|
آرامش با یاد خدا خداوند بینهایت است و لامكان و بی زمان اما به قدر فهم تو كوچك میشود و به قدر نیاز تو فرود میآید،
| |||||
|
بدن شما به طور روزانه مقداری امواج الکترومغناطیسی دریافت می کند. شما امواج الکترومغناطیس که از تجهیزات الکتریکی استفاده می کنید و نمی توانید از آنها فرار کنید را دریافت می کنید و همچنین از طریق لامپ های روشن که حتی برای یک ساعت هم خاموش نمی شوند. شما منبعی هستید که مقدار زیادی امواج الکترومغناطیسی دریافت می کنید. به عبارت دیگر شما با امواج الکترومغناطیسی شارژ می شوید بدون این که بفهمید! ک دانشمند غیر مسلمان از اروپا تحقیقاتی را برای یافتن بهترین روش جهت خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که به دبدن آسیب می رساند را انجام داد در نهایت تعجب به نتیجه ای عجیب رسید؛ نتیجه ای که برای او به عنوان یک دانشمند غیر مسلمان باور نکردنی بود! تحقیقات وی نشان می داد که سجده کردن به سمت کعبه مقدس بهترین راه برای کاهش یافتن شدید سطح انرژی های منفی بدن انسان است. آنچه این تحقیق را شگفت انگیزتر می کند، این است: چنین است که نماز را آرامش دهنده قلب ها می خوانند و بر مرتب و سر وقت خواندنش تاکید دارند. اگر انسان می توانست تمام نامکشوفه های طبیعت را کشف کند، حکمت احکام اسلامی هم برایش گشوده می شد، اما افسوس که علم آدمی ناقص است و اسرار طبیعت بسیار. یک پژوهشگر هلندی غیر مسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «ا…» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی شده و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می کند. به راستی که قرآن کریم در آیه ای کریمه می فرماید:
[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 10:30 ] [ محسن جعفری ]
ضرب المثلهای قرآنی: بهای تلاش
[ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 ] [ 12:40 ] [ محسن جعفری ]
خوف و رجا... به راستی ترس و امید، بیم و آرزو دو کفه ی ترازوی وجود ما هستند. همان قدر که مطمئنیم خداوند به بندگان خود جور و ستم روا نمی دارد باید بدانیم که از عذاب گناهانمان ایمنی نخواهیم داشت و همان قدر که از عذاب او هراسانیم به رحمت و لطف بی منتهای کرمش امیدواریم! خوف و رجا دو اکسیر متناقضی که وجودمان را طلا می کند. امیدواری به رحمت او و خوف از گناهان و عقوبت آن ها. هرگاه انسان در تعادل میان امیدواری و هراسان بودن باشد جا پای قدمهای نبی خود گذارده و می تواند ضامنی برای عملکرد خود داشته باشد و اما اگر از هر طرف پایش لغزید و خوفش زیاد شد بدون امیدواری به فضل و احسان پروردگار، در آن صورت یأس و نومیدی جای خود را به امیدواری می دهد و بر اساس آموزه های قرآنی یأس از رحمت خداوند از کارهای شیطان است و "ولا تیئسوا من الرّوح الله." و اگر از آن طرف دیگر، آن قدر آدمی به رحمت خدا امید بست که نافرمانی هایش در محضر الهی را فراموش کرد، فراموش کرد حریم الهی را شکسته و در محضر کسی گناه کرده است که بزرگوار و با کرامت است اما منتقم و خیرالماکرین! در این صورت غرور و تکبر شیطانی آدمی را فرا گرفته است و او را از مسیر مستقیم و صراط واقعی دور می سازد.
خیال کن غزالم بیا و ضامن من شو. یا ضامن آهو
[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 8:58 ] [ محسن جعفری ]
روز قیامت ، روز حساب در آیات سوره نبأ ، خدای متعال از آفرینش زمین و آسمان، جهان و انسان ، شب و روز آب و باران و … یاد می کند و پیوسته بر این نکته تأکید می فرماید: که اگر بنگرید، می بینید که اینها همه ساخت ما و آفریده های هدفدار ما هستند و با تأکید می گوید : همان روز قیامت و حساب در پیش است و کار ما در آفرینش جهان و انسان، بی هدف و بی حساب نیست. از آیات این سوره مبارک و بسیاری دیگر سوره های قرآن مجید و هم چنین سخن های ارجمند پیامبر اکرم و امامان بزرگوار، اینطور در می یابیم که در قیامت اعمال مردم به طور دقیق محاسبه و به آنها رسیدگی می شود و ارزش خوب و بد کارهای هر انسانی کاملاً تعیین می گردد. بنا به فرموده ی پیامبر اولین چیزی که در قیامت مورد محاسبه قرار می گیرد. نماز است و زیباترین چیزی که انسان با خود می برد، اخلاق نیکوست. خوب است قبل از این که در قیامت مورد سؤال قرار گیریم. خود به حساب خود برسیم. به اعمالمان بنگریم و آنها را به دقت بسنجیم که پیامبرمان درباره حسابرسی از اعمال خویش فرموده است، به حساب خود برسید ، قبل از اینکه به حساب شما برسند و اعمال خود را مورد سنجش قرار دهید پیش از اینکه آنها را بسنجید.
خلاصه ی درس : ۱ – کار خدا در آفرینش جهان و انسان بی هدف و بی حساب نیست و روز حسابی در پیش است. ۲ – در قیامت دقیقاً به حساب ها رسیدگی می شود متقین که پیوسته به یاد روز حساب بوده اند به بهشت جاودان درآیند و کافران که به چنین روزی امید و باور نداشته اند، به کیفر و عذابی سخت گرفتار آیند. ۳ – در قیامت مردم نزد خدا از یکدیگر دادخواهی می کنند و اعضاء و جوارج متجاوزان به ستم هایی که کرده اند، گواهی می دهند و هیچکس نمی تواند کار زشت و ستم خود را پنهان کند. خدا هم حساب ها رسیدگی می کند و حق مظلوم را از ظالم می ستاند و متجاوز را به کیفر می رساند.
بیندیشید و پاسخ دهید روز فصل یعنی روز جدایی . نیکوکاران و بدکاران جدا می شوند و به حساب ها دقیقاً رسیدگی می شود.
۲ – چرا به قیامت «یوم الحساب» می گویند؟ در قیامت اعمال مردم به طور دقیق مورد محاسبه و بررسی قرار می گیرد و مقدار ارزش خوب و بد کارهای هر انسانی کاملاً تعیین می گردد.
۳ – بنا به فرموده پیامبر چهار چیز مهمی که در قیامت مورد سؤال و حساب قرار می گیرند. کدامند ؟ ۱٫ عمرت را در چه راهی صرف کرده ای ؟
۴ – قصاص یعنی چه ؟ قصاص یعنی تلافی تعدی گناهکاری
۵ – با توجه به فرمایش پیامبر اکرم، وظیفه ما در مورد ادای حقوق مردم و جلب رضایت آنها در دنیا چیست؟ اگر حقوق مردم در دنیا ادا نشود، در آخرت چگونه ادا می شود؟ خدا رحمت کند بنده ای را که اگر حقوقی از دیگران برگردن دارد پیش از فرا رسیدن مرگش پیش از اینکه به جهان آخرت رحلت کند پیش او برود و حقش را بپردازد و دین خود را ادا کند. در آنجا فقط اعمال خوب و بد انسان به همراهش می باشد ناچار دیگران از اعمال خویش حق خود را استیفا می کند و اگر کار نیکی نداشته باشد از گناهان طلبکار برداشته می شود و به گناهان او افزوده می شود.
۶ – اولین چیزی که در قیامت محاسبه می شود چیست؟ زیباترین چیزی که انسان از این دنیا با خود می برد چیست؟ اولین چیزی که در قیامت محاسبه می شود نماز است و زیباترین چیزی که انسان با خود می برد اخلاق نیکوست.
درس چهارم :بهشت و بهشتیان – دوزخ و دوزخیان مردی از ابوذر غفاری پرسید : مردم دو دسته اند : نیکوکاران و زشت کاران ، نیکوکاران مانند کسانی هستند که مدت ها از خانه و کاشانه و آشنایان و بستگان خود دور بوده اند و اکنون وارد خانه و کاشانه ی خویش می شوند و بستگان و با خانواده خود را دیدار می کنند . چه نشاط و سروری به آنها دست می دهد. اما گنه کاران و زشت کاران مانند مجرمان و جنایتکارانی هستند که از چنگ قانون گریخته اند.
بهشت : بهشت جایگاه افراد خداپرست و دیندار و نیکوکار و منزلگه جاودان پیامبران و پیروان آنهاست. بهترین و زیباترین جایگاهی است که خدا مهربان برای بندگان نیکوکار خود تدارک دیده است . قرآن شریف از بهشت غالباً با لفظ «جنّه » یاد کرده است. جنت یعنی باغ و بوستان خرمی که انبوه درختانش سر به هم آورده اند.
دوزخ : دوزخ جایگاه مشرکان ، منافقان و بدکرداران است. دوزخیان زندگی بسیار سخت و دردناکی دارند. اعمال زشت و کفر و نفاق آنها به صورت عذاب ها و شکنجه های سخت برایشان ظاهر می شود و آنان را به رنج و درد می کشد عذاب های جهنم که نمود کفر و نفاق و ستم و زشتی اعمال جهنمیان است، آنقدر سخت و دردآور است که برای ما قابل تصور نیست.
خلاصه درس: ۱ – بازگشت انسان در آخرت به یکی از این دو منزل است :بهشت یا جهنم . ۲ – بهشت ، بهترین و زیباترین جایگاهی است که خدای مهربان آن را روشن، زیبا و نورانی آفریده است نعمت های بهشتی که نمود اخلاق خوب و اعمال خوب بهشتیان است آنچنان خوب و زیبا هستند که به زیبای و خوبی شان نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه در قلبی خطور کرده است. بهشتیان انسانهای خدا پرست و دیندار و نیکوکارند. ۳ – جهنم دردناک ترین و عذاب آورترین جایگاهی است که خداق مقتدر برای بدکاران و ستمگران مهیا کرده است . عذاب های سخت جهنم نمود کند و زشتی و گناه و ستم جهنمیان است. جهنمیان کافران و بدکاران و ستم کاران هستند.
بیندیشید و پاسخ دهید : او گفت : شما به این علت که دنیای خود را آباد کرده اید و آخرت را خراب و ویران نموده اید در این دنیا به هوسها و معصیتها پرداخته و هرچه داشته اید در این دنیا صرف کرده اید ، زاد و توشه ای برای آخرت پیش نفرستاده اید و البته برای شما گران و ناگوار خواهد بود که از محل آباد به محل خراب و ویران کوچ کنید.
۲ – حال نیکوکاران هنگام ورود به جهان آخرت چگونه است؟ پاسخ ابوذر به این سؤال چه بود؟ ابوذر گفت : نیکوکاران مانند کسانی هستند که مدت ها از خانه وکاشانه خویش از آشنایان و بستگان خویش دور بوده و اکنون وارد خانه و کاشانه ی خود می شود و بستگان و اهل خود را دیدار می نماید چه نشاط و سروری به این فرد دست می دهد؟ ۳ – «حال گنه کاران هنگام ورود به آخرت چگونه است» پاسخ ابوذر به این سؤال چه بود؟ ۴ – حال ما پیش خدا چگونه است ؟ پاسخ ابوذر به این سؤال چه بود؟ ۵ – پس رحمت خدا چه می شود؟ ابوذر به این پرسش چه پاسخی داد؟ [ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 18:5 ] [ محسن جعفری ]
زندگی انسان در دنیا،آمیخته با مشکلات عجیبی است که اگر در مقابل آن بایستد وشکیبایی و مقاومت به خرج دهد،به یقین پیروز خواهد شد و اگر ناشکیبایی کند و ...
ادامه مطلب [ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 15:48 ] [ محسن جعفری ]
داستان موسی و خضر (ع)
از داستانهای جالب زندگی موسی ـ علیه السلام ـ ماجرای شیرین او با حضرت خضر ـ علیه السلام ـ است که در قرآن سوره کهف آمده و دارای نکات و درسهای آموزنده گوناگونی است، در این راستا نظر شما به فرازهایی زیر از آن داستان جلب میکنیم. سخنرانی موسی ـ علیه السلام ـ و ترک اولی او موسی ـ علیه السلام ـ در جستجوی استاد دیدار موسی از سه حادثه عجیب توضیحات خضر ـ علیه السلام ـ در مورد سه حادثه عجیب توصیه خضر ـ علیه السلام ـ و نوشته لوح گنج پی نوشت [1] . به گفته اکثر مفسّران، منظور از این تنگه دو دریا، محل اتّصال خلیج عقبه با خلیج سوئز است. [ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 8:20 ] [ محسن جعفری ]
[ چهارشنبه سی ام آذر 1390 ] [ 14:30 ] [ محسن جعفری ]
ربّنا های قرآن 1- رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. بقره آیه 201 پروردگارا! به ما در دنيا نيكى عطا كن! و در آخرت نيز نيكى مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار! *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 2- رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ. بقره آیه 250 پروردگارا! پيمانه شكيبايى و استقامت را بر ما بريز! و قدمهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعيّت كافران، پيروز بگردان ... *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 3- رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ. بقره آیه 286 پروردگارا! اگر ما فراموش يا خطا كرديم، ما را مؤاخذه مكن! پروردگارا! تكليف سنگينى بر ما قرار مده، آن چنان كه [به خاطر گناه و طغيان،] بر كسانى كه پيش از ما بودند، قرار دادى! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداريم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوى! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مايى، پس ما را بر جمعيّت كافران، پيروز گردان *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 4- رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ .آل عمران آیه 8 پروردگارا! دلهايمان را، بعد از آنكه ما را هدايت كردى، [از راه حق] منحرف مگردان! و از سوى خود، رحمتى بر ما ببخش، زيرا تو بخشنده اى . *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 5- ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ. آل عمران 147 پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تندرويهاى ما در كارها، چشمپوشى كن! قدمهاى ما را استوار بدار! و ما را بر جمعيّت كافران، پيروز گردان. *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 6- رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ . آل عمران آیه192 پروردگارا! هر كه را تو [بخاطر اعمالش،] به آتش افكنى، او را خوار و رسوا ساختهاى! و براى افراد ستمگر، هيچ ياورى نيست . *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 7- رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ. آل عمران آیه 193 پروردگارا! ما صداى منادى [تو] را شنيديم كه به ايمان دعوت مىكرد كه: (به پروردگار خود، ايمان بياوريد!) و ما ايمان آورديم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بديهاى ما را بپوشان! و ما را با نيكان [و در مسير آنها] بميران . *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 8- رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ . آل عمران194 پروردگارا! آنچه را به وسيله پيامبرانت به ما وعده فرمودى، به ما عطا كن! و ما را در روز رستاخيز، رسوا مگردان! زيرا تو هيچگاه از وعده خود، تخلف نمىكنى. *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 9- رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ . اعراف آیه 23 پروردگارا! ما به خويشتن ستم كرديم! و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى، از زيانكاران خواهيم بود . *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 10- رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِين . اعراف آیه 47 پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده! *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 11- رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ .اعراف آیه 89 پروردگارا! ميان ما و قوم ما بحق داورى كن، كه تو بهترين داورانى *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 12- رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ . اعراف 126 بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ريز! [و آخرين درجه شكيبائى را به ما مرحمت فرما!] و ما را مسلمان بميران!) *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 13- رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ .یونس آیه 85 پروردگارا! ما را مورد شكنجه گروه ستمگر قرار مده *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 14 - وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ . یونس 86 ما را با رحمتت از [دست] قوم كافر رهايى بخش . *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 15- رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء.ابراهیم آیه 38 پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چيز توانائىپروردگارا! تو مىدانى آنچه را ما پنهان و يا آشكار مىكنيم؛ و چيزى در زمين و آسمان بر خدا پنهان نيست . *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 16- رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا .کهف آیه 10 پروردگارا! ما را از سوى خودت رحمتى عطا كن، و راه نجاتى براى ما فراهم ساز *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 17- رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا . فرقان آیه 74 پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مايه روشنى چشم ما قرارده، و ما را براى پرهيزگاران پيشوا گردان! *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 18- رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ . غافر آیه 7 پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فراگرفته است؛ پس كسانى را كه توبه كرده و راه تو را پيروى مىكنند بيامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار . *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 19- رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ .غافر آیه8 پروردگارا! آنها را در باغهاى جاويدان بهشت كه به آنها وعده فرمودهاى وارد كن، همچنين از پدران و همسران و فرزندانشان هر كدام كه صالح بودند، كه تو توانا و حكيمى . *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 20- رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ .دخان آیه 12 پروردگارا! عذاب را از ما برطرف كن كه ايمان مىآوريم *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 21- رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ .حشر آیه 10 پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز، و در دلهايمان حسد و كينهاى نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحيمى . *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 22- رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ. ممتحنه آیه 4 پروردگارا! ما بر تو توكّل كرديم و به سوى تو بازگشتيم، و همه فرجامها بسوى تو است . *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* 23- رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .تحریم آیه 8 پروردگارا! نور ما را كامل كن و ما را ببخش كه تو بر هر چيز توانائى . [ چهارشنبه بیستم مهر 1390 ] [ 9:56 ] [ محسن جعفری ]
در روز قیامت همه داد «وا نفسا» دارند. این تعبیری که الآن جزء محاورات عادّی شده، در حقیقت برای روز قیامت است.
رمضان المبارک 1432 ـ جلسه (6)
اعوذ بالله من الشیطان الرّجیم؛ بسم الله الرّحمن الرّحیم؛ و الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. بسم الله الرّحمن الرّحیم؛ اللّهم صَلِّ عَلَی محَمّدٍ وَ آلِ محمَّدٍ و اسمَع نِدائی إذا نادَیتُک و اسمَع دُعائی إذا دَعَوتُک و أقبِل عَلَیَّ إذا ناجَیتُک فَقَد هَرَبتُ إلیکَ وَ وَقَفتُ بَینَ یَدَیک. مروری بر مباحث گذشته عرض کردم که از افضل اعمال در ماه مبارک رمضان، تلاوت آیات الهی است که از مصدر وحی نازل شده است؛ و نیز دعا کردن، یعنی گفتوگو و راز و نیاز عبد با ربّش است. این دو عمل از افضل اعمال ماه مبارک رمضان است. لذا بحث ما در مورد دعا بود و گفتیم دعای مأثور و غیرمأثور داریم، و به مناسبتِ بحث در دعای مأثور عرض کردم آن روشی که کتاب خدا، روایات ما و اولیای خدا در تقدیم دعا کردن به ما آموخته اند، این است که انسان خودش را بر دیگران مقدّم کند، آن هم نه به طور مطلق، بلکه در طلب غفران. جلسه گذشته به آیات این روش هم اشاره کردم. رابطه انسان با دیگران: وجودی و روحی و امّا دیگران؛ ابتدا بر اساس آنچه که از معارف اسلامی ما به دست میآید، انواع رابطه با دیگران را تقسیمبندی میکنم. رابطه انسان با دیگران دو نوع است؛ یکی رابطه وجودی است و دیگری رابطه روحی است. رابطه وجودی، غیر رابطه روحی است. اینها را از هم جدا میکنم. مرادمان از رابطه وجودی این است که اشخاصی در سلسله وجودی انسان قرار گیرند؛ چه به نحو علّت مثل پدر و مادر، و چه به نحو معلول مثل فرزند و ذریّه. دعا برای رابطین وجودی ما میبینیم که این رابطه در دعاها رعایت شده است. یعنی اوّل برای خودت دعا کن و بعد برای کسانی که در سلسله وجودی ات قرار گرفته اند. در آیه قرآن بود: «رَبَّنَا اغْفِرْ لي وَ لِوالِدَيَّ». چون با والدینم رابطه وجودی دارم. از آن طرفِ رابطه فرزندی را هم در آیات داشتیم که حضرت ابراهیم برای خودش و فرزندش دعا میکند، یا مثلاً دعای حضرت موسی برای برادرش که این هم بر مبنای همان رابطه وجودی است: «رَبِّ اغْفِرْ لي وَ لِأَخِي». در آیه دیگر، دعا در حقّ فرزندان را داشتیم: «رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَك». یا مثلاً در مورد خویشاوندان که از زبان حضرت نوح می فرماید: «رَبِّ نَجِّني وَ أَهْلي». این رابطه در روایاتمان هم هست که البته من نمیخواهم وارد روایات شوم و فقط آیات را عرض کردم. اینها رابطه وجودی است. حالا میخواهم آیاتی را که خواندم، کلمه به کلمه با بحث دعایمان تطبیق دهم. همه این آیات رابطه وجودی را مطرح کردند؛ حالا چه در سلسله علل باشد، چه معلول باشد، و چه هر دو معلول یک علّت باشند، مثل دعای حضرت موسی برای برادرش که هر دو معلول یک علّت، یعنی پدر و مادر واحد هستند. پس در بحث تقدیم دعا کسانی که با انسان رابطه وجودی دارند، مقدّم هستند. اینها تعبیرات قرآن است. دعا برای رابطین معنوی امّا رابطه روحی؛ رابطه روحی، در بُعد معنوی است. یعنی انسان با دیگری رابطه دارد، امّا رابطه به نحو وجودی به این معنا که گفتیم نیست. چه بسا بین دو نفر هیچ نوع رابطه خویشاوندی در کار نیست، امّا از نظر روحی و در بُعد معنوی با یکدیگر رابطه دارند. حالا من به آیه ای اشاره میکنم که تعبیر زیبایی دارد؛ میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة». مؤمنین با هم برادر هستند، با اینکه رابطه وجودیِ برادری در کار نیست! یعنی من و شما از یک پدر نیستیم که دو معلول از یک علّت باشیم، امّا قرآن کریم این رابطه معنوی را با آن رابطه وجودی تنظیر کرده است. رابطه هست، امّا رابطه روحیِ معنوی است. لذا شما میبینید در همه این آیاتی که ما مطرح کردیم، بعد از والدین و خویشاوندان، «مؤمنین و مؤمنات» را داشت: «رَبَّنَا اغْفِرْ لي وَ لِوالِدَي وَ لِلمُؤمِنِین». اوّل رابطه وجودی و بعد رابطه روحیِ معنوی را ذکر میکند. در سوره نوح هم دارد: «رَبِّ اغْفِرْ لي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِنات». اینجا هم آن رابطه روحیِ معنوی را مطرح میکند و برای آنها دعا می کند. لذا ما میبینیم که انبیا برای امّتشان دعا میکردند؛ این دعا برای امّت در همین ارتباط، یعنی رابطه روحیِ معنوی است. حالا من روایتی از پیغمبر اکرم(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) میخوانم که هر دو بخش، یعنی هم تقدیم دعا برای خود و هم دعا برای امّت در آن هست. حضرت فرمودند: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ لِأُمَّتِي اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ لِأُمَّتِي أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِي وَ لَكُمْ». این دعا بر مبنای همان رابطه روحی و معنوی است. در آیه شریفه سوره ابراهیم دارد: «رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثيراً مِنَ النَّاسِ فَمَنْ تَبِعَني فَإِنَّهُ مِنِّي». یعنی بتها بسیاری از مردم را گمراه کردند؛ پس هر کس که از من متابعت کند ـ یعنی از مؤمنین باشد ـ او از من است. این نشاندهنده وجود یک رابطه است؛ همانطور که در رابطه وجودی می گویید فلانی از ما است، در رابطه روحی هم اینطور است. به همین دلیل است که ما میبینیم انبیا و به خصوص پیغمبر اکرم، نسبت به دعا برای امّتشان خیلی مقیّد بودند. دعای پیغمبر اکرم در حقّ امّتشان در روایتی آمده وقتی پیغمبر اکرم این آیه شریفه را میخواند: «رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثيراً مِنَ النَّاسِ فَمَنْ تَبِعَني فَإِنَّهُ مِنِّي»، و همچنین وقتی آیه شریفهای را که از قول حضرت عیسی(علیهالسلام) است را میخواند: «إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ»، پیغمبر دو دستش را بالا میبرد و میگفت: «اللّهمّ أُمَّتی أُمَّتی»؛ یعنی حضرت همهاش به فکر امّتش بود و برای آنها دعا میکرد. در ادامه هم دارد: «وَ بَکَی»؛ یعنی حضرت برای امّتشان میگریستند. در ادامه اینطور دارد: «فَقَالَ اللهُ عَزَّ وَجَل يَا جِبْرِيلُ اذْهَبْ إِلَى مُحَمَّدٍ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ فَسَلْهُ مَا يُبْكِيكَ»؛ خداوند تعالی به جبرئیل فرمود برو پیش پیغمبر! نه اینکه من علّت گریهاش را نمیدانم، امّا از او سؤال کن که چرا گریه میکنی. «فَأَتَاهُ جِبْرِيلُ عَلَيْهِ الصَّلاَةُ وَ السَّلاَمُ فَسَأَلَهُ»؛ جبرئیل نزد پیغمبر آمد و از ایشان سؤال کرد. «فَأَخْبَرَهُ رَسُولُ اللهِ بِمَا قَالَ وَ هُوَ أَعْلَمُ» پیغمبر علّت گریهاش را گفت و فرمود البته میدانم که خدا خودش میداند؛ یعنی خودم میدانم که خدا به تو چه فرمود! «فَقَالَ اللهُ يَا جِبْرِيلُ اذْهَبْ إِلَى مُحَمَّدٍ فَقُلْ إِنَّا سَنُرْضِيكَ في أُمَّتِكَ وَلاَ نَسُوءُكَ». خداوند فرمود ای جبرئیل نزد پیغمبر برو و به او بگو که من تو را نسبت به امّتت راضی میکنم و ناراحتت نمیکنم. «شفاعت» دعا است! در روز قیامت همه داد «وا نفسا» دارند. این تعبیری که الآن جزء محاورات عادّی شده، در حقیقت برای روز قیامت است. یعنی قیامت اینگونه است. روز قیامت هولناکترین روز است و حتّی همه انبیا داد «وا نفسا» دارند؛ فقط یک موجود است که «وا نفسا» نمیگوید و او پیغمبر اکرم است. او میگوید: «وَا أُمَّتی وَا أُمَّتی». شفاعت، خودش یک دعا است. من دعا را معنا کردم؛ دعا به معنای درخواست و تقاضا از دیگری است. بنابراین، خود شفاعت هم دعا است؛ دعایی است که پیغمبر در قیامت در حقّ امّتش میکند. این شفاعت است. این روایتی که خواندم اشاره به همین معنا بود. فرمود برو به پیغمبر بگو گریه نکن، من تو را نسبت به امّتت راضی میکنم و نمیگذارم ناراحت شوی. یعنی من دعای تو را در باب امّتت میپذیرم. این همان شفاعت است. دعای پیغمبر در روز قیامت است. این تعبیری که در روایت بود اشاره به همین آیه قرآن داشت که میفرماید: «وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى». دعا و دعوت، سرآمد کار انبیا جلسه گذشته به این بحث اشاره کردم که سرآمد کار انبیا دو چیز بود؛ یکی «دعوت» و دیگری «دعا». انبیا مردم را به راه حق دعوت میکردند، هدایتشان میکردند، بعد هم دعا میکردند و از خدا کمک میخواستند که دعوتهایشان نتیجه بخش باشد. سیره و روش اینطور نبود که فقط دعا کنند «خدایا هدایتشان کن»، بعد هم بی تفاوت از کنار انحرافات جامعه عبور کنند؛ بلکه اوّل دعوت میکردند و تا آنجایی که توان داشتند تلاش می کردند، بعد از خدا هم کمک میطلبیدند تا با امدادهای غیبی کمکشان کند که این دعوت نتیجه بخش شود. این کار انبیا بود. روش انبیا در هدایت خلق حالا چند روایت میخوانم؛ خصوصاً آن کسانی که درصدد اصلاح دیگران هستند، دقت کنند! در روایتی راجع به پیغمبر اکرم دارد: «لما کان یدع الناس الی التوحید فهم یرمونه بالتراب و الحجاره و غیر ذلک»؛ وقتی حضرت مردم را دعوت به توحید میکرد، آنها با سنگ و کلوخ و پیغمبر را میزدند. «فقیل له قد آن لک تدعوا علیهم کما کذا»؛ به پیغمبر گفتند حالا که میبینی اینها دارند با تو اینطور برخورد میکنند، آنها را نفرین کن. به پیغمبر گفتند آقا دیگر وقتش رسیده است که اینها را نفرین کنی؛ اینها آدم بشو نیستند! پیغمبر فرمود نفرین کنم؟! نه! باز هم دعایشان میکنم. لذا فرمود: «اللهم اهد قومی فأنهم لا یعلمون و انصرنی علیهم أن یجیبونی الی طاعتک». چه قدر زیبا است! یعنی خدایا من را بر آنها نصرت بخش، تا دعوت من را به فرمانبرداری از تو پاسخ مثبت دهند. در غزوه احد دارد: «كَانَ النَّبِيُّ يُرْمِی وَ یَقُولُ اللَّهُمَّ اهْدِ قَوْمِي فَإِنَّهُمْ لَا يَعْلَمُونَ». یعنی به سوی پیغمبر اکرم تیراندازی می کردند و با این حال حضرت می فرمودند خدایا، قوم مرا هدایت کن! عجیب است! حالا من از شما یک سؤال میکنم! این روایت اخیر برای غزوه احد بود؛ همین مشرکانی که در غزوه احد در مقابل پیغمبر اکرم بودند و حضرت در حقّشان دعا فرمود، آیا بعد همه آنها مسلمان نشدند؟! دیگر بهترین شاهد است. حضرت در غزوه احد میگفت: «اللَّهُمَّ اهْدِ»؛ خدایا هدایتشان کن، اینها نمیفهمند! در تاریخ خوانده اید که بعد خبیث ترینِ آنها هم به حسب ظاهر اسلام آورد. گذشته از اینکه همه انبیا به خصوص پیغمبر اکرم «رحمةللعالمین» بودند، امّا این کارها حساب شده بود. این یک روش بود که ایشان آموزش میدادند. اصلاً به بشر روش میدادند که اگر بخواهی کسی را هدایت کنی باید ایستادگی کنی. این یک روش است که پیغمبر به ما می آموزد. اگر میخواهی انسان بسازی، تا اتّفاقی افتاد نفرینش کنی فایده ای ندارد. نفرین یعنی چه؟! به پدر و مادرها میگویم، به اساتید میگویم، همه کسانی را میگویم که نقش سازندگی و تربیتی برای دیگران دارند. چرا زود نفرین میکنی؟ این روشِ دستگیری نیست؛ روش انبیا اینگونه نبوده است. روش انبیا «دعوت و دعا» بوده است، آن هم دعای خیر. انبیا اصلاً مأیوس نمیشدند، وگرنه کار هدایت را پیش نمیبردند. بله، دعا هم هست؛ مسلّماً دعا مؤثّر است و ما شکّی هم در این نداریم؛ امّا باید دعوت هم باشد. دعای تنها کارساز نیست. إن شاء الله در آینده در این جهت بحثی دارم که حتّی انبیا آنچه که برای خود و اولیای خود میخواستند، برای دیگران هم همان را از خدا طلب می کردند. همان چیزی را که برای خودش میخواستند، همان را برای دیگران هم میخواستند و فرقی نمیگذاشتند. جایی که میدیدند مقتضی هدایت در طرف مقابلشان هست، برای او کم نمیگذاشتند و ـ نعوذبالله ـ بخل نمیورزیدند. دعوتنامه امام حسین(علیهالسلام) برای حبیب وقتی امام حسین(علیهالسلام) وارد کربلا شد، از کربلا برای یک نفر نامهای به کوفه مینویسد. میدانید که این صحنه، صحنه کوچکی نیست؛ جنبههای معنوی صحنه کربلا در خیلی سطح بالایی است. حسین(علیهالسلام) میگوید چرا من کسی را محروم کنم؟! آنهایی که میدانم اهلش هستند را دعوت میکنم. در نامه مینویسد: «بسم الله الرحمن الرحیم، من الحسین بن علی الی الرجل الفقیه حبیب بن مظاهر الاسدی، امّا بعد انّا قد نزلنا کربلا»؛ ای حبیب، ما به کربلا آمدیم. گویا بین آنها در مورد کربلا رمزی هم بوده است. «و انت تعلم قرابتنا من رسول الله»؛ تو هم از نزدیکی ما با پیغمبر با خبری. «و ان اردت نصرتنا فقدِم الینا عاجلا». اگر میخواهی ما را یاری کنی، زود خودت را برسان که عقب نمانی! آنچه که حسین برای خودش میخواهد، برای حبیب هم همان را میخواهد. لذا دعوتش میکند. نامه به دست حبیب میرسد، از خانه بیرون میآید؛ وارد بازار کوفه میشود، میبیند چه بساطی است! یک عدّه دارند شمشیرها را تیز میکنند، یک عدّه دارند نیزهها را تیز میکنند و آماده میشوند که به جنگ حسین(علیهالسلام) بروند... منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیةالله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی [ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ] [ 10:20 ] [ محسن جعفری ]
بسم الله الرحمن الرحیم
داستانی پند آمیز درباب توبه
*************
قُلْ یَا عِبَادیَ الّّذینَ أسْرَفُوا عَلَی أنْفُسِهِمْ لاَتَقْنطُوا مِنْ رَحْمَةِ الله إنَّ الله یَغْفِرُالذُّنُوبَ جَمیعَا إنَّهُ هُوَ الْغَفُورُالرّحِیمُ(زمر/۵۳)
بگو:ای بندگان من که برخورد اسراف وستم کرده اید!از رحمت خداوند ناامیدنشوید که خدا
همه گناهان را می آمرزد،زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
***************
شهید آیة الله دستغیب رضوان الله تعالی درکتاب استعاذه اش می گوید:پس از آنکه حضرت
نوح نبینا وآله علیه السلام نفرین کرد وهمه کفار غرق شدند ملکی در پیش او ظاهر
شد.شغل حضرت نوح علیه السلام کوزه گری بودکوزه هایی از گِل درست می کرد و پس از خشک کردن می فروخت.ملک کوزه ها رایکی یکی از حضرت نوح علیه السلام می خرید و پیش چشمش آن را خُرد می کرد و می شکست حضرت نوح علیه السلام ناراحت شد و به او اعتراض کرد که این چه کاریست می کنی؟گفت به تو مربوط نیست من خریده ام واختیارش را دارم.
حضرت نوح علیه السلام فرمود:بله لکن من آن را ساخته ام، مصنوع من است.ملک گفت کوزه هایی ساخته ای،نه اینکه خلق کرده ای،اینک من که آن را می شکنم تو ناراحت می شوی چطور نفرین کردی که این همه خلق خدا هلاک گردند درحالی که خدا بنده را خلق کرده وآنها را دوست دارد،پس از این قضیه از بس گریه کرد نامش را نوح گذاشتند.(قصص التوابین)
“غرض شفقت پروردگارست
خالق،مخلوق خودش را دوست می دارد”
[ سه شنبه یکم شهریور 1390 ] [ 12:41 ] [ محسن جعفری ]
خواندن سوره های قرآن و تاثیرات آنها:
[ دوشنبه هفدهم مرداد 1390 ] [ 13:50 ] [ محسن جعفری ]
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ چون به چيزى اراده فرمايد كارش اين بس كه مىگويد باش پس [بىدرنگ] موجود مىشود فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ پس [شكوهمند و] پاك است آن كسى كه ملكوت هر چيزى در دست اوست و به سوى اوست كه بازگردانيده مىشويد [ شنبه پانزدهم مرداد 1390 ] [ 9:34 ] [ محسن جعفری ]
ضربالمثل هایي که ما ايراني ها به کار می بریم در آيات قرآن مجید نیز به وضوح دیده می شوند. برخی از آن ها را در زیر آورده
[ سه شنبه یازدهم مرداد 1390 ] [ 14:53 ] [ محسن جعفری ]
اثر وضعی اعمال در نفس ناطقه ی انسان تأثیر اعمال : > در نظام هستی کوچک ترین خلافی راه ندارد. یک نقطه، بی علّت گذاشته نشده است و حیف است که ما این دفتر الهی را با افکار و اقوال و نیّات پلید پرکنیم. بزرگ ترین و مهم ترین کتاب الهی انسان است. خلاف فکرکردن ، خلاف نوشتن و خلاف خواندن حتّی در خواب انسان اثر می گذارد. بدون استاد نباید به سراغ احادیث رفت : اشاره نهم از کتاب صد و ده اشاره استاد علاّمه حسن زاده ؛ تنظیم وگرد آوری : حجّه الاسلام حسن علی بنکدار برگرفته از پایگاه : zolfonun.blogfa.com سخت نگیریم .... و ل ی مراقب باشیم چی به خورد چشم ، گوش و ذهنمان می دهیم. چی می دیم در قبالش چی می گیریم دنیا برای ما پر از خوبیهاست از هر چی بخواهیم هم خوبش هست هم...
[ دوشنبه سیزدهم تیر 1390 ] [ 13:20 ] [ محسن جعفری ]
تاثیر نماز بر روح انسانلبيک به اذان نماز [ دوشنبه سیزدهم تیر 1390 ] [ 13:18 ] [ محسن جعفری ]
نداى ملكوتىهر دولتى در هر عصر و زمانى براى برانگيختن عواطف و احساسات ملت خود و دعوت آنها به وظايف فردى و اجتماعى از شعارهايى استفاده مىكند. تشريع اذانپس از هجرت رسول اكرمصلى الله عليه وآله به مدينه، مهاجر و انصار، كمكم در اطراف پيامبرصلى الله عليه وآله اجتماع كرده و حكومت اسلامى را برپا نمودند؛ مسجد ساختند و نماز جماعت برپا نمودند و روز به روز بر عظمت و شكوه دين اسلام افزوده شد. بنابراين مسلمانان نيازمند وسيلهاى شدند تا مردم را هنگام نماز آگاه سازند. لذا پيشنهادهاى مختلفى به پيامبرصلى الله عليه وآله داده شد، امّا پيامبر هيچكدام را نپذيرفت؛ زيرا بعضى از پيشنهادها رسم يهوديان بود. به همين خاطر در اولين سال هجرت، به فرمان خداوند، اذان؛ توسط جبرئيل بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل گرديد(3). جايگاه اذان از نظر تبليغىاذان يكى از ابزارهاى تبليغ است كه در دعوت به اسلام سهم مهمّى دارد. اذان مشتمل است بر مسائلى مانند: تكبير، توحيد، شهادت به يگانگى و عظمت خداوند، گواهى به رسالت پيامبرصلى الله عليه وآله، توصيه به نماز و رستگارى و بهترين اعمال و بالاخره با «لا الهَ اِلاّ اللّهُ»(توحيد) تمام مىشود. نكته قابل توجّه ديگر در اذان، تكرار جملات است و اين تكرار خود يكى از عوامل مؤثّر در جلب توجّه مخاطبين به اهميّت موضوع است. احكام فقهى اذانهمه مذاهب اسلامى، اذان گفتن را «مستحبّ موكّد» مىدانند به جز حنبلىها كه مىگويند: «واجب كفايى» است(9). تصرّف خليفه در اذاناذان داراى هيجده جمله است كه بدون كم و زياد توسط جبرئيل نازل شد كه در عصر رسول خداصلى الله عليه وآله و دوران خلافت ابوبكر و آغاز خلافت عمر به همين شكل گفته مىشد، ولى چون خليفه دوم، حىَّ على خيرِالعمل را از اذان حذف كرد، اهل تسنن (شافعى، حنبلى، حنفى و مالكى) اذان را پانزده جمله مىدانند؛ يعنى جمله «حىَّ على خيرِ العَمَلِ» را جزء اذان نمىدانند و جمله «لا الهَ اِلاّ اللّهُ» نيز يك بار گفته مىشود(12). و در نماز صبح، به جاى «حى على خير العمل» مىگويند: «الصَّلاةُ خِيرٌ مِنَ النَّومِ»: نماز از خواب بهتر است. آثار و فوايد اذاناذان عبادتى است كه داراى ابعاد مختلفى بوده و جملات آن داراى آثار و فوايد تربيتى، اجتماعى، سياسى و فرهنگى است كه مهمترين آنها بدين شرح است: پي نوشت:1) تفسير نمونه، ج4، ص437.
|
|||||