|
آرامش با یاد خدا خداوند بینهایت است و لامكان و بی زمان اما به قدر فهم تو كوچك میشود و به قدر نیاز تو فرود میآید،
| ||
|
مفهوم زندگی در ظاهر بسیار ساده به نظر میرسد و از نظر عرفی معنای سادهای دارد ولی اندیشمندان درباره آن بحثهای پرچالش و دامنهداری دارند.
یکی از موضوعاتی که در میان اندیشمندان جای بحث جدی یافته مفهوم زندگی است. هرچند مفهوم زندگی در ظاهر بسیار ساده به نظر میرسد و از نظر عرفی معنای سادهای دارد ولی اندیشمندان درباره آن بحثهای پرچالش و دامنهداری دارند. در بین دانشمندان علوم طبیعی درباره مفهوم حیات بیشتر از دانش تجربی کمک گرفته شده و سعی شده تا یک معنای طبیعی و مادی به حیات داده شود اما نگاه مکاتب توحیدی نگاه مادی صرف به حیات نیست بلکه تعریفهای گوناگونی از آن وجود دارد که این تعریفها نشان میدهد زندگی انسان همچنان که مراحل ابتدایی و نباتی و حیوانی دارد میتواند مراحل و مراتب بالاتری نیز داشته باشد. گیاهان و حیوانات نیز از منظر قرآن دارای حیات هستند مانند این آیه در قرآن زیاد داریم، حتی در قرآن بحث از زوجیت گیاهان است. به عبارت دیگر قرآن هم حیات نباتی و هم زوجیت گیاهان را مورد توجه قرار داده است. اما حیات دیگری که در قرآن به آن اشاره شده، حیات حیوانی است، خداوند از حیوانات با عنوان واژه «دابه » یاد می کند. آیات فراوانی نیز وجود دارد که به طور خاص از حیات حیوانی در آنها سخن گفته شده از جمله « وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ یَطِیرُ بِجَنَاحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُکُم ..» هیچ جنبنده ای در روی زمین نیست و هیچ پرنده ای با بالهای خود در هوا نمی پرد مگر آنکه چون شما امتهایی هستند(انعام 38)واژه «دابه» یعنی جنبنده که در دل خود معنای حیات را نیز دارد. قرآن کریم می فرماید حیوانات نیز مانند شما دارای حیات هستند، در عین حال «دواب » را که در دل آن حیات نهفته است و بیانگر زندگی حیوانی است، موجوداتی میداند که در حال سجده برای خدا هستند « أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَن فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَ الْجِبَالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ کَثِیرٌ مِّنَ النَّاسِ وَ کَثِیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذَابُ وَ مَن یُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّکْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ» (حج 18) آیا نمیبینی آنچه را در آسمان و زمین است خدا را سجده میکند و سپس از شمس، قمر، نجو ، جبال ، شجر ، دواب و کثیر من الناس نام میبرد. از این آیه این گونه برمی آید که برخی از انسانها در برابر خدا سجده میکنند اما برخی اینگونه نیستند، این موضوع اشاره ظریفی دارد به اینکه انسانهایی هستند که از جریانهای طبیعت مبنی بر سجدهکردن در برابر خدا تخلف میکنند هرچند که سجده طبیعت، تکوینی و سجده انسانها تشریعی و اختیاری است. اما به هر حال این نیز نوعی حیات است. حیات ویژه ای که قرآن مختص انسان می داند خداوند حیات دیگری به انسان داده که در قرآن از آن به حیات انسانی تعبیر می کند، انسان در این حیات خاص، گاه به «حیات طیبه» دست مییابد و گاه به «حیات حیوانی». یعنی مسیر حیوانی را در پیش میگیرد در حالی که فلسفه اصلی حیات انسان دستیافتن به حیات طیبه است تا با ابزارهایی که خداوند در اختیار او قرار داده، بتواند به حیات طیبه دست یابد. « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَا یُحْیِیکُمْ ....(انفال 24) خداوند در این آیه خطاب به همگان توصیه می کند که به حیاتی که خدا و رسول او به آن دعوت میکنند و فرا میخوانند، روی آورده و این دعوت را برای رسیدن به حیات طیب بپذیرند. گاه انسان از حیوان نیز پست تر می شود حیات انسانی به تنهایی کفایت نمیکند و باید این حیات تبدیل به حیات طیبه شود، بنابراین کسانی که به این نوع از حیات دست نمییابند، از حوزه حیات انسانی نیز تنزل پیدا کرده و به عبارت دیگر حیات انسانی آنها که یک مدخل برای رسیدن به «حیات طیب» یا مدخلی برای افتادن در «حیات حیوانی» است، از دست میرود. آیه شریفه قرآن میفرماید: لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ ؛( 179 اعراف) یعنی کسانی که از حیات انسانی درست استفاده نمی کنند و بهرهبرداری درستی از آن ندارند به جایی میرسند که قلبهای آنها تفقه نمیکند، عقل و خردورزی در امور ندارند، چشمشان نمیبیند(بصیرت ندارند) و گوشهایشان نمیشود چرا که گوشهای آنها بسته شده و سخن حق را دریافت نمیکنند. خداوند در ادامه آیه میفرماید « أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلّ » گاهی انسانها مانند حیوانات و حتی بدتر از حیوانات هستند. چرا که خدا به حیوان چنین کرامتی را عطا نکرده است که حیات انسانی داشته باشد و حیوان بر اساس همان حیات حیوانی خود از خدا اطاعت میکند اما انسان با وجود داشتن چنین ظرفیتی، از آن تنزل پیدا کرده و به حیوانات و یا بدتر از حیوانات تبدیل میشود و به ضلالت بیشتری میرسد. تفاوت انسان و حیوان در این است که حیوان نعمت حیات انسانی و بهرهمندی از آن را ندارد اما خداوند این نعمت را به انسان داده است ولی انسان از آن استفاده نمیکند. حضرت علی علیه السلام کلامی در این رابطه دارند که می فرمایند: در این هنگام صورت، صورت انسان است ولی قلب، قلب حیوان می باشد. به این معنا که انسانی که راه هدایت را نمیشناسد نمیداند که مرده واقعی کیست؟ مرده و نابینای واقعی از نظر قرآن کسی است که حیات طیبه ندارد. ما در آخرت از طریق همین «حیات طیبه» می توانیم از یک زندگی ارزشمند بهرهمند شویم. اما آخرت نیز خود حیات خاصی دارد، قران کریم از آخرت به عنوان دارالحیوان (خانه زندگی) یاد میکند « وَ مَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ »
موضوعات مرتبط: مفهوم زندگی [ جمعه سوم دی ۱۳۹۵ ] [ 20:41 ] [ محسن ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||