كسب حلال و شرافت:
كار و تلاش مشروع براي كسب روزي حلال هر چه كه باشد، باز موجب شرافت و كرامت انسان مي شود و بهتر از آن است كه انسان دست خويش را پيش از ديگران دراز كند و سربار آنان باشد.
پيامبر اكرم(ص) در اين باره فرمودند: «اگر انسان هيزم را بر پشت خويش حمل كند، بهتر از آن است كه دست گدائي پيش ديگران درازكند كه معلوم نيست، چيزي به او بدهند يا ندهند ».
كسب حلال بهترين عبادت:
از ديدگاه پيشوايان معصوم عليهم السلام اگر نيتها خالص باشد و كار از راه حلال صورت گيرد، همه كارهاي انسان رنگ الهي به خود مي گيرد و ارزشي غير قابل وصف پيدا ميكند.
رسول خدا (ص) ميفرمايد:«عبادت داراي هفتاد جزء است كه با فضيلتترين آنها طلب روزي حلال است»
عوامل رساننده و افزاينده روزي:
حكم كسب درآمد حلال: از ديدگاه معصومين عوامل فراواني ذكر شده كه باعث زيادشدن روزي مي شود:
امام صادق فرمودند: من حسن بره اهل بيته زيدفي رزقـه هركه باخانو ادهي خود نيكوكار باشـد، روزيش زيـادمي شود.
امام صادق(ع) در جايي ديگر فرمودند: ان البر يزيده في الرزق نيكوكاري، روزي را زياد ميكند.
امام علي(ع) فرمودند: والعسر ليفسد الاخلاق، التَّسهل يدرالارزاق
سختگيري، اخلاق را تباه ميكند، آسان گيري (براهل و عيال و معاملات) روزيها را سرازير مي كند.
امام باقر(ع) فرمودند: الزكاه تزيد في الرزق ؛ زكات دادن روزي را زياد مي كند.
امام علي در جايـي ديگر فرمـودند:«من حسنت نيتـه، زيد في رزقه»
هر كه خوش نيت باشد، روزيش زيـاد ميشود.
پيامبر اكرم فرمودند :« صدقه زياد بدهيد، تاخداوند به شما روزي بدهد».
رسول خدا(ص) فرمودند: «طلب الحلال فريضيه علي كل مسلم و مسلمه» كسب درآمد حلال بر هر مرد و زن مسلماني واجب است.
رسول خدا(ص) فرمودند: «طلب الحلال جهاد» كار كردن براي كسب درآمد حلال جهاد است.
عوامل روزي بر:
امام باقر(ع) فرمودند : «ان العبد ليذنب الذنب فيزوي عنه الرزق»
بنده گناه مي كند و به سبب آن روزي از او زده مي شود.
ديدگاه پيامبر راجع به عاملي كه روزي را از بين مي برد اين است كه ايشان فرمودند:
هركه حقي از حقوق برادر مسلمان خود را پايمال كند، خداوند بركت روزي را بر او حرام گرداند مگر آن كه توبه كند
امام صادق(ع) فرمودند: «كثرهُ السحت يمحق الرزق» ؛ حرامخواري زياد، روزي را مي برد.
بهترين روزي:
بهترين روزي آن است كه انسان را كفايت كند. از پيامبر خدا رسول اكرم (ص) روايت شده است:
طوبي لمن أسلم و كان عيشه كفافا خوشا به حال كسي كه مسلمان باشد و زندگيش به قدر كفاف.
رسول خدا فرمودند : بهترين روزي آن است كه به قدر كفايت باشد
بسندگي به كفاف:
امام علي (ع) فرمودند: آن كس كه به اندازه كفاف بسنده كرد، به آسايش دست يافت و از زندگي آسان و خوشي برخوردار شد
امام صادق(ع) فرمودند: در انجيل آمده است كه عيسي (ع) عرض كرد بار خدايا! صبح يك گردهي نان جو، شب گردهاي ديگر مرا روزي فرما و بيش از اين روزيم مده كه دچار طغيان شوم .
واما ...
هدف ازنگارش اين مطالب اين بود كه پرده از چهره ي زشت مال حرام برداشته شود و آفات روحي و جسمي آن به مردم نشان داده شود تا مردم آنها را بشناسند و از ميوه هاي ناخوشايند آن باخبر شوند.
کسب روزی حلال نه فقط برای به دست آوردن تمتعات دنیوی بلکه وسیله قربت برای بندگان خداست. بنده مسلمان فقط پس از کسب روزی حلال است که به ادای خمس و زکات و نذر و قربانی می پردازد و از روزی خود انفاق می کند. بنابراین روزی حلال نقش مهمی در رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی دارد
و در این مقوله حکایتی از امیرمومنان علی علیه السلام نقل می کنیم :
میفرمایند حضرت برای نماز به مسجد می رفتند به مردی در کنار درب مسجد فرمودند: این مرکب مرا نگه دار تا برگردم
بعد از رفتن حضرت ، مرد افسار را دزدید و فرار کرد .علی (ع) در حالی که دو درهم در دست داشتند تا به عنوان حق الزحمه به مرد بدهند از مسجد بیرون آمدند.چون دیدند مرد رفته و لجام را نیز برده دو درهم را به غلامی دادند تا از بازار افساری بخرد .غلام رفت و در بازار افسار سرقت شده را یافت و آنرا به دو درهم خرید و افسار را گرفت و نزد حضرت آورد. حضرت فرمودند :
انسان بر اثر عجله ، روزی حلال را بر خودش حرام می کند ، در صورتی که با عجله نمی توان روزی را زیاد کرد!
امید که همه ما وشما نیز در پی کسب روزی حلال باشیم و مشمول عنایات خاصه پروردگار متعال قرار گیریم . انشاءلله
ارزش آدمى به اندازه همّت او ، و عملش به اندازه نيّت اوست
ارزش هر کس به اندازه همّت اوست.
بازي هر کس به اندازه تمرين اوست ....
جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست - حضرت علی (ع)
رزق و روزی هر کس به قدر نیت اوست
ارزش کار هر کس به نیّت اوست. ...
قدر و منزلت انسان به اندازه همت اوست
علي قدر النيه تكون من الله العطيه يعني عطاي خداوند به هر كس به اندازه نيت اوست.
رزق هر کس غیر از دارایی اوست !
رزق هر کس به میزان برخورداری او از نعمتها است نه میزان دارائیاش
36 روش برای جذابیت بیشتر
این یک واقعیت است که ما میخواهیم مردم دوستمان داشته باشند و وقتی میگوییم اهمیتی ندارد که مردم در موردمان چه فکر میکنند حقیقت را نگفته ایم. همه ما آرزو داریم که دوستمان بدارند، به ما احترام بگذارند و به دید مثبت در ما بنگرند.
تعاملات انسانی ما برای ایجاد احساس خوب بودن، عزت نفس و شادی حیاتی هستند. وقتی متوجه میشویم که شخصی ما را دوست ندارد یا به طریقی از ما دوری میکند احساسات متفاوتی به سراغمان می آید از خشم و عصبانیت گرفته تا غمی ژرف و ناراحتی بی انتها.
هر یک از ما که تلاش کرده در نظر همه جذاب و دوست داشتنی باشد سرانجام به این نتیجه رسیده که این تلاشی خسته کننده و بیهوده است.
غیر ممکن است که دیگران را مجبور به دوست داشتنتان کنید زیرا حتی اگر موفق هم بشوید سرانجام در این روند خودتان را گم میکنید. وقتی شما سعی میکنید آنچه باشید که دیگران میخواهند و یا برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران نقش بازی کنید معمولا کسانی که آرزو میکنید جذب شما شوند از شما دور میشوند زیرا نسبت به شما احساس بیگانگی میکنند.
راه جذب دیگران در این است که کاری انجام دهیم که واقعا سخت باشد و این نیازمند این است که در درجه اول خود را دوست داشته باشیم و به خود احترام بگذاریم.
تنها زمانی که ما خودمان را دوست داشتنی میدانیم و وجود، نیازها، عقاید، ارزش ها و ویژگی های شخصی واقعی خود را میپذیریم، به فرمول جذابیت دست یافته ایم. اگرچه همه جذب صداقت شما نمیشوند اما آنهایی که به طرف شما جذب میشوند معمولا دارای هوش هیجانی بالا و افرادی رشد یافته و بالغ هستند که قدر روابط بی پیرایه و حقیقی را میدانند.
دوست داشتن خویشتن، اعتماد به نفس و صداقت کلیدهای اصلی جذابیت هستند. برای افزایش جذابیت و تبدیل وضعیت از "تلاش برای جذب افراد" به "جذب خودکار افراد" یک سری تغییرات و تدابیر ویژه وجود دارد که میتوانید اتخاذ کنید.
شما میتوانید از این روش های زیر برای جذابیت بیشتر خود استفاده کنید:
1. روش زندگی خودتان را داشته باشید.
خود واقعی تان، فلسفه، ارزش ها و علائق تان را شکل دهید و تعریف کنید به جای اینکه ناخودآگاه آنها را از خانواده، همسالان، مذهب یا فرهنگتان بگیرید.
2. نیاز به تایید دیگران را از زندگی خود حذف کنید.
به خاطر عقاید دیگران یا میل به تایید دیگران کاری را انجام ندهید. به خاطر آنچه برای خودتان مهم و ارزشمند است دست به انجام کارها بزنید.
3. به غریزه خود اعتماد کنید و دست به تجربه های جدید بزنید.
خود را بشناسید و حتی اگر در این مسیر شکست خوردید آنچه را که باعث لذت شما میشود و برای شما هیجان انگیز است کشف کنید.
4. دیگران را همان گونه که هستند قبول کنید.
در مورد دیگران قضاوت و انتقاد نکنید. روی نقاط قوت آنها تمرکز کنید. یاد بگیرید که با افراد با روحیه ناملایم بدون کوچک کردن خود رفتار کنید.
5. واقعا به سخن افراد گوش کنید.
فراتر از گوش دادن وموافقت با آنها عمل کنید. کاری کنید که آنها بفهمند شما واقعا آنها را درک می کنید.
6. به مشکلات حل نشده در زندگی تان توجه کنید.
رو راست باشید. ببخشید و اگر لازم است تقاضای بخشش کنید انرژی که صرف این مشکلات کرده اید را صرف کارهای بهتری کنید.
7. زندگی سالمی داشته باشید.
فعالیت ورزشی روزانه داشته باشید. در غذا خوردن از هوا و هوس پیروی نکنید و غذای سالم بخورید تا برای جسمتان مفید باشد. این کار را برای احترام به خودتان انجام دهید نه برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران.
8. خودتان وارد عمل شوید.
برای انجام کارها منتظر نمانید. خلاق، اهل عمل و یاری رسان باشید.
9. به افراد نشان دهید که به آنها اهمیت میدهید.
فقط حرف نزنید. به گونه ای با آنها برخورد کنید که بفهمند برایشان ارزش قائلید.
10. به جنبه مثبت افراد توجه کنید.
نه از این نظر که چه کسانی هستند بلکه از این منظر که چه کسانی میتوانند باشند و این دیدگاه خود را از به آنها منتقل کنید.
11. مطمئن شوید که نیازهای خودتان محقق شده اند.
نیازهای اولیه خود را تشخیص دهید و بفهمید برای شما چه چیز در روابط مهم و ارزشمند است.
12. به زیبایی سخن بگویید.
سخنان خود را جهت متعالی ساختن، الهام بخشیدن، برانگیختن و تشویق کردن دیگران به کار ببرید. از انتقاد یا کنایه خودداری کنید.
13. به آسانی بخندید.
شاد باشید. زندگی را خیلی جدی نگیرید و به دنبال خلق لذت و شادی باشید.
14. شایعه پردازی نکنید.
تصمیم بگیرید که در مورد دیگران به گونه ای صحبت نکنید که صراحتا و یا ضمنا انتقادی باشد. اخبار و اطلاعاتتان را به خاطر ارضای حس قدرت و یا دسیسه کردن علیه دیگران افشا نکنید.
15. به جای شکایت، درخواست کنید.
اگر چیزی از کسی میخواهید به صورت مستقیم درخواست کنید به او غر نزنید و یا پیش دیگران از او گله و شکایت نکنید.
16. موقعیت ها را به درستی مدیریت کنید.
در اسرع وقت با مهربانی اما به طور واضح به موضوعات منفی رسیدگی کنید.
17. جر و بحث نکنید.
لبخند بزنید و مکان را ترک کنید تا زمانی که شرایط یک گفتگوی سالم فرا برسد.
18. تنها زمانی که از شما درخواست میشود کمک کنید.
فکر نکنید که دیگران میخواهند شما مشکلاتشان را حل کنید و یا اینکه شما صلاح شان را بهتر میدانید. فقط آماده باشید و هرگاه از شما کمک خواستند وارد عمل شوید.
19. به مشکلات دیگران اهمیت دهید اما بی طرف بمانید.
بگذارید دیگران بدانند که وقتی با مشکلی روبرو میشوند شما واقعا به آنها اهمیت میدهید اما گرفتار مشکلاتشان نمیشوید.
20. با قلبتان ببینید و نه با چشمانتان.
به افراد، سطحی نگاه نکنید. وضعیت مالی، ظاهر و بدنامی اهمیتی ندارند. به دنبال راستی و صداقت در درون شخص بگردید.
21. به جای جواب منفی، جواب مثبت ندهید.
وقتی شما به جای نه، بله می گویید دچار خشم درونی میشوید. تنها زمانی جواب مثبت بدهید که دلتان میخواهد و تحت فشار نیستید.
22. به دیگران نشان دهید که حق شناس هستید.
به آنها بگویید و نشان دهید که از اینکه آنها را در زندگی خود دارید خوشبختید.
23. دیگران را سرزنش نکنید.
سعی کنید دیگران را آزار ندهید و باعث نشوید که به خاطر انتخاب ها، تصمیمات و اعمالشان احساس بدی پیدا کنند.
24. بیشتر از آنچه که مورد انتظار است از خود مایه بگذارید.
بیش از حد نیاز کاری را انجام ندهید اما ابتکار عمل داشته باشید و گاهی بیشتر از آنچه که باید از خود مایه بگذارید.
25. در روابط خود همواره مسیر پیشرفت را طی کنید.
کنترل کننده یا وابسته نباشید. روابط را به گونه ای پیش ببرید که برای هر دو طرف رو به تعالی و رضایت بخش باشد.
26. شخص بزرگی باشید.
به دنبال این نباشید که اعتبار کسب کنید، دیگران را کوچک کنید یا مورد ستایش قرار بگیرید. دانش و قدرت خود را در زمان مناسب نشان دهید.
27. فروتن باشید.
به خود بخندید، از عیب ها و اشتباهات خود آگاهی داشته باشید و قبول کنید که آنها شخصیت شما را تعریف نمیکنند.
28. همیشه آماده یادگیری باشید.
هوش و تحصیلات عالیه خود را به رخ دیگران نکشید. بدانید که همیشه چیزی برای یاد گرفتن وجود دارد حتی از کسانی که دانش کمتری دارند.
29. بگذارید انتخابتان کنید.
علاقه صادقانه خود را به دیگران نشان دهید. از کلمه شما بیشتر از کلمه من استفاده کنید. با اشتیاق به دیگران گوش کنید و جنبه های مثبت شان را به آنها گوشزد کنید.
30. به افراد هدایایی دهید که دوست دارند.
هدایایی نخرید که برای خود شما مهم است و یا دیگران را تحت تاثیر قرار میدهد.
31. پیوسته خود را به چالش بکشید.
متوسط نباشید. به معلومات گذشته خود اکتفا نکنید. مدام در حال پیشرفت باشید و در مواجه با فرصت ها و نحوه استفاده از آنها خلاقیت داشته باشید.
32. ساده زیستی پیشه کنید.
زیرا باعث میشود شما تحت فشار، عجول، به هم ریخته و یا گیج و سردرگم نباشید. به خودتان زمان و مکانی برای تمرکز بدهید.
33. قدرت فوق العاده زمان حال را بپذیرید.
هیچ چیز ارزشمندتر از این لحظه نیست. آن را به بهترین لحظه ممکن تبدیل کنید.
34. برخلاف جریان آب شنا نکنید.
با افراد و موقعیت هایی که نمیتوانید تحت کنترل خود قرار دهید مبارزه نکنید. راه آسانتر این است که مسیر خود را تغییر دهید.
35. مسیر رشد را طی کنید.
در مسیر پیشرفت حرکت کنید و گوش به زنگ فرصت های رشد و تغییر باشید.
36. بپذیرید که شما برای همه جذاب نخواهید بود.
هر چه شما رشد کنید و جذاب تر شوید افراد کم تری جذب شما میشوند. اما این تعداد کمتر، گروه شگفت انگیزی خواهند بود.
- خوشحال بودن یعنی به دست آوردن یک زندگی و تقسیم آن با دیگران!
- برای زندگی کردن دو راه وجود دارد:
یکی اینکه گویی هیچ معجزه ای وجود ندارد و دیگری اینکه گویی همه چیز یک معجزه است.
- اغلب روابط عاشقانه به سمت شکست می روند. نه بخاطر حضور نداشتن عشق. عشق همیشه حاضر است. تنها مشکل این است که یکی بسیار زیاد دوست داشته شده است و دیگری به اندازه کافی دوست داشته نشده است!
- اگر می دانستید که افکارتان چقدر قدرتمند است، هیچگاه حتی برای یک بار دیگر هم منفی فکر نمیکردید!
- در یک رابطه بودن به معنای بوسیدن، قرار گذاشتن یا در دسترس بودن و... نیست. به معنای بودن با کسی است که شما را به گونه ای خوشحال کند که هیچ کس دیگری نتواند!
- زنانی که خود را باور دارند و می دانند که اگر تصمیم بگیرند قادر به انجام هر کاری هستند، دارای یک زیبایی درونی هستند.
- اگر کسی همان مقدار عشقی که شما نثارش میکنید، نثارتان نکرد، و به گونه ای رفتار کرد که گویی در اغلب اوقات اهمیتی ندارید، این میتواند نشانه ای بزرگ از این حقیقت باشد که در زندگیتان به وی نیازی ندارید.
تنها کسانی که واقعاً در زندگیمان به آنها نیاز داریم، آنهایی هستند که به ما احترام می گذارند و در زندگیشان به اندازه کافی خواهان ما هستند. تنها کسانی که در زندگی به آنها نیاز دارید کسانی هستند که در زندگیشان به شما نیاز دارند...
- یک پسر میداند چیزی را که میخواهد چگونه بدست آورد. یک مرد میداند چیزی را که به دست آورده چگونه نگه دارد.
- ممکن است شاهزاده ام را پیدا کنم اما پدرم همیشه پادشاه من خواهد ماند!
- هیچگاه نمی توانید یک اشتباه را دو بار مرتکب شوید چرا که بار دوم دیگر آن یک اشتباه نیست بلکه یک "انتخاب" است.
- به خودتان اجازه ندهید توسط این سه چیز تحت کنترل درآیید: گذشته تان، مردم و پول.
- ذهن فراموش می کند اما دل همیشه بخاطرش می ماند.
- هرگز برای کسی که شما را اذیت می کند گریه نکنید... در عوض لبخند بزنید و به او بگویید، ممنون بخاطر اینکه به من فرصت دادی تا کسی بهتر از تو را پیدا کنم!
- زمانی فرا می رسد که مجبور می شوید بگذارید کسی برود و دیگر با او ارتباطی نداشته باشید. اگر کسی شما را در زندگیش بخواهد راهی پیدا میکند تا شما را در آن بگنجاند... باید فراموشش کنید و این حقیقت را بپذیرید که آن گونه که شما دوستش داشتید، او نداشت و بگذارید به آرامی از زندگیتان برود.
گاهی اوقات رفتن آسان تر از ماندن است. ما تا قبل از اینکه کسی را فراموش کنیم تصور می کنیم که کار سختی است. اما وقتی فراموش میکنیم به خود می گوییم که چرا زودتر ترکش نکردیم؟!
- همیشه دنبال افرادی که کمترین اهمیت را در زندگی به ما می دهند می دویم! چرا به این کار پایان ندهیم و اطرافمان را نگاه نکنیم تا ببینیم چه کسانی دنبال ما می دوند؟
- همه افراد به عنوان یک انسان باید مورد احترام قرار گیرند اما از هیچکس نباید بت ساخته شود.
من... هستم قدرتمندترین کلمات هستند چرا که هر کلمه ای بین این دو قرار دهید واقعیت شما را شکل می دهد.
- وقتی یک خانم به شما می گوید "چی؟" ، به این دلیل نیست که حرف شما را نشنیده است. به شما فرصتی می دهد که گفته خود را اصلاح کنید.
- اگر کسی را ترک می کنید لااقل به وی علتش را توضیح دهید؛ چون اینکه ببینید لایق یک توضیح ساده هم نبوده اید دردناک تر از خود ترک شدن است.
- هر روز ممکن است خوب نباشد...اما چیزی خوب در هر روز وجود دارد!
- عشق یک چرخه است:
وقتی عاشق می شوید، صدمه می بینید.
وقتی صدمه می بینید، متنفر می شوید.
وقتی متنفر می شوید، سعی می کنید فراموش کنید.
وقتی سعی می کنید فراموش کنید، دل تنگ می شوید.
وقتی دل تنگ می شوید...
در نهایت دوباره عاشق می شوید!
- معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد، شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید... و چگونه آغاز می شود، اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد و شما متوجه می شود که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است!
- کسانی که زندگی خود را وقف به دست آورن منافع مادی و ثروت کرده اند به شما خواهند گفت که احساس خوشبختی را در اموال خود نمی یابند.
خوشبختی هرگز انعکاس ثروتهای مادی یک شخص نیست، بلکه انعکاس ثروتهای معنوی و احساسی او است.
خوشبختی انعکاس تعداد روابط دوستانه ای است که هر کس می تواند داشته باشد، انعکاس تعداد افرادی است که در طول زندگی خود توانسته خوشبخت و هدایت کند، و نتیجه قدرشناسی از داشته ها است و نه میزان نارضایتی از نداشته ها.
قدردان داشته هایتان در زندگی باشید و تا می توانید در خوشبختی و هدایت دیگران تلاش کنید و زندگیتان را بخاطر آنچه که هم اکنون هست دوست بدارید.
- اغلب ما تمایل داریم فراموش کنیم که خوشبختی در نتیجه بدست آوردن نداشته ها حاصل نمیگردد، بلکه از طریق شناختن و قدرشناسی داشته هایمان بدست می آید.
- 6 کلید یک رابطه موفق: دوستی، آزادی، صداقت، اعتماد، درک و ارتباط.
- زیبا بودن فراتر از آن است که چه تعداد پسر را مجذوب تماشای خود کنید، یا چه میزان آرایش داشته باشید. زیبا بودن این است که برای چه زندگی میکنید، و معنای شما چیست. زیبایی، قلب شما است و آنچه که باعث خاص شدن شما میگردد.
- زیبایی همان خصوصیات کوچکی است که هویت شما را تشکیل می دهد. زیبایی یعنی مبارزه با مشکلات، و زندگی کردن صادقانه در مسیر فکر. زیبایی این است!
- اگر خدا دعاهای شما را مستجاب کند، ایمانتان را افزایش داده، اگر با تاخیر مستجاب کند، صبرتان را زیاد کرده و اگر مستجاب نکند، چیز بهتری برایتان در نظر دارد.
- فردی که به هیچ کس اعتماد نمیکند مستعد آن است که خود نیز فردی غیر قابل اعتماد نزد همگان شود.
- هرگاه آماده بودید؛ عاشق شوید، نه هرگاه که تنها بودید.
- دردناک ترین محبتها آنهایی است که با ریا، تزویر و تظاهر آمیخته است و لذت بخش ترین محبتها آنهایی هستند که در عین کوچک بودن با خلوص نیت و با بی آلایشی همراه است.
- فرار کردن از مشکلات فقط فاصله رسیدن به راه حل را افزایش می دهد. آسان ترین راه برای گریختن از مشکلات حل کردن آنها است.
- انسان نمی تواند اقیانوسهای جدید را کشف کند مگر اینکه شجاعت از دست دادن دید ساحل را داشته باشد.
- یک فرد موفق کسی است که بتواند از آجرهایی که دیگران به طرفش پرتاب کرده اند، ساختمانی محکم بنا کند.
- اگر نتوانید به یک خانم احترام بگذارید، حق صحبت کردن با وی را از دست خواهید داد.
- وقتی کسی را می بخشید، شخصی که بیشترین منفعت را می برد، خود شما هستید.
- یک انسان می تواند چندین بار شکست بخورد، اما تا زمانی که شروع به عیب جویی و مقصر دانستن دیگران نکند، مغلوب شمرده نخواهد شد. پذیرش مسئولیت کارها در زندگی اولین قدم برای بهبود شرایط است. شما نه تنها ستاره فیلم زندگی خود هستید، بلکه فیلم نامه را هم خودتان می نویسید.
- من خود را از روی تعداد موانعی که در مسیرم قرار گفته است معنی نمی کنم؛ من خود را از شجاعتی که پیدا کرده ام تا هدفهای تازه ام را با جدیت دنبال کنم معنی میکنم...
من خود را از روی تعداد ناامیدی هایی که با آنها موجه شده ام معنی نمی کنم؛ من خود را از روی بخشش و ایمانی که برای آغاز دوباره پیدا کرده ام معنی می کنم...
من خود را از روی اینکه یک رابطه چقدر بطول انجامیده است معنی نمی کنم؛ من خود را از مقداری که تا کنون عشق ورزیده ام و خواهم ورزید معنی میکنم...
من خود را از روی دفعاتی که زمین خورده ام معنی نمی کنم؛ من خود را از روی دفعاتی که روی پای خود ایستاده ام و مبارزه کرده ام معنی می کنم...
من درد خود نیستم... من گذشته ام نیستم... من آنی هستم که از آتش برخاسته است...
- فاصله ها آزمونی است که بفهمیم عشق تا چه اندازه میتواند به دور دستها سفر کند.
- این هیچ مفهومی ندارد که نفر دوم زندگی کسی باشید، در صورتی که می دانید به اندازه کافی خوب هستید که نفر اول زندگی کس دیگری باشید. ارزش خود را درک کنید.
- سخن گفتن با خدا مانند صحبت کردن با یک دوست پشت تلفن است... ممکن است او را در طرف دیگر نبینیم، اما می دانیم که دارد گوش می کند.
- کلمات بیش از آنچه که شما تصور می کنید تاثیر گذارند. همیشه پیش از صحبت کردن فکر کنید.
- اگر در آرزوی یک زندگی بدون درد و رنج هستید، هرگز زیبایی رنگین کمان بعد از باران را نخواهید دید... روزهای خوب دوباره خواهند آمد...
- گفتن خداحافظ به کسی که نمی خواهید بگذارید برود واقعاً دردناک است، اما حتی دردناک تر این است که از کسی که هیچگاه قصد ماندن نداشته بخواهید بماند!
- صداقت، مهمترین اصل یک رابطه موفق است: در موردش فکر کنید...
- ماهی گفت:
"من نمی توانم اشکهایم را ببینم چون در آب هستم."
آب گفت:
"من میتوانم اشکهایت را حس کنم چون تو در قلب من هستی."
نتیجه: ما می توانیم دردها و رنجهایمان را مخفی کنیم اما هرگز قادر نیستیم به کسانی که برایمان بیشترین اهمیت را قائلند دروغ بگوییم. آنها برای خبردار شدن از احوال ما نیازی به کلمات ندارند.
- وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنید، در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت:
شخصی برای زندگی یا درسی برای زندگی
- مسیر رسیدن به خوشبختی:
1- قلبتان را از کینه خالی نگه دارید.
2- ذهنتان را از نگرانی خالی نگه دارید.
3- ساده زندگی کنید.
4- کم توقع باشید.
5- زیاد به دیگران ببخشید.
- به محض اینکه یاد بگیرید به جای نگران بودن از گذشته و آینده، در لحظه حال زندگی کنید و قدردان آن باشید، زندگیتان دگرگون خواهد شد.
- انسان موفق کسی است که در انتها پیروز شود نه در ابتدا.
- ایمان داشتن زندگی به این معنا نیست که کشتی شما با آبهای خروشان و دردسر ساز مواجه نخواهد شد، بلکه به این معنا است که کشتی شما هیچگاه غرق نخواهد شد.
- آسان ترین روش برخورد با کسانی که دوستشان نداریم این است که اصلاً برخوردی با آنها نداشته باشیم.
- اگر افسردگی دارید، در حال زندگی در گذشته هستید. اگر اضظراب دارید، در حال زندگی در آینده هستید. اگر آرامش دارید درحال زندگی در زمان حال هستید.
- ارزشمند ترین ثروتی یک مرد می تواند در این دنیا مالک آن باشد، قلب یک زن است.
- کسی که در برابر خداوند زانو می زند، میتواند در برابر هر کسی ایستادگی کند.
- فراوانی باران را می شنوم! موفقیت در راه است، پیروزی شما نزدیک است و نعمتهای خدا در کنارتان. حقیقت این است، "هنوز حتی ابر کوچکی هم نمی بینم. اما در اعماق جانم می دانم، حادثه خوبی قرار است اتفاق بیفتد!!!"
- تا زمانی که مشغول بازخوانی فصل پیشین زندگی خود هستید، نخواهید توانست فصل بعدی آن را آغاز کنید.
- آسانسور موفقیت خراب است، باید از پله ها استفاده کنید، یک قدم در هر زمان.
- کمال را نمی توان بدست آورد، اما اگر به دنبال آن باشید می توانید به برتری برسید.
- دوست داشتن به معنی عذر خواهی نیست، بلکه به معنای اجتناب از کارهایی است که شما را مجبور به عذر خواهی میکند.
- برای دو چیز نباید وقتتان را تلف کنید:
مسائلی که برایتان اهمیت ندارند و کسانی که فکر میکنند شما اهمیتی ندارید.
- لبخند بزنید و بگذارید همه بدانند که امروز بسیار قوی تر از دیروزتان هستید!
- وقتی واقعاً کسی را دوست داشته باشید، سن، فاصله، قد و وزن فقط یک عدد خواهند بود.
- روابط مانند پرندگان هستند، اگر آنها را خیلی محکم نگهدارید، می میرند. اگر خیلی سست نگهدارید، می پرند. اما اگر آنها را با مراقبت و دقت نگهدارید، برای همیشه کنارتان خواهند ماند.
- 7 جمله مهم :
1- با گذشته تان صلح برقرار کنید تا زمان حال شما را تباه نکند.
2- آنچه که دیگران درباره شما فکر می کنند اهمیتی ندارد.
3- زمان همه چیز را التیام می بخشید. کمی زمان دهید، فقط مقداری.
4- هیچکس دلیل خوشبختی شما نیست مگر خود شما.
5- زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنید، شما درک درستی از ماهیت زندگی آنها ندارید.
6- خیلی زیاد فکر نکنید، ندانستن پاسخ همه پرسش ها اشکالی ندارد.
7- لبخند بزنید، چرا که شما صاحب همه مشکلات دنیا نیستید.
- برای زندانی بودن لازم نیست شخصی پشت میله ها باشد، انسانها میتوانند زندانی و یا "برده" عقاید و اندیشه های خود باشند.
- بهترین انتقام این است که به راه خود ادامه دهید و اتفاقات بد را فراموش کنید، به هیچکس اجازه ندهید از تماشای رنج شما لذت ببرد.
- در آغوش گرفتن ها برای این ابداع شدند تا بدون اینکه مجبور به گفتن چیزی باشید به انسانها بفهمانید چقدر دوستشان دارید!
- دوست واقعی کسی است که وقتی زمین خورده اید تلاش کند بلندتان کند، و اگر نتوانست او نیز همانجا کنار شما بنشیند!
- شما در انتخاب آزادید... اما از پیامد انتخابتان آزاد نیستید... عاقلانه انتخاب کنید!
- برخی افراد نمی توانند تحمل کنند که شما در حال پیشرفت هستید و به همین خاطر برای عقب نماندن از شما، گذشته تان را پیش می کشند و موانعی در مسیرتان ایجاد میکنند. به آنها توجه نکنید و به راهتان رو به جلو ادامه دهید...
- اینکه در گذشته چه کسی بودید اهمیتی ندارد، اینکه تبدیل به چه کسی شده اید مهم است.
- گاهی اوقات به ما فقط چند دقیقه فرصت داده میشود تا با کسی که دوستش داریم دیدار کنیم، و سپس هزاران ساعت تا با فکر کردن به او سپری کنیم...
- وقتی زندگی یک صد دلیل برای گریستن به شما نشان می دهد، به زندگی نشان دهید که یک هزار دلیل برای لبخند زدن وجود دارد!
- هرگز اجازه ندهید کسی الویت شما باشد در حالی که شما فقط یکی از انتخابهایش هستید!
| Design By : Night Melody |




