آرامش با یاد خدا
خداوند بی‌نهایت است و لامكان و بی زمان  اما به قدر فهم تو كوچك می‌شود و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، 
لینک دوستان

خیر (اسم الله)

«خیر» در مقابل شرّ،[۱] و به معناى خوبی و چیزى است که مورد رغبت و خواسته همگان باشد.[۲] این واژه از اوصاف کمالیه الهى است.[۳]

واژه «خیر» ۱۷۶ بار در قرآن کریم آمده، و به تنهایى (بدون اضافه به لفظى) دوبار وصف خداوند قرار گرفته و آمده است:

  • «وَ اللّهُ خَیرٌ وَ أَبْقى».(سوره طه/۷۳) «خدا بهتر و پایدارتر است».
  • «قُلِ الحَمْدُ للّهِ وَ سَلام عَلى عِبادِهِ الَّذِینَ اصْطَفى آللّهُ خَیرٌ أَمّا یشْرِکون».(سوره نمل/۵۹) «بگو ستایش از آن خدا است، درود بر بندگان برگزیده او، آیا خدا بهتر است یا آنچه را که شریک خدا قرار مى دهند».

امّا در صورتى که واژه «خیر» به چیزى اضافه شود، باز خدا با آن توصیف شده است مثلاً:

۱. خیر الحاکمین، ۲. خیر الرازقین، ۳. خیر الراحمین، ۴. خیر الغافرین، ۵. خیر الفاتحین، ۶. خیر الفاصلین، ۷. خیر الماکرین، ۸. خیر المنزلین، ۹. خیر الناصرین، ۱۰. خیر الوارثین، ۱۱. خیرٌ حافظاً. البته این کلمه به صورت «خَیرٌ ثَوَابًا وَ خَیرٌ عُقْبًا» (سوره کهف/۴۴) نیز آمده است.

اکنون ما درباره معناى «خیر» بدون مضاف سخن مى گوییم، در آینده نیز درباره خیر به صورت مضاف سخن خواهیم گفت.

ابن فارس مى گوید: «خیر ضد شرّ و ضرّ است». در قرآن مى فرماید: «وَ لا یحْسَبَنَّ الّذِینَ یبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ...».(آل عمران/۱۸۰) «کسانى که در آنچه که خدا از کرمش به آنها داده است، بخل مىورزند گمان نکنید که این کار نسبت به آنها خیر است بلکه نسبت به آنها شر است». در این آیه «خیر» در مقابل «شرّ» قرار گرفته است و در آیه ذیل «خیر» در مقابل «ضُرّ» به معنى زیان قرار مى گیرد: «وَإِنْ یمْسَسْک اللّهُ بِضُرّ فَلا کاشِفَ لَهُ إِلاّ هُوَ وَ إِنْ یمْسَسْک بِخَیر فَهُوَ عَلى کلّ شَىء قَدِیر».(انعام/۱۷) «اگر خدا بخواهد زیانى به تو برساند جز خودش کسى را یاراى دفع آن نیست، و اگر بخواهد خیرى به تو برساند، پس او برهمه چیز توانا است».

باید توجه داشت که «خیر» بر دو قسم است: «خیر مطلق» و «خیر نسبى»، مثلاً هوا براى همه موجودات زنده خیر است، هیچ جاندارى بدون هوا نمى تواند زندگى کند (خیر مطلق)، در حالى که لباس پشمى و داشتن مو براى همگان خیر نیست، براى صنفى از موجودات خیر است و براى صنف دیگر شرّ (خیر نسبى).

قرآن مال دنیا را خیر نامیده و مى فرماید:

«...إِذا حَضَرَ أَحدَکمُ المَوتُ إِنْ تَرَک خَیراً...».(بقره/۱۸۰) «آنگاه که مرگ یکى از شما فرا رسد، اگر مالى را به ارث گذاشته باشد...».

ولى در آیه دیگر تلویحاً آن را «شرّ» دانسته و مى فرماید:

«أَیحْسَبُونَ أَنّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مال وَ بَنینَ * نُسارِعُ لَهُمْ فِى الخَیراتِ بَلْ لا یشْعُرُونَ».(مؤمنون/۵۵ـ۵۶) «آیا گمان مى کنند که مال و فرزند که به آنها مى دهیم در نیکى به آنها شتاب مى کنیم، بلکه آنها متوجه نیستند».

اکنون باید دید چگونه ثروت و فرزند خیر نسبى است، این دو نسبت از آنِ کسانى است که مال و فرزند در اختیار او گذاشته شده است، لکن انسان پرهیزگار با ثروت خود از دیگران رفع نیاز مى کند، ولى فرد تبهکار از آن سوء استفاده کرده و در طریق گناه و خلاف به کار مى برد. و همچنین است «فرزند» پرهیزگاران از آنها در راه خیر کمک مى گیرند ولى تبهکاران بر عکس. امّا باید اذعان داشت که خیر مطلقى که هیچ گونه شرّى به آن راه نداشته و ندارد، خلاق متعال است: «وَ اللّهُ خَیرٌ وَ أَبْقى» (طه/۷۳).

اشکال:

هرگاه وجود خدا خیر مطلق است، طبعاً فعل او نیز باید از این وصف، بهره مند باشد، در حالى که در جهان طبیعت زلزله هاى ویرانگر، سیل هاى مخرب و درندگان خطرناک وجود دارند و همگى فعل و معلول خدا محسوب مى شوند، در صورتى که همه اینها به ضرر انسان است. اکنون چگونه مى توان این شرور را به خدا نسبت داد و با «خیر مطلق» بودن خدا هماهنگ ساخت؟

پاسخ:

این سؤال مربوط به وجود شرّ در عالم طبیعت است که فلاسفه و متکلمان دینى درباره آن به طور گسترده بحث کرده اند و ما فقط به صورت گذرا به پاسخ آن اشاره کرده و تفصیل آن را به کتاب «الالهیات»[۴] ارجاع مى دهیم.

پاسخ اجمالى آن این است که کسانى که برخى از حوادث را شرّ و بد مى خوانند، به پدیده ها با دیده محدود مى نگرند، در این نگرش، مصالح شخصى و یا مصالح اقوام و بستگان و حداکثر منطقه را در نظر مى گیرند، و آنگاه که درباره خیر و شر بودن حوادث داورى مى کنند، مثلاً آنگاه که طوفانى مى وزد و مزرعه سر سبز و خرم را خشک و خزان مى سازد، یا سیلى که سرازیر مى شود و آبادى را به صورت مخروبه در مى آورد و یا زلزله اى رخ مى دهد و گروهى را به کام مرگ فرو مى برد، همه این حوادث را شرّ مى نامند، زیرا محور قضاوت خود و بستگان و حداکثر منطقه است که در آن زندگى مى کنند. در حالى که از دیگر مناطق و از دیگر زمانها ـ گذشته و آینده ـ غفلت ورزیده و آنها را نادیده مى گیرند. با این که ممکن است یک رشته حوادث خیر در گذشته که حیات امت در گرو آن بود ملازم با چنین حادثه ناگوار بوده، همچنان که ممکن است این حوادث مقدمه خیر فزونى باشد که در آینده انجام خواهد گرفت. و چون ما از گذشته و آینده بى اطلاعیم، حوادث را شر و بد مى خوانیم، ولى اگر گذشته و آینده مانند حالا در چشم انداز ما قرار مى گرفت و از برکات این حوادث در دو زمان آگاه بودیم، این شر را در مقابل آن خیر کثیر چندان مهم نمى شمردیم.

البته ما نمى گوییم حتماً این حوادث دربرگیرنده خیراتى در گذشته و آینده بوده و خواهد بود، ولى احتمال آن، ما را از داورى قطعى درباره آنها باز مى دارد. فرض کنید در یک منطقه مسکونى بولدزرى مشغول کار است و خانه ها را یکى پس از دیگرى کوبیده و به صورت زمین مسطح درمى آورد، رهگذرى که از سرنوشت این منطقه آگاه نیست، این عمل را شرّ مطلق تلقى مى کند، ولى اگر این فرد از سرانجام این عمل آگاه باشد و بداند که این تخریب، مقدمه آماده کردن زمین براى ساختن یک بیمارستان عظیم براى محرومان و مصدومان است، در این صورت از داورى عجولانه خود نادم گشته و آن را «خیر» توصیف مى کند. مَثَل انسانهایى که از یک دیدگاه محدود به حوادث جهان مى نگرند مثل خفاشى است که نور خورشید را یک پدیده شر تلقى کرده، دیدگان خود را مى بندد، در حالى که میلیاردها موجود زنده از این نور بهره گرفته و به حیات خود ادامه مى دهند.

پدیده هاى جهان یک رشته حوادث به هم پیوسته است که از روزگار دیرین آغاز شده و تا آینده اى نامعلوم امتداد دارد، و همه این سلسله، به صورت علت و معلول پیش مى روند، بسیار دور از واقع بینى است که حلقه اى از این حلقات را جدا از گذشته و آینده مورد مطالعه قرار دهیم و درباره خیر یا شرّ بودن آن داورى کنیم. فرض کنید باد تندى مى وزد، شاخه هاى درختان را مى شکند، و خانه هاى ناپایدارى را ویران مى سازد، ساکنان ساحل، این باد تند را شر تلقى مى کنند، در حالى که چه بسا این باد شدید خیرات فراوانى را در برداشته باشد، مانند تلقیح گیاهان، به حرکت آوردن ابرها به سوى مزارع و کشتزارها، از بین بردن هواى آلوده در محیط زندگى انسانها، و فواید دیگرى که ممکن است به دنبال داشته باشد. در این جا است که ما از راز گفتار خدا به خوبى آگاه مى شویم که درباره دانش انسان مى فرماید:

«وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ العِلْمِ إِلاّ قَلِیلاً».(اسراء/۸۵) «از دانش جز بهره اندکى به شما داده نشده است».

و نیز مى فرماید: «یعْلَمُونَ ظاهراً مِنَ الحَیاةِ الدُنیا...».(روم/۷) «ظاهر زندگى دنیا را مى دانند...».

ما این سخن را با کلامى از فیلسوف الهى صدرالدین شیرازى به پایان مى رسانیم. وى مى گوید:

«خرد انسانها در باره برخى از حیوانات سرگردان گشته، زیرا مى بینند که برخى، برخى دیگر را مى خورند، و حتى برخى طبیعتاً درنده بوده و با ابزار و ادوات درندگى مانند چنگ و دندان مجهز گردیده، تا بتواند شکار خود را به چنگ آورد و آن را بدرد و لذت ببرد وگرسنگى خود را برطرف سازد، گذشته از این، حیوانات اهلى که انسان به خاطر گرسنگى ناچار است برخى را ذبح کند و از آن بهره بگیرد. انسانها در این امور به فکر فرو مى روند و چون از علت و غایت و حکمت آنها آگاه نیستند، آراى مختلفى پیدا مى کنند، حتى برخى از آنان گفته اند: سلطه برخى از حیوانات بر برخى دیگر، فعل خالق حکیم نیست، بلکه کار موجود شَرور و بى رحمى است که بر آفریده هاى خود ستم روا مى دارد و همین فکر سبب آن شده است که براى جهان دو فاعل مستقل به نام فاعل خیر، و فاعل شر بیندیشند. علت این نوع تفکر این است که آنها از یک دیدگاه محدود به موضوع نگریسته اند، در حالى که از اسباب و علل کلى غفلت ورزیده اند، زیرا غرض از افعال الهى نفع گسترده و صلاح عموم آفریده ها است، هرچند در این طریق ضرر و زیانى به برخى برسد، خدا آفتاب و ماه و باران را براى نفع عمومى پدید آورده است، هرچند برخى از این پدیده ها متضرر مى شوند، امّا چون سرانجام به صلاح عموم تمام مى شود این مصائب به خاطر جزئى بودن، مایه نکوهش نمى شود».[۵]

حکیم سبزوارى با الهام از این مباحث، حقیقت را با مثالى بیان کرده و گفته است:

ما لیسَ موزوناً لبعض من نِغَم *** ففى نظام الکلّ، کلّ منتظم

نغمه هاى ناموزون در برخى از گوشها، با توجه به مجموع آهنگها کاملاً موزون است.

البته این یک پاسخ از اشکال شرور در رابطه با پدیده هاى به ظاهر شر است، در این باره پاسخهاى دیگرى هست که باید در فرصت دیگر به بررسى آنها پرداخت.[۶]

پانویس

  1. پرش به بالا↑ لسان العرب، ج۴، ص۲۵۷، «خیر».
  2. پرش به بالا↑ مفردات، ص ۳۰۰، «خیر».
  3. پرش به بالا↑ علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ص۱۸۳.
  4. پرش به بالا↑ الالهیات، جعفر سبحانى، ج۱، ص ۲۷۱ـ۲۷۷.
  5. پرش به بالا↑ صدرالدین شیرازى، اسفار، ج۷، ص ۹۸ـ۹۹ ترجمه با کمى تصرف.
  6. پرش به بالا↑ ر.ج: مدخل مسائل جدید علم کلام، جعفر سبحانی.
  7. منابع

  8. منشور جاوید، ج ۲، ص ۲۱۸-۲۲۴، آیت الله جعفر سبحانی.
  9. فرهنگ قرآن، ج ۱۳، ص ۳۰۲.
[ سه شنبه چهارم دی ۱۴۰۳ ] [ 9:59 ] [ محسن ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

زندگی زيباست زشتی ‌های آن تقصير ماست، در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست!

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
پیامبر اکرم(ص):
هر کسی صلوات بر من را در نوشته ای بنویسد تا زمانی که آن نوشته باقی است، فرشتگان بر او استغفار می نویسند


قدرت کلمات
کلمات، چنان قدرتی دارند که می توانند آتش جنگی را بیفروزند و یا
صلحی را بر قرار سازند، رابطه ای را به نابودی کشانند و یا آنرا محکمتر کنند.
برداشت و احساس ما نسبت به هر چیز، بسته به معنائی است که به آن چیز می دهیم.
کلماتی که آگاهانه یا نا آگاهانه برای بیان یک وضعیت انتخاب می کنیم، بلافاصله
معنای آن را در نظرمان دگرگون می کنند و در نتیجه احساسمان را تغییر می دهند.




چگونه زندگی کنیم؟
ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم، بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم، سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم،  سپس می تونستم به کار برگردم، اما برای بازنشستگی تلاش کردم، اما اکنون که در حال مرگ هستم، ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم .  

لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود . قدر دادن موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید . برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم .



سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
با عرض ادب و احترام و فرو تنی
مقدم شما را به وبلاگم گرامی داشته وآرزومندم که از حضور در این وبلاگ ؛ احساس آرامش ؛رضایت و لذت بنمائید .

بهترين انتخاب در سخت‌ترين صحنه
از اهميت تأمّل در واقعه‌ي كربلا همين بس كه ائمه معصومين به ما دستور داده‌اند هر حادثه‌اي که برايتان پيش مي‌آيد به کربلا وصل کنيد تا واقعه‌ي کربلا يک لحظه از منظر ما پنهان نماند و از بصيرتي که در پي دارد محروم نگرديم. زيرا كه كربلا يک حادثه اتفاقي نيست، بلکه فرهنگي است که براي شكوفايي حيات بشر توسط امامي معصوم تدوين شده است. اگر خواستيد حوادث زندگي، شما را نبلعد و روز‌مرّه‌گي‌ها عمر شما را لگدمال نكند و خيالات و اغراضِ دنيايي افق حيات شما را تيره ‌و ‌تار نگرداند، بايد همواره كربلا را مدّ‌نظر داشته باشيد تا هرگز از بهترين انتخاب‌ها در سخت‌ترين صحنه‌ها نهراسيد.


اگر امروز حتی یک کلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلماً شخص دیگری هستید

بيسواد كسي است كه ياد نگيرد كه چگونه ياد بگيرد


من ملک بودم و فردوس برین جایم بود/آدم آورد در این دیر خراب آبادم/
نیستم آدم اگر بازنگردم آنجا/زین جهت هست اگر باز کمی دلشادم


مرا بسپار در یادت ، به وقت بارش باران! نگاهت گر به آن بالاست و در رقص دعا قلبت مثال بید می لرزد ، دعایم کن که من محتاج محتاجم.


الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ﴿۲۸﴾ (سوره رعد)

همان كسانى كه ايمان آورده‏اند و دلهايشان به ياد خدا آرام مى‏گيرد آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد (۲۸)

خوشبختی، موفقيت، آرامش همان رضاي خداست

به یکی بستم و از هر دو جهان بگسستم
مشکل هر دو جهان را به خود آسان کردم

کلماتی برگزیده از نیمه تاریک وجود
-ما هر کس وهر چیزی راکه جنبه های فراموش شده وجودمان را انعکاس می دهدرا به خود جلب می کنیم.اگر از تکبر شما می رنجم به این دلیل است که تکبر وجود خودرا نمی پذیرم.
-به یا داشته باشید هنگامی که بر رفتار ناپسند کسی متمرکز می شوید به این دلیل است که خودتان ان ویژکی رادارید
-اگر طالب عشق بیشتری هستیدبه خود عشق بورزید.اگر خواهان پذیرفته شدن هستید خودرا بپذیرید.
-ترس انسان را به حفظ موقعیت کنونی ترغیب می کند درحالی که عشق مارا تشویق می کند به راهمان ادامه دهیم.
-ایاآرزوهایتان آنقدر مهم هستند که شما را وادار کنند تاشجاعانه با ترسهای خود روبه رو شوید.ایا به اندازه کافی خواستار برآورده شدن آرزوهایتان هستید؟انتخاب با شماست.
-ترجیح می دهید به کاری که دوست ندارید ادامه دهید.یا خطر ایجا د کار و کسبی را که دوست داریدرا می پذیرید؟
-رسالت ما بی عیب ونقص بودن نیست.رسالت ما یکپارچه بودن است.
“دبی فورد”

کلید همه کارها
حضرت امیر المومنین (علیه السلام) حدیثی دارند که می فرمایند:
مراقب افکارت باش که گفتارت می‌شود،
مراقب گفتارت باش که رفتارت می‌شود،
مراقب رفتارت باش که عادتت می‌شود،
مراقب عادتت باش که شخصیتت می‌شود،
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می‌شود.

تلنگر
❓فقط یک لحظه
پیش خودتان فکر کنید!
اگر همین الان فوت کنید...!

در شبکه های اجتماعی مانند:
وایبر،viber
بیتاک،beetalk
تلگرام،telegrame
واتس آپ،whatsapp
فیس بوک،facebook
اینستاگرام،instagrame
و دیگر شبکه های اجتماعی...!

چه چیزی را از خودتان بر جای گذاشته اید،
آیا صدقه جاریه از خودتان برجای گذاشته اید و یا اینکه گناه جاریه؟؟


ای جوان مسلمان بسیار مواظب باش که در شبکه های اجتماعی چه چیزی پخش و نشر می کنی



خداوند می فرماید:
💫ولَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَّعَ أَثْقَالِهِمْ وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ

💫آنها بار سنگین (گناهان) خویش را بر دوش می‌کشند، و (همچنین) بارهای سنگین دیگری را اضافه بر بارهای سنگین خود؛ و روز قیامت به یقین از تهمتهائی که می‌بستند سؤال خواهند شد!

📚 سوره عنکبوت/13
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب
div id="video-display-embed-code_241401" >