آرامش با یاد خدا
خداوند بی‌نهایت است و لامكان و بی زمان  اما به قدر فهم تو كوچك می‌شود و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، 
لینک دوستان

ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم، بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم، سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم،  سپس می تونستم به کار برگردم، اما برای بازنشستگی تلاش کردم، اما اکنون که در حال مرگ هستم، ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم .  

لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود . قدر دادن موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید . برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم .

 


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده، راز ها و نکته ها
[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 9:37 ] [ محسن ]
 

تقدیم به همسر قانعم


اگر همسر قانعی دارید که توقعاتی بالاتر از سطح درآمد شما ندارد یا اینکه به خودش سخت می گیرد تا آینده ای بهتر را برای زندگیتان رقم بزند، جدا قدرش را بدانید.

قناعت

برای یک زن ،ساده زیستن و قناعت داشتن دشوارتر از مرد است .در دنیای زینت محوری زنانه که ظاهر بینی رونق زیادی دارد،ساده زیستن به معنی سلیقه نداشتن و بی کلاس بودن قلمداد می شود.

در چنین شرایطی همسر شما آنقدر باید هوشمند و مهربان باشد که به خاطر درک شرایط کاری و مالی زندگی شما از داشتن تیپهایی با خرجهای بالا چشم پوشی کند و از میدان رقابتهای مادی کنار بکشد.تازه ،گاهی همین زنهای قانع که به خاطر وضعیت مالی همسرانشان مجبور به قناعتند،از سوی خانواده یا اقوام همسرشان بعضا مورد تحقیر و ملامت واقع می شوند .درحالیکه باید ستایش می شدند.زیرا در اغلب موارد پول که باشد ،سلیقه و پرستیژ عالی هم هست.

 

در صورتیکه وضعیت مالی روبراهی ندارید و یک دنیا قسط و قرض و ... به شما فشار می آورد و همسرتان به خاطر این وضعیت مجبور به قناعت است به نجابت و قناعت او توجه داشته باشید و آن را بستایید تا سست نشود و احساس کمبود مادی موجب خلأ روحی اش نشود برای یک زن ،طرز فکر همسرش درباره او خیلی اهمیت دارد.

 

اما اگر همسرتان قانع نیست

چنانچه وضعتان بد نیست موظفید با سخاوت رفتار کنید اما اگر در شرایط و مقطعی خاص از زندگی  هستید که لازم است برای مدتی قناعت کنید تا آسایش و رفاه خانواده برای بلند مدت تامین شود ،بهتر است برای قانع کردن همسرتان هم برنامه ای داشته باشید .مثلا اگر قصد خرید منزل دارید و باید چند سال ابتدایی زندگی کمی با محدودیتها کنار بیایید تا بعد ها گرفتار مشکلات اجاره نشینی نشوید ،لازم است قناعت پیشه کنید و اهلتان را هم به قناعت قانع کنید .

اما مادامیکه همسرتان قلبا با شما همراه و همدل نباشد تلاشهای شما به جایی نخواهد رسید .اگر همسرتان را جدی نگیرید و خودسرانه برنامه ریزی کنید چه بسا در میانه ی راه شما را از ادامه ی این مسیر باز دارد یا انقدر ادامه دادن سخت شود که دیگر ارزش نداشته باشد .پس برای موافق ساختن او هم تلاش کنید. اگر برای همسرتان چشم انداز خوبی از آینده  ترسیم کنید او بیشتر به ارزش قناعت پی خواهد برد.

بهتر است همان دلایلی که شما را مصر به قناعت کرده را برایش بارها و بارها بگویید. تکرار و توضیح دلیل، از خود دلیل هم مهمتر است. فضاسازی و تبلیغات و تکرار ،از مقاومتهای روانی کم می کند.توجه داشته باشید در فضای سیاسی، دولتها هر گاه می خواهند قانون جدیدی را برای ملتها جا بیندازند که پذیرش آن برای مردم سخت است ،از یکی دو سال قبل برای اقناع افکار عمومی تبلیغ می کنند و انقدر درباره ی آن حرف می زنند تا مسئله را عادی و لازم  الاجراء جلوه دهند.شما هم وقتی می خواهید برنامه ی خاصی برای زندگیتان پیش بگیرید مثلا اگر می خواهید تغییر شغل بدهید و مجبورید چند وقتی را با درامد کم و قناعت زیاد بگذرانید تا شغلتان به مرحله ی بازدهی و درامدزایی برسد،باید لااقل از چند ماه قبل زمینه ی مناسب را فراهم کنید.

اما اگر همسر شما از افراد ضعیف و کمرویی است که معمولا در فعالیتهای اجتماعی حرفی برای گفتن ندارد ،ظاهر بینی و مادیگرایی او به دلیل آن است که از لحاظ روانی راه دیگری برای ابراز وجود و اثبات استعدادهای خودش نیافته است

توجه داشته باشید که شما مدتی طولانی به این مسئله فکر کردید و آمادگی های لازم را پیدا کرده اید اما همسرتان از دنیای افکار شما غافل بوده و ممکن است با اقدام ناگهانی شما شوکه شده و مدتی طولانی خشمگین باشد که در این صورت خودتان کوتاهی کرده اید.اما اگر مسئله قناعت موقت نیست بلکه با بینش همسرتان مشکل دارید، به عبارت دیگر اگر همسرتان به کلی فرد اسرافکار و ظاهر بینی است و ظاهر بینی او شما را رنج می دهد،قضیه فرق می کند .در این صورت اول باید ریشه ی مشکل را پیدا کنید.

اگر ظاهر بینی او به خاطر جو اطراف اوست مثل معاشرت با کسانی که همه ی افتخارشان در نمایش اموالشان است ،در این صورت از همسرتان چه توقعی دارید ؟ وقتی همسرتان،فرضا خواهران یا دوستانی دارد که اهم گفتگوهایشان قیمت خریدهایشان است ،چه طرز فکری پیدا خواهد کرد؟ وقتی اطرافیانتان شخصیت را در مبلمان مدل بالا و پرده های گران قیمت و دکوراسیون خارجی می دانند ،میخواهید همسرتان با قناعت بسازد و بی شخصیت باقی بماند؟ در این صورت چاره ی کار این است که بیشتر با کسانی معاشرت کنید که شما را به سمت معنویات و ارزشهای غیر مادی هر چند هنری،  سوق دهند.

اما اگر همسر شما از افراد ضعیف و کمرویی است که معمولا در فعالیتهای اجتماعی حرفی برای گفتن ندارد ،ظاهر بینی و مادیگرایی او به دلیل آن است که از لحاظ روانی راه دیگری برای ابراز وجود و اثبات استعدادهای خودش نیافته است. در این صورت سعی کنید او را در راستای استعداد و علاقه اش  به سمت فعالیتهای هنری یا فرهنگی سوق دهید تا بتواند خلأهای روحی اش را مملو از موفقیت سازد .البته اگر از همان ابتدای کار گرفتار حواشی کار نشود و همین کار را  راهی برای بریز و بپاشهای جدید قرار ندهد!

 

 

انسیه نوش آبادی

بخش خانواده ایرانی تبیان



موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده
[ سه شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۰ ] [ 9:26 ] [ محسن ]

مردها به دنبال چه همسری هستند؟


آیا جزء آن دسته از خانم های سلطه گر و خودمختار هستید؟! آیا انتظار دارید همه چیز مطابق میل و سلیقه شخصیتان باشد؟! می خواهید همسرتان بی چون و چرا تحت فرمان و اختیار شما باشد؟! شاید متوجه نباشید اما با این طرز برخورد فقط همسرتان را می آزارید.

بهترین همسر برای مرد

این روزها خانم ها تصورات غلطی از رابطه زناشویی پیدا کرده اند و فکر می کنند هر چه می گویند همسرشان باید اطاعت کند و موظف است که مانند غول چراغ جادو کلیه ی آرزوهای قلبی آنها را برآورده سازد.

همه شما با قانون طلایی: "با دیگران همانطور رفتار کن که انتظاری داری با خودت رفتار شود" آشنا هستید. آقایون هم از این امر مستثنی نیستند. اگر انتظار دارید که او مانند یک پرنسس با شما رفتار کند، شما هم باید مثل یک شاهزاده با او رفتار کنید. البته قرار نیست همه چیز به طور 100% ایده آل و مطابق میل شما باشد، اما سعی کنید با همسر خود در نهایت احترام، ادب، عشق و سپاس برخورد کنید. در شرایط سخت با او همگام بوده، یار و یاورش باشید، و در دشواریها دلداری اش دهید.

موفقیت یک ارتباط به تلاش طرفین در لحظه لحظه ی زندگی بستگی دارد. این چنین نیست که فقط چند ماه اول زندگی برای بهبود روابط زحمت بکشید و سپس دست از تلاش برداشته همه چیز را به حال خود رها کنید و انتظار داشته باشید که زندگی مشترک مطبوعی پیش رویتان قرار بگیرد. آیا احساس می کنید که شوهرتان مطابق میل شما عمل نمی کند؟ چرا نگاهی به کارهای خودتان نمی اندازید! شاید برخورد درستی با او ندارید و نمی توانید احتیاجات و انتظاراتش را برآورده سازید.

اگر می خواهید در ارتباط خود موفق باشید و همسرتان را از خود راضی نگه دارید به نکات زیر توجه کرده و آنها را در زندگی خود به کار بندید، آنوقت متوجه تغییرات بزرگی خواهید شد.

تصمیمات او را جدی تلقی کنید

این مورد به عنوان یکی از بزرگترین مباحث مشکل آفرین در روابط محسوب می شود. خانم ها دوست دارند همه چیز مطابق میل خودشان باشد. ولی توجه داشته باشید که نمی بایست نسبت به خواست ها و نیازهای همسرتان بی توجهی نشان دهید. بهتر است با این حقیقت روبرو شوید: اگر احساس می کنید که با او همفکر نیستید، پس در وهله اول چرا پیشنهاد ازدواج او را قبول کردید؟ باید به همسر خود احترام بگذارید؛ اگر قرار باشد تمام مدت به او بی توجهی کنید، برای حرف هایش ارزش قائل نشوید، او را کوچک و خوار کنید و صرفاً در مورد تمام مسائل شکایت کنید، مطمئن باشید که زندگی شما دوام پیدا نخواهد کرد. باید به او اجازه دهید که مرد خانه باشد.

مشوق او باشید

خانم ها به راحتی این کار را در مورد دوست های خود انجام می دهند. کاری می کنند که احساس خوبی در آنها ایجاد شده و اعتماد به نفسشان افزایش پیدا کند. از عباراتی نظیر: "تو فوق العاده شده ای، این رنگ خیلی بهت میاد، شوهرت باید افتخار کند که با دختری مثل تو رابطه برقرار کرده، و ..." استفاده می کنند. اما کمتر اتفاق می افتد که در مورد همسر خود این کار را انجام دهند. شاید به آن دلیل باشد که تصور می کنند ضمیر آقایون غیر قابل نفوذ است. حقیقت اینجاست که آنها هم مثل دوست های شما ضمیر حساس و شکننده ای دارند و گاهی به قوت قلب دادن های شما نیازمند می شوند. بنابراین اگر ترفیع رتبه گرفت و در شغلش به مقام بالاتری دست پیدا کرد، به افتخارش جشن بگیرید و به او یادآوری کنید که ارزش و لیاقتش را داشته است؛ به علاوه اگر لباس مورد علاقه اش را پوشیده بود به او بگویید: "خیلی خوش تیپ شده ای".

او را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نکنید و دائماً تصمیماتش را به باد انتقاد نگیرید. آقایون خانمی را می خواهند که منطقی باشد، در شرایط عصبانیت خود را کنترل کرده و با بحث منطقی به دعوا خاتمه دهد

از سرزنش دست بردارید و به او احترام بگذارید

چه چیزی باعث می شود که برخی از خانم ها احترام مردی که با او ازدواج کرده اند را نگه ندارند؟ وقتی فرد به شخص مقابل احترام می گذارد گویی به خودش احترام گذاشته به ویژه زمانیکه طرف مقابل همسرش باشد. او را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نکنید و دائماً تصمیماتش را به باد انتقاد نگیرید. آقایون خانمی را می خواهند که منطقی باشد، در شرایط عصبانیت خود را کنترل کرده و با بحث منطقی به دعوا خاتمه دهد.

اجازه دهید از شما پشتیبانی و حمایت کند

خداوند مرد را حامی زن آفریده است. آقایون از انجام این کار لذت برده و احساس خوبی پیدا می کنند. برخی از خانم ها زیاد از حد مستقل هستند و تصور می کنند که اگر مردی بخواهد از آنها حمایت کند شخصیتشان زیر سوال می رود. آنها کلاس کاراته می روند و لباس های مردانه می پوشند، ولی با اینحال باز هم احساس ضعف می کنند. اگر به ازدواج و زندگی مشترک اعتقاد دارید، پس چرا نمی خواهید قدرت طبیعی یک مرد را قبول کنید؟

خوش اخلاق باشید

آقایون به دنبال همسری هستند که شخصیت زنانه اش شکل گرفته باشد، مهربان باشد، مرتباً داد نزند و از او ایراد نگیرد. اکثر مردها در زندگی خود به دنبال "آرامش" هستند، می خواهند اوقات خوشی را داشته باشند، و از زندگی لذت ببرند، بنابراین خوش مشرب باشید، به سرعت عصبانی نشوید، و داد و فریاد کردن را هم به کلی فراموش کنید.

مرد

بگذارید با خودش خلوت کند

آقایون نیاز دارند که مدتی را به دور از شما بگذرانند، پس فضای لازم را به آنها بدهید تا ذهن خود را متمرکز کرده و افکار خود را منسجم سازند. شاید بخواهند زمانی را با دوستان خود بگذرانند و سرگرمی های مورد علاقه شان را انجام دهند. این کار احساس خوبی در آنها ایجاد می کند و سبب می شود که بعداً سرحال تر و با نشاط تر شوند، و آیا این همان چیزی نیست که شما انتظار دارید؟ زمانیکه روز سختی را پشت سر می گذارند، مانند خانم ها تمایلی به صحبت کردن در مورد آن ندارند! اگر از شما درخواست کرده است که او را راحت بگذارید، بهتر است که این کار را انجام دهید

 

اجازه دهید خودش باشد

برای برخی از خانم ها سخت است که شوهرشان را همانگونه که هست، بپذیرند و دوست بدارند. بیشتر خانم ها تمام مدت در تلاش هستند که مدل مو، طرز لباس پوشیدن، شغل و حتی دوستان شوهر خود را عوض کنند و آنها را مطابق با معیارهای فردی خود تعدیل نمایند. چرا به جای حرص خوردن آنها را همانگونه که هستند قبول نکرده و از زندگی لذت نبریم؟

از او بخواهید که کمکتان کند

در روزها تعطیل که در خانه هستید و برنامه تفریحی ندارید از او بخواهید که در کارهایی که انجامش برایتان اندکی دشوار است به شما کمک کند. با این کار هم وقتتان پر می شود و هم احساس مردانگی بیشتری به او دست می هد. به عنوان مثال می توانید از او خواهش کنید که در گلکاری باغچه به شما کمک کند.

ببینید به چه چیزهای علاقه دارد و چه چیزهای را دوست ندارد

هر کس دوست دارد زندگی اش را آنطور که می خواهد اداره کند و خودش نقش اول زندگی اش را بازی کند. بنابراین مهم است بدانید که او به چه چیزهایی علاقه دارد و از چه چیزهایی دوری می کند. سعی نکنید کارهایی که دوست ندارد را انجام دهید.

اگر قرار باشد تمام مدت به او بی توجهی کنید، برای حرف هایش ارزش قائل نشوید، او را کوچک و خوار کنید و صرفاً در مورد تمام مسائل شکایت کنید، مطمئن باشید که زندگی شما دوام پیدا نخواهد کرد. باید به او اجازه دهید که مرد خانه باشد

افکار و تمایلات خود را با او در میان بگذارید

نباید انتظار داشته باشید که او به صورت اتوماتیک همه افکار شما را حدس بزند. خیلی راحت هر چه را که در ذهن خود دارید با آنها در میان بگذارید. آنوقت دیگر غصه نمیخورید که چرا روز تولد به رستوران مورد علاقه تان نرفتید، و یا اگر به من اهمیت می داد می آمد و کامپیوترم را درست می کرد. باور کنید که ناامیدی ها شما تنها با بازگو کردن افکارتان پایان می پذیرند، روز تولد شما را به رستوران مورد علاقه تان می برد، و با یک آنتی ویروس کلیه مشکلات کامپیوتر شما را حل خواهد کر د.

به هر حال می توان گفت مردها به طور کلی به دنبال زنی هستند که بتوانند زندگی خود را با او قسمت کنند، لذت ببرند و در کنار هم به آرامش برسند.

 

 

فرآوری: نوریه نوچمنی

بخش خانواده ایرانی تبیان



موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده
[ سه شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۰ ] [ 9:24 ] [ محسن ]

یادگیری اصول دعوا کردن


به مرور از دعواهای گذشته خود درس بگیرید تا بدانید چه نوعی از گفتارها و رفتارهایتان موجب دعوا می شود تا در برخوردهای بعدی آن را لحاظ کنید.

دعوا کردن

وقتی دعوا می کنیم کاملا جدی هستیم و هدف خاصی مثل اثبات درستی رای خودمان ، یا جلب توجه طرف مقابل به چیزی را ،دنبال می کنیم لذا توجه کردن به امر مدیریت در چنین شرایطی، چندان منطقی تلقی نمی شود بلکه به نظر می آید مدیریت دعوا تنها یک شعار کلیشه ای و غیر عملی است ،زیرا مدیریت، احتیاج به قدرت کنترل و تسلط بر اوضاع دارد که در دعوا موجود نیست اما در واقعیت،مدیریت دعوا کاملا کاربردی است و در دعواهای ما بدون آنکه به آن توجهی آگاهانه داشته باشیم اتفاق می افتد. همه ی ما مدیریت دعوا را تا حدودی بلدیم و از آن استفاده می کنیم در غیر این صورت ،یک دعوای ساده هم یک فاجعه می آفرید.همانوقتی که در استفاده از واژه ها احتیاط می کنیم تا واژه ای به کار نبریم که بعدا از آن، بر علیه ما استفاده شود و یا بیش از حدی که مورد نظر است به طرف مقابل فشار بیاورد...،در حال مدیریت دعوا هستیم.

اما این مدیریت اغلب ضعیف و ناشیانه است .می توانیم با به دست آوردن آگاهی های بیشتر این مدیریت را ارتقاء کیفی دهیم.

شاید فکر کنید بهتر بود پیشنهاد می دادیم که اصلا دعوا نکنید و انرژی کلاممان  را حول محوری خرج می کردیم که راههای پیشگیری از دعوا را ارائه دهد.

البته این کار را هم کرده ایم و در مقالات قبل به طرح این گونه مسائل پرداخته ایم .اما در این مقاله با نگاهی واقع بینانه به روابط همسران، قصد داریم با ارائه ی راهکارهایی به جهت رسیدن به مهارت مدیریت دعوا، از خطرات ناشی از دعواهای خانوادگی بکاهیم.این،درست مثل این است که بگوییم تا قبل از آنکه بتوانید به طور کامل خطر زلزله را مهار کنید ،فعلا راههای امداد و نجات در حین زلزله را بیاموزید و به کار بندید.

به مرور از دعواهای گذشته خود درس بگیرید تا بدانید چه نوعی از گفتارها و رفتارهایتان موجب دعوا می شود تا در برخوردهای بعدی آن را لحاظ کنید.

 

مهارت تغییر و تبدیل احساسات

در خیال خودتان با همسرتان دعوا کنید وقتی خیلی خشمگین شدید و قدرت کنترل اعصابتان را از دست دادید به یکباره این افکار را رها کنید و از آن فضا خارج شوید بلکه اگر می توانید احساس دوست داشتن وی را درخودتان زنده و فعال کنید یعنی یاد بگیرید چگونه از یک احساس خشم آلود قوی به سرعت به یک احساس عاطفی آرام منتقل شوید. کسی که می تواند در حین خشم محبت هم از خود نشان دهد به مدیریت دعوا رسیده است.

آیا زمانی که با همسرتان دعوا می کنید و همان وقت کودکتان از شما چیزی می خواهد می توانید با او با مهربانی سخن بگویید یا با همان لحن دعوا پاسخ او را هم می دهید؟ اگر می توانید در همان لحظه ی عصبانیت ،با فرزندتان مهربانانه رفتار کنید و حوصله به خرج دهید می توانید در حین دعوا هم کنترل و مدیریت خوبی روی رفتارتان با طرف مقابل دعوا داشته باشید.در این صورت فضای دعوا بر شما مسلط نیست بلکه شما بر اوضاع مسلطید.لذا احتمال پیش آمد رفتارهای غیر منطقی و احیانا شرم آور از طرف شما بسیار کم می شود.

دعوا نشان دهنده ی عدم علاقه نیست .تنها نشاندهنده عدم تسلط و کنترل فرد بر رفتارش در حین خشم ،و یا نشانه ی عدم مهارت افراد در داشتن گفتگوهای موثر است

به هر حال مهارت داشتن ،در تغییر احساس بد به احساس خوب و تبدیل فضای مسموم به فضای سالم، قدرت زیادی در کنترل و مدیریت دعوا در فرد به وجود می آورد اما هنوز مهارتها و آگاهیهای دیگری نیز برای رسیدن به نقطه ی موفقیت وجود دارد که با کسب آنها بهتر می شود دعوا را کنترل نمود.

ریشه های دعوا

برای یادگیری مدیریت دعوا خوب است ریشه های دعوا را بشناسیم. دعوا بین همسران سالمند بیشتر ناشی از عادت و احساسات منفی ثبات یافته است که کمتر امید رفع آنها وجود دارد اما بین همسران جوان بیشتر مربوط به عدم مهارت آنها در ارتباط برقرار کردن و تفهیم مقصود خود و یا فهم مقصود همسرشان است و به جز آن، نشانه ی پایین بودن میزان تحمل افراد است . حتی بین خوش بخت ترین زوجین هم دعوا اتفاق می افتد. دعوا نشان دهنده ی عدم علاقه نیست. تنها نشان دهنده عدم تسلط و کنترل فرد بر رفتارش در حین خشم ،و یا نشانه ی عدم مهارت افراد در داشتن گفتگوهای موثر است.

قلب زخمی

فرض کنیم با میل شدیدی می خواهید همسرتان را به انجام کاری ترغیب کنید. لذا به خاطر اهمیت زیادی که موضوع مورد نظر برایتان دارد طوری آمرانه صحبت می کنید که به جای آنکه دقت وی ،معطوف خواسته ی شما شود ،عطف لحن و حالت بیانتان می شود.در چنین حالتی به محض آنکه دعوا استارت خورد ،حداقل کاری که می توانید بکنید این است که به آن لحن آمرانه خاتمه دهید.

اگر ریشه ی دعوا مربوط به کم تحمل بودن یکی از طرفین باشد بهترین راه مدیریت بر دعوا تقویت تحمل و مقاومت فرد است. مثلا وقتی همسرتان خبر بدی مثل یک ضرر مالی را به شما می دهد،آن چیزی که باعث دعوای شما می شود عدم میل شما به پذیرش واقعیت است. و الا وقتی سر فرصت به تحلیل ماجرا می پردازید بی تقصیر بودن همسرتان را در بروز مشکل درک می کنید و متوجه غیر منطقی بودن دعوا می شوید .در چنین حالاتی برای آنکه در حین دعوا بتوانید خودتان را کنترل کنید توجه داشته باشید که علت دعوا ،کم بودن میزان تحمل و پذیرش شماست نه اشتباهات همسرتان.با تقویت تحمل و ظرفیت روحی خود می توان به مدیریت رفتاری بهتری در حین خشم رسید.

 

 

انسیه نوش آبادی

بخش خانواده ایرانی تبیان



موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده، (روان شناسی)، مدیریت
[ سه شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۰ ] [ 9:7 ] [ محسن ]
 
ويژگى هاى خانواده موفق از نگاه قرآن

زير سايبان محبت

طبيعي ترين شكل خانواده ، اين است كه هيچ عاملي جز مرگ نتواند پيوند زناشويي را بگسلد و ميان زن و شوهر جدايي بيفكند

 

يكى از موضوعات بسيارمهمى كه در قرآن مطرح است و خداوند به آن بسيار بها مى دهد، خانواده است. و يك سؤال اين است كه آيا ما خانواده موفقى داريم معيار و ويژگى خانواده موفق چيست خانواده مهم ترين خشت بناى اجتماع است و اگرخانواده سالم، متعالى و استوار باشد مى توان به داشتن جامعه اى سالم، متعالى و استوار اميدوار بود. خانواده ركن طبيعى و اساس اجتماع و واحد بنيادى جامعه اسلامى است و درحفظ و گسترش قدرت ملى نقش مؤثرى ايفا مى كند. بين قدرت ملى و خانواده رابطه اى وثيق وجود دارد و سستى و تباهى خانواده، انحطاط ملت را به دنبال مى آورد. در اين مقاله سعى شده است تا با الهام از آيات الهى وروايات معصومين(ع) فلسفه تشكيل خانواده، ويژگى ها و كاركرد هاى خانواده موفق را معرفى كنيم.

چيستى خانواده

از بدو خلقت و آغاز پيدايش انسان بر روى كره خاكى، همواره زنان و مردان با تشكيل كانونى به نام خانواده، عمرى را در كنار يكديگرگذرانيده و فرزندانى در دامان پر مهر خويش پرورانده و از اين جهان رخت بر بسته اند. خانواده يك واحد اجتماعى است كه هدف از آن در نگاه قرآن، تأمين سلامت روانى براى سه دسته است: زن و شوهر، پدر و مادر و فرزندان. همچنين هدف، ايجاد آمادگى براى برخورد و رويارويى با پديده هاى اجتماعى است . در قرآن مى خوانيم:
« والذين يقولون ربّنا هب لنا من أزواجنا قرّه أعين و اجعلنا للمتقين إماماً؛ (۱) و كسانى كه مى گويند: «خداى ما، ما را از همسرانمان نور چشمان ببخش و ما را رهبر پرهيزكاران گردان. » اين آيه بر اهميت خانواده و پيش آهنگى آن در تشكيل جامعه نمونه انسانى اشاره دارد، همچنان كه پيوندهاى سالم و درخشان خانوادگى را ايده آل پرهيزكاران معرفى مى كند. كوشش مصلحان جامعه- مخصوصاً پيامبران الهى- اين بوده است كه نظام خانواده، يك نظام مستحكم و پايدار باقى بماند و هيچ عاملى نتواند اين كانون سعادت و اجتماع كوچك را متلاشى كند. (۲)
دنياى امروز كه دنيايى مضطرب و پريشان است، على رغم پيشرفت هاى حيرت انگيز در علم و صنعت، در مسئله خانواده با مشكلات بزرگى روبه رو است به نحوى كه در حال فروپاشى و از دست دادن بسيارى از كارآيى هاى خود مى باشد.

فلسفه تشكيل خانواده

چرا اسلام به تشكيل خانواده بها مى دهد كليد گشايش اين سؤال در قرآن است. طبق آيات الهى، انسان ها طورى آفريده شده اند كه جفت خواهى به سرشت و آفرينش آنها برمى گردد. خداوند در سوره نبأ آيه ۸ چنين مى فرمايد:« و خلقناكم أزواجا؛ ما شما را جفت جفت آفريديم. » بنا بر اين زن و مرد كامل كننده يكديگرند و با وجود هر يك، ديگرى به كمال رسيده و در كنار هم به آرامش مى رسند. در سوره روم آيه ۲۱ مى فرمايد: «و از نشانه هاى او اين كه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدان ها آرام گيريد، و ميانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در اين [نعمت] براى مردمى كه مى انديشند قطعاً نشانه هايى است.» (۳)
از ديدگاه قرآن اصولاً خلقت موجودات و از جمله انسان ها به صورت زوج است كه به حسب فطرت در پى يافتن مكمل و نيمه ديگر خود مى باشند تا به آرامش، كمال و مودتى كه خداوند وعده داده است برسند و خاصه در وجود انسان زمينه اى از مودت و رحمت وجود دارد كه تجلى گاه آن فقط محيط خانواده است. (۴)
اما آن سكونى كه قرآن وعده اش را مى دهد تنها در نهاد مقدس خانواده است كه نمايان مى شود و تجلى مى يابد. اينجاست كه انسان با الهام از قرآن پى مى برد كه خانواده تنها محيطى براى ارضاى نياز ها وتوالد و تناسل نيست بلكه نهادى است كه اهداف والاتر و بالاترى را در برنامه جامع خود دارد.
انسان موجودى اجتماعى است و نياز به تعاون و معاضدت دارد، چنانكه براى تحقق بخشيدن به فرايند رشد و تكامل خويش به ارتباط با ديگران نيازمند است. در محيط خانواده اين برنامه به صورت بسيارمطلوبى اجرا مى شود و گاهى عواطف خانوادگى آن چنان قدرت پيدا مى كنند كه اعضاى خانواده در قبال يكديگر احساس مالكيت شخصى نمى كنند.
در بسيارى از خانواده ها عموماً و در خانواده هاى موفق اسلامى خصوصاً، اين برنامه ها به طور كامل جريان دارد. پدران و مادران و فرزندان نسبت به يكديگر فداكارى مى كنند و همگى مانند يك روح اند در چند بدن و مظهر وحدت اند نه كثرت.
در يك خانواده موفق قرآنى در واقع پدر و مادر هسته مركزى و كانون خانواده هستند كه در رأس هرم قرار دارند و فرزندان در گرد اين كانون مى باشند. البته بايد خاطر نشان كرد كه خانواده در نگاه قرآن نه مرد سالار است، نه زن سالار و نه فرزند سالار؛ بلكه جايگاه مودت، رحمت و تفاهم سالارى است. در اين محيط سالم، درستى، صداقت، عدالت و سعادت آموزش داده مى شود و خلأ روحى هر يك توسط ديگرى پر مى شود و به وحدت رسيدن و فنا در يكديگر را مى آموزند و اين همان چيزى است كه هماهنگ با خلقت و آفرينش زن و مرد است.(۵)

معيار خانواده موفق از منظر قرآن

خانواده موفق يعنى تپيدن يك قلب در سينه همه اعضاى آن، يعنى روحى مشترك در چندين كالبد كه باعث مى شود همگام و همراه يكديگر به سمت كمال ره بپيمايند. در اين خانواده، وحدت، هماهنگى و انسجام اهميت بسيار دارد، تفرقه جايى ندارد و كار ها با شور و مشورت سرانجام مى گيرند.(۶) براى داشتن يك كانون گرم و موفق بايد قدم اول را درست برداريم و آن انتخاب همسر با ملاك هاى اسلامى است كه مهم ترين آنها، ايمان و باورهاى صحيح، حسن خلق، تقوا و سلامت جسمى و روانى است. در اين صورت است كه مى توان به داشتن خانواده اى موفق اميد وار بود.
معيار قرآنى خانواده هاى موفق در آيه ۲۱ سوره روم ذكر شده است كه مى فرمايد: « و من آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجا لتسكنوا إليها و جعل بينكم مّودّة و رحمة إن فى ذلك لايات لقوم يتفكرون.»
از همين آيه ابن سينا سود جسته و اساس توفيق هر خانواده را بر چهار ركن «آرامش و سكون، عشق، رحمت و اخلاق» مى داند. از اين رو خانواده هايى كه سنگ زيربناى زندگى خود را بر پايه اركان ياد شده بگذارند موفق محسوب مى شوند.(۷) از ديگر ويژگى هاى خانواده موفق مى توان به اين نكات نيز اشاره كرد: خانواده اى كه از عواطف و اخلاق و ديانت اشباع شده و بسترى گرديده باشد براى رشد معنوى اعضاى آن، زمينه اى براى بروز پاكى و عدالت هم در بين اعضاى خود و هم در سطح اجتماع خواهد شد.(۸)
در خانواده موفق زن و مرد تعهداتى را كه نسبت به يكديگر و مسئوليتى كه در قبال فرزندان دارند، همواره در نظر مى گيرند به همين دليل آنها در تربيت فرزندان سالم و صالح حداكثر تلاش را مى نمايند و با هر گونه امكاناتى سازگار مى باشند. به اين ترتيب، نه تنها در كشمكش زمان مأيوس نمى شوند، بلكه گام ديگر را اميدوارتر بر مى دارند. يك خانواده خوشبخت براى كسب موفقيت، در جهت پرورش مهارت هاى ارتباطى خود قدم بر مى دارد و در راستاى تحكيم ساختار خانواده، آنها را به كار مى برد. فراگيرى روابط مناسب در آغاز، كار دشوارى به نظر مى رسد اما گذشتن از هر يك از مراحل آموزشى، به صورت عادت در خواهد آمد. در خانواده ايده آل با ويژگى هايى روبه رو مى شويم كه همه حكايت از يكى شدن آرزوها، خواسته ها و حتى رؤياهاى زوجين دارد. بر تحكيم روابط بين يكديگر تأكيد مى ورزند و براى حفظ آن از نفوذ و مداخله نگرش هاى مخرب و زيان آور دورى مى كنند. تدابيرى كه براى اداره خانواده در پيش گرفته مى شود، نياز ها و منافع همه اعضاى خانواده را در بردارد و تصميم گيرى ها به گونه اى است كه به نياز همه اعضا توجه مى شود. در اين خانواده ها عشق و صميميت تقويت مى شود وهريك از زوجين تلاش خودرا به كارمى گيرد تا روابط محبت آميز خود را با همسرش تداوم بخشيده و كانون خانوادگى خود را گرم نگه دارد.
يك زوج موفق، علاوه بر اين كه مى توانند احساسات و عواطف خود را بيان كنند مى توانند هنگام بروز موارد تنش زا، بر رفتارهاى خود تسلط داشته و با شيوه اى صحيح اختلاف ها را برطرف و تضاد ها را حل كنند و آرامش را به خانه باز گردانده و محيطى مناسب براى پرورش و تكامل يكديگر و فرزندان خود فراهم سازند.(۹)
انعطاف پذيرى، گذشت و قدردانى از زحمات يكديگر، از ديگر مشخصه هاى بارز اين خانواده هاست. به طور كلى معيارهاى قوام و پايدارى يك زندگى و به تبع آن، توفيق در زندگى مشترك را مى توان در شش اصل خلاصه كرد: نخست اصل « تفاوت ميان زن و مرد»، چرا كه اطلاع از كم و كيف اين تفاوت ها راهگشاى زندگى است و خوشبختى تمام اعضاى اين كانون مقدس را تأمين مى كند. در پرتو همين دريافت، احترام به آنها كه پديد آورنده اصل دوم است ديده مى شود و اصل ياد شده«تعاون در خانواده » مى باشد، بخصوص آن كه در پى خود «گذشت و ايثار» كه اصل سوم است، نيز وجود داشته باشد.
همچنين در مثلث مذكور«تفاوت، تعاون و گذشت» نقش اساسى در« تفاهم» به عنوان اصل چهارم و اساسى بين اعضاى اين جامعه كوچك و ايجاد «توازن» (اصل پنجم) در زندگى خانوادگى دارد. از اين رو، هر خانواده با گذر از اين مراحل است كه در مى يابد«تبادل انديشه» به عنوان اصل ششم در توفيق خانواده چه تأثير عظيمى در بهبود روابط خانوادگى دارد.»(۱۰)
در يك خانواده مطلوب و موفق اسلامى سلسله مراتب به خوبى رعايت مى شود؛ پدر و مادر اقتدار ويژه اى دارند و فرزندان در نوجوانى و حتى ميانسالى احترام خاصى براى والدين قائلند. بين زن و شوهر نيز احترام و اقتدار شوهر پذيرفته شده و زن در مواردى مى پذيرد كه مرد تصميم نهايى را بر عهده داشته باشد. در منظومه زن و شوهرى، وظايف به خوبى انجام مى شود و مودت و رحمت بين زن و شوهر برقرار و نيازهاى عاطفى دو طرف مورد توجه است. والدين با شور و شوق به وظايف خود عمل مى كنند و بر ارزش وظايف خود آگاهند.
در يك خانواده موفق حدود حجاب، روابط با نامحرمان و حدود در داخل خانه رعايت مى شود. البته همه قيود بايد بر اساس منطق و متعادل باشد وهرگونه افراط در اجراى حدود از سوى مرد در خانواده نه تنها به تعادل روحى و روانى اعضاى خانواده كمك نمى كند، بلكه آسيب هاى جدى به آنان وارد مى سازد و موجب رفتار نا بهنجار و عدم سلامت روانى آنها مى شود.(۱۱)
در خانواده قرآنى التزام به تقوا و اجتناب از گناهانى مانند موسيقى و آواز خوانى حرام، شراب خوارى، غيبت و تهمت و رذايل اخلاقى مانند تكبر و حسد، مورد توافق همه اعضا مى باشد. البته ممكن است لغزش هايى صورت گيرد، ولى بناى افراد بر رعايت تقوا است. حقوق افراد مورد توجه و اصل بر عدالت است. به روابط با خويشاوندان، بويژه والدين زن و شوهر، توجه مى شود و تعامل و حمايت اجتماعى بين خويشاوندان ارزش به شمار مى رود. خانواده موفق از نظر اسلام از هر مشكل و اختلافى مصون نيست، ولى در اختلاف ها حريم ها شكسته نمى شود و افراد پس از فرو نشستن هيجانات، به دنبال حل مشكل و حتى اصلاح و جبران ضعف ها و رفتارهاى نامناسب خود هستند. افزون بر اين، باورهاى دينى پايدار، عدالت محورى و مدارا سه مفهوم مركزى خانواده مطلوب و موفق از ديدگاه اسلام است.(۱۲)
« سيره خانوادگى ائمه(ع) نمونه كامل يك خانواده موفق و مطلوب اسلامى است. در اين خانواده ها رابطه عاطفى بسيار عميق است به گونه اى كه حضرت زهرا(س) عشق و محبت خود را نسبت به حضرت على(ع) در سخن با سلمان ابراز مى دارد.(۱۳)
امامان معصوم(ع) براى همسران خود شخصيت و اعتبار قائل بودند.(۱۴) دراموراقتصادى، استقلال نظر آنها را ارج مى نهادند.(۱۵) درامورمعنوى ازآن ها كمك مى گرفتند.(۱۶) دربرخورد با فرزندانشان محبت، احترام، بازى با آنان، پذيرش آنان، آزادى و در عين حال نظارت برآنان، رعايت اعتدال بين آنها، دورى از تنبيه و سرزنش وبه طوركلى نرمى ومدارا با آنان را اصل قرارمى دادند.»(۱۷ و ۱۸) و نيز بايد گفت خانواده موفق خانواده اى است كه در همه جوانب مثبت و موفقيت آميز، از رشدى متعادل و هماهنگ برخوردار باشد و از افراط وتفريط خوددارى كند.

كلام آخر

براى داشتن خانواده اى موفق، بايد فصل اول را درست آغاز كرد با انتخاب همسرى شايسته و واجد معيارهاى قرآنى، آنچه در فصلى اتفاق مى افتد بر فصل بعدى اثر مى گذارد. بايد تلاش كنيم فصل هاى اوليه را بسازيم تا فصل هاى بعدى تقويت شوند.
داشتن خانواده اى گرم و صميمى و پر از موفقيت آرزوى همه ماست. بايد با تقويت ايمان و احترام به اصل تفاوت، بين زن و مرد، با ايثار و گذشت تعاون را در خانواده اجرايى كنيم تا به تفاهم و توازن كه خمير مايه موفقيت است برسيم و با تبادل انديشه و شور و مشورت در حفظ آن بكوشيم تا همواره طعم موفقيت را بچشيم.
«منابع در دفتر روزنامه موجود است

 


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده
[ سه شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۰ ] [ 13:40 ] [ محسن ]
 

6 باور نادرست رایج درباره ازدواج

6 باور نادرست رایج درباره ازدواج

مهارت‌های زندگی > خانواده  - همشهری آنلاین:
تنها چیز کامل در یک ازدواج عکس رتوش‌شده عروسی است.به جای آنکه بگذارید باورهای رایج درباره ازدواج رابطه شما با همسرتان را خراب کند، باید حقایقی را دریابید که به حفظ استحکام رابطه شما کمک می‌کند.

منظور این نیست که انتظارات‌تان از ازدواج را خیلی پایین بیاورید؛ هدف راهنمایی شما در مسیری است که می‌تواند ازدواج شما را به کمال برساند.

ازدواج خوب یک فرآیند درازمدت است - نه یک معجزه یک شبه.

بررسی این 6 باور رایج درباره ازدواج ممکن است دید روشن‌تری در این باره به شما بدهد:

1) همسرم با من تناسب ندارد

همسرانی که در ازدواج‌شان دچار مشکل هستند، گاهی شکایت می‌کنند که تازه فهمیده‌اند که همسرشان جفت مناسب آنها نیست. یقینا زوج‌هایی وجود دارند که به درد هم نمی‌خورند. اما در اکثریت موارد شکایت درباره اینکه همسر فرد با او هماهنگ نیست، ریشه از انتظارات غیرواقع‌گرایانه دارد.

2) مرد و زنی که ازدواج رضایتبخشی دارند، به طور خودکار با هم صمیمی می‌شوند

ازدواج رضایتبخش نتیجه توجه مداوم زن و شوهر به هم و مراقبت آنها از یکدیگر است، و به طور خودبه‌خودی ایجاد نمی‌شود.

ازدواج خیلی شبیه یک موجود زنده است. موجودی که به طور مداوم در حال تغییر است. با گذر سال‌ها همیشه احساس نزدیکی یا صمیمیت زوج‌ها افزایش نمی‌یابد. زمان‌هایی وجود دارد که شما نسبت همسرتان بسیار خشمگین می‌شوید، یا ممکن است حتی به این فکر بیفتید که چرا اصلا با او ازدواج کرده‌اید.

گذشتن از این نقاط مشکل‌آفرین در مسیر ازدواج عامل مهمی در افزایش صمیمیت در ازدواج است. اما این فرآیند به طور خودبه‌خودی رخ نمی‌دهد.

3) بیان اختلافات رابطه زن و شوهر  را تخریب می‌کند

زوج‌ها اغلب با این اعتقاد وارد زندگی مشترک می‌شوند که بحث و مشاجره چیز بدی است. آنها انتظار دارند که همه چیزها با آرامی بگذرد، و تنها اختلافاتی جزئی در این مسیر رخ دهد. اما بعد آنها درگیر اختلافات معمول درباره پول، امور جنسی، بچه‌ها و تقسیم کردن مسئولیت‌های زندگی می‌شوند.

اگر شما ندانید که همه زوج‌ها با چنین مشکلاتی روبه‌رو می‌شوند، ممکن است احساس کنید ازدواج غلطی انجام داده‌‌اید. در بسیاری از موارد این اختلافات ممکن است ناشی از انتظارات غیرواقعی شما باشد و شما دچار احساس ناامیدی کند.

برخی از زوج‌ها به جای مشاجره آشکار سعی می‌کنند از یکدیگر فاصله بگیرند، اما در پایان در بسیاری از موارد این زن و شوهرها آنقدر از هم دور می‌افتند که دیگر راهی برای بازگشت به سوی یکدیگر پیدا نمی‌کنند. به جز همه اینها، بحث و مشاجره ممکن است نیرویی مثبت در ازدواج باشد.

برخی از زوج‌ها به جای مشاجره آشکار سعی می‌کنند از یکدیگر فاصله بگیرند، اما در پایان  این زن و شوهرها آنقدر از هم دور می‌افتند که دیگر راهی برای بازگشت به سوی یکدیگر پیدا نمی‌کنند.

4) دنبال کردن اهداف فردی‌ با موفقیت در ازدواج ناسازگار است

این باور نادرست ناشی از این انتظار است که زوج‌های با ازدواج سعادتمند باید هر کاری را با هم انجام دهند. اما این طور نیست. یک ازدواج خوب تنها حاصل جمع چیزهایی که دو همسر با خود به آن می‌آورند، نیست. به عبارت دیگر همسران باید تا حدودی استقلال فردی خود را هم حفظ کنند.

هر همسر زندگی جداگانه‌ای نسبت به شریک زندگی‌اش دارد. درباره اینکه در زندگی جداگانه‌تان چه کاری میخواهید انجام دهید، باید تامل کنید، حتی اگر قصدتان این باشد که خودتان را وقف ایجاد رابطه‌ای مستحکم‌تر با همسرتان کنید.

هنگامی که دو فرد ازدواج می‌کنند، به بخشی جدایی ناپذیر از دنیای یکدیگر بدل می‌شوند. این وضعیت از جمله به این معناست که به اهداف شخصی همسرتان علاقه نشان دهید، و حداکثر تلاش‌تان را بکنید تا رابطه‌ای دوستانه با خانواده همسرتان برقرار کنید. اما منظور این نیست که اجبار داشته باشید تا هر کاری را همراه هم انجام دهید. همسرانی خود را وقف تحقق چنین باوری می‌کنند، به زودی احساس محصور شدن‌ می کنند.

5) همسران می‌توانند کمبودهای یکدیگر را رفع کنند

برخی از ازدواج‌ها نیاز به همراهی بیشتر همسران و برخی دیگر نیاز به استقلال بیشتر آنها از هم دارند. هر زوجی باید بفهمند که در چه زمینه‌هایی اشتراک یا اختلاف دارند. شگرد کار یافتن تعادلی میان همراهی کردن با یکدیگر و اتکا به خود است که با وضعیت شما بخواند.

یکی از بزرگترین لذت‌های زندگی مشترک امکان جمع شدن قوت‌ها و استعدادهای خاص دو نفر است. بنابراین اگر یکی از شما آدمی است که به فعالیت جسمی علاقه دارد و دیگری به فعالیت‌های فکری، هر یک از شما می‌تواند افق‌‌های فکری دیگری را گسترش دهد.

هر زوجی باید بفهمند که در چه زمینه‌هایی با اشتراک یا اختلاف دارند. شگرد کار یافتن تعادلی میان همراهی کردن یکدیگر و اتکا به خود است که با وضعیت شما بخواند.

اما اگر برای مثال یک همسر به شدت خجالتی باشد و در مورد کارهای که نیاز به جر و بحث دارد به همسرش متکی باشد، ممکن است احساس عدم تعادل کنید.

ازدواج‌های مستحکم تلاش‌های جمعی هستند که در آن هر یک از همسران خود را وقف بهبود بخشیدن یکدیگر - هم به عنوان یک فرد و هم به عنوان یک زوج- می‌کنند. هر همسر یک مجموعه‌ای منحصربه فرد از قوت‌ها و ضعف‌ها را به زندگی مشترک می‌آورد، و هریک آنها مسیر جداگانه رشد کردن را دارد.

اما اگر رشد زن یا شوهر و سهم او در زندگی مشترک تناسبی با سهم همسرش در زندگی نداشته باشد، عدم تعادلی ایجاد می‌شود که باعث سست شدن ازدواج می‌شود.

6) هدف ازدواج این است که زن و شوهر دقیقا به چیزی که می‌خواهند برسند

این برداشت که ازدواج راهی برای رسیدن به سعادتمندی است، برداشتی جدید است.

در گذشته‌ها مردم بر اساس ضرورت اقتصادی یا برای بچه‌دار شدن ازدواج می‌کردند. اما اکنون بسیاری از افراد معتقدند که ازدواج مسیری برای رسیدن به رضایتمندی شخصی است.

بسیاری از شکایت‌ها از ازدواج این گونه بیان می‌شود: "من دیگر از بودن با او احساس خوشبختی نمی‌کنم. احساس رضایت نمی‌کنم." چنین شکایاتی ناشی از انتظارات بیش از حد و غیر معقول است.

شما ممکن است نشانه‌های اثر این باور نادرست را در بیان جمله هایی مانند اینها میتوانید بینید:

"اگر مرا دوست داشتی...:

  • وقت بیشتری را با خانواده من می‌گذراندی
  • مرا به تعطیلاتی که می‌خواستم می‌بردی
  • اینطور از من انتقاد نمی‌کردی
  • در کارهای خانه را بیشتر مشارکت میکردی..

پیامی که این جملات به طرف مقابل منتقل می‌کند، این است: "تو مرا دوست نداری مگر اینکه دقیقا چیزی را که من می‌خواهم انجام دهی."

همچنین گاهی این باور نادرست به این شکل بروز می‌کند زن یا شوهر از همسرش می‌‌خواهد عشق او را باور کند، و در همان زمان حرف‌ها یا کارهایش پیامی متناقض را ارسال می‌کند.

اگر برای مثال، همسرتان به خاطر اینکه روز تولد او را فراموش کرده‌اید، از شما شکایت دارد، کافی نیست که به او بگویید: "نمی‌دانی که من دوستت دارم؟" این انتظار که همسرتان صرفا با اظهار عشق شما، بی‌توجهی‌‌های شما را ببخشاید، موجه نیست. چنین کاری را همسرتان صرفا نوعی فریبکاری خواهد دانست که شما با آن وضعیت را مطابق میل خودتان در می‌آورید.

همه ما حق داریم خواستار ارضای نیازهای‌مان باشیم، اما در عین باید در این مورد واقع‌گرا باشیم.

حتی در بهترین ازدواج‌ها همسر شما تنها بخشی از رضایت شما را می‌تواند فراهم آورد. بقیه رضایت‌ها از بچه‌ها، کار یا از دنبال کردن علائق گوناگون یا از درون فرد به دست می آید.

 

 


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده
[ چهارشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۰ ] [ 13:24 ] [ محسن ]
[ یکشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۰ ] [ 18:9 ] [ محسن ]
 

 

 

احترام در نزدیک ترین ارتباط  

 

احترام گذاشتن كلامی به همسر به معنی محترمانه و صمیمانه سخن گفتن با همسر است، بر خلاف این‌كه بعضی‌ها تصور می‌كنند كه رفتار و كلام محترمانه مانع صمیمیت است باید گفت كه صمیمیت واقعی زیر پرده‌ای از احترام بوجود می‌آید.  

 

یكی از مسائلی كه با رعایت آن می‌توان كانون گرم خانواده را حفظ كرد احترام گذاشتن است. وقتی احترام گذاشتن یكی از اركان زندگی باشد خیلی از اتفاق‌ها نمی‌افتد مثلا وقتی احترام هست دیگر توهین وجود ندارد، وقتی احترام هست دلخوری كمتری پیش می‌آید و زن و شوهر به هم نزدیك‌تر و علاقمندتر می‌شوند و... گاهی زن و شوهر‌ها فكر می‌كنند كه قرار نیست همدیگر را دوباره ببینند و گاهی در میان جر و بحث‌های زناشویی به هم بی‌احترامی می‌كنند و نمی‌دانند كه این كار تنها باعث دوری و كمرنگ شدن علاقه همسرانشان به آنها می‌شود. نكته جالب این است كه احترام یا در همه ابعاد وجود دارد یا در هیچ ابعادی نیست. مثلا فردی كه نمی‌تواند به خود احترام بگذارد نمی‌تواند به شما نیز احترام بگذارد یا فردی كه به خانواده خود بی‌احترامی می‌كند به خانواده شما نیز بی‌احترامی خواهد كرد. حال برای این‌كه بتوانیم ابعاد احترام‌گذاشتن را بشناسیم به توضیح هركدام از آنها می‌پردازیم.

احترام به خود

احترام گذاشتن به طور كلی به معنی حفظ حریم است و وقتی صحبت از احترام به خود است یعنی فرد حریم خود را نگه می‌دارد. همان‌طور كه گفتیم تا كسی نتواند به خود احترام بگذارد دیگران را نیز نمی‌تواند محترم شمارد. برای این‌كه بتوانید احترام به خود را بخوبی درك كنید بعضی از مظاهر احترام به خود را می‌شماریم:

1 ــ ظاهری متناسب دارد: كسی كه به خود احترام می‌گذارد فردی در ظاهر مرتب و تمیز است و به سلامت خود اهمیت می‌دهد. مثلا سیگار نمی‌كشد، پرخوری نمی‌كند، ورزش می‌كند، مراقب سلامتی خود است و... .

2 ــ در كلام با دقت است: كسی كه به خود احترام می‌گذارد هر حرفی را نمی‌زند و به قولی بددهن نیست. دروغگو نیست و خلاصه در كل حرف بیجا نمی‌زند و زیاد شوخی نمی‌كند تا به دیگران اجازه بی‌احترامی به خود را ندهد.

3 ــ به روح و روان خود اهمیت می‌دهد: غیر از جسمش از روحش هم مراقبت می‌كند. با آموختن و هنر و با پرداختن به معنویات روانش را تغذیه می‌كند تا فردی تك بعدی نباشد.

4 ــ فردی رو به پیشرفت است: هر وقت او را ببینید چیز جدیدی برای گفتن یا كار جدیدی برای انجام دادن دارد. در حال آموختن است و روز به روز به اطلاعاتش اضافه می‌كند و اهل كتاب است و در حال پیشرفتی همه‌جانبه است نه تنها در یك بعد.

5 ــ فردی مفید برای خود است: می‌تواند بخوبی به خودش در بحران‌ها كمك كند و خود را از بحران‌ها نجات دهد و كمتر پیش می‌آید به كمك دیگران احتیاج پیدا كند و به خود متكی است.

6 ــ انسان‌های خوبی دور و برش هستند: دوستان خوبی را برای مراوده انتخاب می‌كند و با انسان‌هایی معاشرت دارد كه از آنها یاد بگیرد نه انسان‌هایی كه تنها باعث گمراه شدنش می‌شوند. احترام به خود مصداق‌های دیگری هم دارد.
كسی كه به خود احترام می‌گذارد تمام انتظارات خودش را از خویش برآورده می‌كند و نزد دیگران نیز محترم است و با روشی كه در رفتار، كردار و گفتار پیش می‌گیرد به كسی اجازه نمی‌دهد كه به او بی‌احترامی كند.

احترام به همسر

احترام به همسر یعنی این‌كه همسرمان برای ما شخصی مهم است كه حفظ حریم او اهمیت دارد. هیچ‌كس از این‌كه به او بی‌احترامی شود لذت نمی‌برد و از شخصی كه بی‌احترامی می‌كند استقبال نمی‌كند. وقتی شما به همسر خود بی‌احترامی می‌كنید او را از خود دور می‌كنید و به او نیز این اجازه را می‌دهید تا به شما بی‌احترامی كند و حریم‌های بین شما برداشته شود طوری كه باب بی‌احترامی باز شده و با كوچك‌ترین جرقه‌ای همدیگر را به باد بی‌احترامی خواهید گرفت. زمینه‌های احترام به همسر عبارتند از:
همسر

1 ــ احترام به حریم شخصی: به حریم شخصی همسرتان احترام بگذارید. این حریم شامل بخش خصوصی زندگی همسرتان می‌شود كه فقط مربوط به خودش است. مثل لحظاتی كه می‌خواهد تنها باشد یا یادداشت‌های شخصی كه برمی‌دارد یا به علایق خاص خودش می‌پردازد. یادتان باشد هیچ‌گاه حریم شخصی همسرتان را مسخره نكنید مثلا ممكن است او یك نقاشی كشیده باشد كه شما منظورش را متوجه نشده باشید حق ندارید كه او را مسخره كنید و به او با این كار بی‌احترامی كنید در واقع در این حریم خصوصی، شما باید نقش یك دوست را برای همسرتان ایفا كنید نه یك همسر ایرادگیر.

2 ــ احترام در گفتار: بی‌احترامی در كلام به معنی بددهنی و استفاده از كلمات زشت و نسبت دادن آنها به همسرتان است حال چه در مشاجره چه در شوخی. یادتان باشد زیاده‌روی در شوخی‌های نابجا به بی‌احترامی می‌انجامد. در عصبانیت هم سعی كنید زیاد حرف نزنید و تا آرامش تان را به دست نیاوردید وارد بحث با همسرتان نشوید.
احترام گذاشتن كلامی به همسر به معنی محترمانه و صمیمانه سخن گفتن با همسر است، بر خلاف این‌كه بعضی‌ها تصور می‌كنند كه رفتار و كلام محترمانه مانع صمیمیت است باید گفت كه صمیمیت واقعی زیر پرده‌ای از احترام بوجود می‌آید.

كلام زیبا و دلنشین و محترمانه و محبت‌آمیز همیشه به دل می‌نشیند حتی در زمان مشاجره و بگو مگو. محبت و تشكر خود را نسبت به همسرتان به زبان بیاورید تا احترام كلامی را تمام و كمال به جا آورده باشید.

3 ــ احترام در رفتار: بی‌احترامی در رفتاریعنی سراغ كاری رفتن كه همسرتان دوست ندارد شما انجام دهید ، رعایت نكردن حقوق همسرتان به عنوان یك انسان، عمل نكردن به وظایفتان به عنوان یك همسر، عدم‌كمك به همسرتان در اموری كه می‌توانید به او كمك كنید، نرسیدن به وضع ظاهری و مادیات زندگی مشترك، بی‌مسوولیت بودن در قبال زندگی مشترك و بی‌توجهی به حساسیت‌های طرف مقابل از قبیل بی‌احترامی در رفتار به همسر است. حال احترام گذاشتن در رفتار به همسر به معنی این است كه حساسیت‌های رفتاری همسرتان را بشناسید و تا جایی كه می‌توانید طبق آن رفتار كنید مثلا اگر همسرتان روی نوعی پوشش حساس است آن را نپوشید. به حقوق همسرتان احترام بگذارید و اجازه دهید در چارچوب زندگی مشتركتان زمانی هم برای خودش باشد تا یك تجدید قوا برای زندگی‌تان كند، مانع پیشرفت همسرتان در هیچ زمینه‌ای نشوید، به او در اموری كه از دستتان برمی‌آیدكمك كنید، همیشه ظاهری مرتب و تمیز داشته باشید، مسوولیت‌پذیر باشید و نشان دهید كه زندگی مشتركتان برایتان مهم و ارزشمند است و از او بابت تمام زحماتش همیشه ابراز تشكر كنید.

4 ــ رعایت احترام در جمع: شما همیشه و در همه حال باید به همسرتان احترام بگذارید. احترام گذاشتن در جمع نیز یكی از این حالت‌هاست كه خیلی مهم است. اگر از همسرتان جلوی جمع ایراد گرفتید، اگر سر او داد زدید، اگر به او كم محلی كردید و حواستان اصلا به او نبود و به دیگران از او گله كردید یا مسخره‌اش كردید و رازها و خاطراتش را بدون اجازه او بازگو كردید بدانید كه به همسرتان بی‌احترامی كردید، اما اگر با او خوشرفتار و مهربان بودید حواستان به او بود و از او به اندازه در جمع تعریف كردید و ایراداتش را پوشاندید آن وقت به او احترام گذاشته‌اید. یادتان باشد محبت زیاد از حد در جمع باعث می‌شود كه جمع از شما زده شده و محبت شما را ریا و تظاهر فرض كنند. احترام گذاشتن با محبت كردن متفاوت است و هر كدام جای خود را دارد. پس یادتان باشد در جمع به اندازه به همسرتان محبت كنید.

5-احترام به خانواده همسر :یكی از مسائلی كه خیلی از زوج‌ها سر آن اختلاف دارند خانواده‌های یكدیگر است، اما اگر زوج‌ها یاد بگیرند به خانواده‌های یكدیگر احترام بگذارند آن وقت بسیاری از مسائل‌شان در این مورد حل خواهد شد. برای این‌كه در زمینه خانواده‌ها اختلافی نداشته باشید به این نكات عمل كنید:

1 ــ در كلام و رفتار به خانواده خود و همسرتان بسیار احترام بگذارید.

2 ــ تا جایی كه می‌شود به خانواده خودتان اجازه دخالت در زندگیتان را ندهید. اگر هر كدام از زن و شوهر این اجازه را به خانواده‌های خود ندهند دیگر جای اعتراض برای كسی باقی نخواهد ماند.

3 ــ اشتباهات خانواده خود را بپذیرید و بیجا از آنها دفاع نكنید. اگر خانواده شما اشتباهی مرتكب شد سریع آن را بپذیرید تا هم همسرتان آرام شود و هم به خود اجازه بی‌احترامی به خانواده شما را ندهد. اما اگر دفاع بیجا كنید همسرتان را عصبانی‌تر كرده‌اید و احتمال بی‌احترامی كردن را بیشتر.

4 ــ رفت و آمد با خانواده‌ها را به تعادل برسانید و افراط و تفریط نكنید.

5 ــ اگر خانواده همسرتان اشتباهی مرتكب شد با صبر و گذشت از آن بگذرید و آن را به هیچ‌وجه بازگو نكنید.

6 ــ همیشه و در هر زمینه‌ای با محبت جواب خانواده همسرتان را بدهید تا هیچ وقت شما بی‌احترامی نكرده باشید.

وقتی به خانواده همسرتان احترام می‌گذارید آرامش دارید و می‌توانید از همسرتان هم بخواهید به خانواده شما احترام بگذارد.



منبع :چهار دیواری


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده
[ شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ ] [ 11:43 ] [ محسن ]
 

 اين تصوير نه مفهومي از كمدي نه تراژدي است... زندگي را خداوند زيبا آفريده

 

 

زندگي براي کساني که فکر مي کنند کمدي و براي کساني که احساس مي کنند تراژدي است

هوارس والپول

در واقعيت امر ما دو ذهن داريم، يکي که فکر مي کند و ديگري که احساس مي کند. اين دو راه متفاوت شناخت، در کنشي متقابل، حيات رواني ما را مي سازند. ذهن خردگرا همان مقام درک و فهم است که به مدد آن قادر به تفکر و تعمق هستيم. ولي در کنار آن نظام ديگري نيز براي دانستن وجود دارد، نظامي تکانشي و قدرتمند و گهگاه غيرمنطقي، يعني ذهن هيجاني. تقسيم ذهن به دو بخش هيجاني و خردگرا تقريبا مانند تمايزي است که عوام ميان «قلب» و «سر» قائلند. احساس يقين حاصل از «گواهي  قلبي» بر درست بودن چيزي، متفاوت با گواهي عقلي و تا حدودي عميق تر از آن است. نسبت کنترل عقلاني ذهن بر بخش هيجاني آن روند يکنواختي دارد; هر چه احساس شديد تر باشد، ذهن هيجاني مسلط تر و ذهن خردگرا بي اثر تر مي گردد. به نظر مي رسد که اين ترتيب، از امتيازي سرچشمه مي گيرد که تکامل طي اعصار متمادي به احساسات و ادراک هاي شهودي ما داده است تا راهنماي پاسخ هاي آني ما در موقعيت هاي مخاطره آميز باشند; زيرا گاها لحظه اي تامل براي فکر کردن درباره کاري که بايد انجام شود، ممکن است به قيمت از دست دادن زندگي ما تمام شود. اين دو ذهن در اکثر موارد بسيار هماهنگ عمل مي کنند اما با اين وجود، دو ذهن  خردگرا و هيجاني نيروهاي نسبتا مستقل از هم هستند. عملکرد ذهن هيجاني بسيار سريع تر از ذهن  خردگراست. ذهن هيجاني بدون آنکه حتي لحظه اي درنگ کند تا بررسي کند که چه مي کند، مانند فنر از جا مي جهد و دست به عمل مي زند. نقطه تمايز ذهن هيجاني از واکنش سنجيده و تحليل گرايانه اي که مشخصه ذهن انديشمند است، سرعت عمل آن است. اعمالي که از ذهن هيجاني سرچشمه مي گيرند با قطعيت شديد و مشخص همراهند که حاصل روش جاري و آسان گير ذهن هيجاني در نگريستن به اطراف است که مي تواند براي ذهن خردگرا کاملا مبهوت کننده باشد. پس از فرو نشستن گرد و غبار يا حتي در ميانه راه متوجه مي شويم که داريم از خود مي پرسيم «راستي چرا آن کار را کردم؟» اين سوال نشانه اي از آن است که ذهن خردگرا در حال آگاهي يافتن از آن لحظه است اما نه با سرعت ذهن هيجاني. از متداول ترين پاسخ هاي هيجاني سريع و نپخته، ازدواج هاي غلط است; چرا که در حالات هيجاني (emotional) ذهن انسان از تفکر منطقي خالي مي شود و پس از فروکش کردن هيجان ها تازه مي فهميم که چه بلايي سر خود آورده ايم. ذهن هيجاني همانند يک شمشير دولبه است; امتياز بزرگ ذهن هيجاني در اين نکته است که مي تواند واقعيت هيجاني رادر يک لحظه دريابد (او از دست من عصباني است، او دروغ مي گويد، او فکر خطرناکي در کله دارد)، و دريک آن به قضاوتي شهودي دست بزند که به ما مي گويد در مقابل چه کسي بايد احتياط کنيم، به چه کسي بايد اعتماد کنيم و چه کسي درمانده است. ذهن هيجاني رادار ما براي اعلام خطر است. اگر ما (يا پيشينيان ما در طول دوران تکاملي) در برخي از اين موارد منتظر ارزيابي عقل خردگرا مي مانديم نه تنها ممکن بود اشتباه کنيم، که حتي شايد زنده هم نمي مانديم. اما همين ذهن هيجاني ممکن  است دردسرساز شود; مشکل اينجاست که اين برداشت ها و قضاوت هاي شهودي از آنجا که در يک لحظه صورت مي گيرند ممکن است اشتباه يا گمراه کننده باشند. حال با اين مقدمه بهتر مي توانيم مفهوم «هوش هيجاني» را دريابيم.

تعريف هوش هيجاني

زنگ تفريح يک مرکز پيش دبستاني است و عده اي پسربچه روي چمن ها مي دوند. اميرعلي زمين مي خورد، زانويش زخمي مي شود و گريه مي کند; اما پسرهاي ديگر به دويدن ادامه مي دهند به جز اردشير که توقف مي کند. وقتي گريه اميرعلي فروکش مي کند، اردشير نيز خودش را زمين مي زند و زانويش را مي مالد، وي فرياد مي زند «زانويم زخمي شده است!» روانشناسان اردشير را نمونه اي از افرادي مي شمارند که از هوش هيجاني و بين فردي خوبي برخوردار است. به نظر مي رسد که اردشير در «شناخت احساسات» همبازي هاي خود و برقرار کردن «ارتباط سريع و هموار» باآنان توانايي بالايي دارد. فقط او بود که به درخواست کمک و درد اميرعلي توجه کرد و فقط او بود که سعي کرد دوست زمين خورده اش را تسلي دهد، هر چند تنها کاري که توانست بکند، ماليدن زانوي خودش بود. اين حرکت جسماني جزيي از استعدادي در برقرار کردن ارتباط حکايت دارد، يعني مهارتي عاطفي که براي حفظ ارتباط هاي نزديک در ازدواج، دوستي يا ارتباط حرفه اي اساسي است. اين مهارت ها در کودکان پيش دبستاني تازه جوانه زده اند و در طول زندگي شکفته خواهند شد. با اين وصف تعريف هوش هيجاني چنين است: «توانايي زير نظر گرفتن احساسات و هيجانات خود و ديگران، تمايز گذاشتن بين آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال خود». بنابراين هوش هيجاني مجموعه مهمي از يک سري توانايي هاست: توانايي هايي مانند اينکه فرد بتواند انگيزه خود را حفظ نمايد و در مقابل ناملايمات پايداري کند، تکانش هاي خود را به تعويق بيندازد و آنها را کنترل کند، حالات روحي خود را تنظيم کند و نگذارد پريشاني خاطر، قدرت تفکرش را خدشه دار سازد، با ديگران همدلي کند و اميدوار باشد. هوش منطقي (IQ) و هوش هيجاني (EQ) تضادي با يکديگر ندارند بلکه فقط با هم متفاوتند. دانستن اينکه شخصي فارغ التحصيل ممتازي است تنها به اين معني است که او در جنبه هايي که با نمره سنجيده مي شوند بسيار موفق بوده است و احتمالا فردي با هوشبهر (IQ) بالاست، اما درباره اينکه او به فراز و نشيب هاي زندگي چه واکنشي نشان مي دهد، چيزي به ما نمي گويد و مشکل در همين جاست. هوش تحصيلي - کلا   کالا هوشبهر يا IQ - در مواقع بروز بحران و گرفتاري هاي زندگي، عملا هيچ نوع آمادگي اي در افراد پديد نمي آورد. با وجود آنکه هوشبهر بالا تضمين کننده رفاه، شخصيت اجتماعي يا شادکامي در زندگي نيست، با اين حال مدارس و فرهنگ ما صرفا بر توانايي هاي تحصيلي تاکيد مي کنند و هوش هيجاني، يعني مجموعه اي از توانايي ها و صفاتي که بي اندازه در سرنوشت افراد اهميت دارند را ناديده مي گيرند. نتيجه اين وضع خيل عظيم فارغ التحصيلان دانشگاهي است که در سطوح بالاي دانشگاهي داراي مدرک اند ولي در پيش پا افتاده ترين روابط عاطفي و اجتماعي خود به شدت داراي مشکل اند. زندگي هيجاني حيطه اي است که مانند رياضيات يا ادبيات مي تواند در آن مهارتي کم يا زياد داشت و مجموعه توانش هاي خاص خود را مي طلبد. ميزان شايستگي فرد در آن زمينه براي درک اين مطلب که چرا فردي در زندگي پيشرفت مي کند و فرد ديگري با همان ميزان استعداد، در نيمه راه متوقف مي شود. برخلاف هوشبهر که سابقه حدود يک صد سال تحقيق بر صدها هزار نفر را به همراه دارد، هوش هيجاني مفهوم جديدي است. در حالي که عده اي معتقدند که هوشبهر را نمي توان از طريق تجربه يا آموزش چندان تغيير داد، ولي هوش هيجاني و قابليت هاي عاطفي مهم را مي توان به کودکان آموخت و سطح آن را در بزرگسالان ارتقا داد.

مولفه هاي هوش هيجاني

حيطه هاي اصلي هوش هيجاني به شرح زير هستند:
1- شناخت عواطف شخصي:خودآگاهي، يعني تشخيص هراحساس  به همان صورتي که بروز مي کند سنگ بناي هوش هيجاني است. توانايي نظارت بر احساسات در هر لحظه براي به دست آوردن بينش روان شناختي و ادراک خويشتن نقشي تعيين کننده دارد. ناتواني در تشخيص احساسات راستين، ما را به سردرگمي دچار مي کند. افرادي که نسبت به احساسات خود اطمينان بيشتري دارند بهتر مي توانند زندگي خويش را هدايت کنند. اين افراد درباره احساسات واقعي خود در زمينه اتخاذ تصميمات زندگي، از انتخاب همسر گرفته تا شغلي که برمي گزينند، احساس اطمينان بيشتري دارند.
بعضي از افراد واقعا در زمينه شناخت عواطف شخصي خود فاقد خودآگاهي اند. اين عده وقتي از لحاظ عاطفي و هيجاني به هم مي ريزند نمي دانند کهآيا خشمگين اند يا غمگين؟ خوشحال ا ند يا صرفا پرانرژي؟ اين افراد بهاي «بي سوادي هيجاني» خود را در روابط بين فردي و حتي دروني مختل مي پردازند.
2- به کار بردن درست هيجان ها: قدرت تنظيم احساسات خود، توانايي اي است که بر حس خودآگاهي متکي باشد و به ظرفيت شخص براي تسکين دادن خود، دورکردن اضطراب ها، افسردگي ها يا بي حوصلگي هاي متداول اشاره دارد. افرادي که به لحاظ  اين توانايي ضعيفند، دايما با احساس نوميدي، خشم مزمن و افسردگي دست به گريبان اند، در حالي که افرادي که در آن مهارت زيادي دارند با سرعت  بسيار  بيشتري مي توانند ناملا يمات زندگي را پشت سر بگذارند. براي مثال بيرون ريختن غضب را برخي افراد به عنوان روشي براي مقابله با عصبانيت به کار مي گيرند چرا که اين باور در ميان عموم مردم رواج دارد که «انجام اين کار باعث مي شود احساس بهتري پيدا کني». از دهه 1950 روانشناسان با اين روش مخالفت کردند  چرا که دريافتند برون ريزي خشم يکي از بدترين راه هاي خاموش کردن آن است، زيرا انفجار غضب عموما برانگيختگي مغز هيجاني را تقويت مي کند و باعث مي شود افراد  در عوض احساس خشم کمتر، عصبانيت بيشتري احساس کنند. به همين ترتيب بسياري از افراد در زمينه مديريت اضطراب و نگراني هاي خود دچار مشکل اند. ذهن نگران در زنجيره بي پاياني از ناراحتي هاي جزيي گرفتار مي شود، از يک موضوع به موضوع ديگر مي رود و به عقب باز مي گردد.
نگراني هاي مزمن و مکرر، شبيه     چرخش به دور خود است که هيچ گاه به راه حل مثبتي منجر نمي شوند. توانايي تنظيم هيجانات مختلف -  خشم، نگراني، افسردگي و غيره- از مولفه هاي هوش هيجاني است و عامل تاثير گذاري در خدمت بهداشت روان محسوب مي شود.
3-برانگيختن خود: برانگيختن خود به زبان ساده يعني کنترل تکانه ها (تکانه هايي مثل خشم، ميل جنسي و...) تسلط بر نفس، تاخير در ارضاي فوري خواسته ها و اميال، رهبري هيجان ها و توان قرار گرفتن در يک وضعيت رواني مطلوب. خويشتن داري عاطفي يا همان به تاخير انداختن کامرواسازي و فرونشاندن تکانه ها يکي از مولفه هاي اساسي هوش هيجاني است. افراد داراي اين مهارت در هر کاري که به عهده مي گيرند بسيار مولد و اثربخش خواهند بود.
4- شناخت عواطف ديگران: همدلي، توانايي ديگري بر خود آگاهي عاطفي متکي است و اساس مهارت رابطه بامردم است. افرادي که از همدلي بيشتري برخوردارند به علا يم اجتماعي ظريفي که نشان دهنده نيازها يا خواسته هاي ديگران است توجه بيشتري نشان مي دهند. اين توانايي آنان را در حرفه هايي که مستلزم مراقبت ازديگرانند، تدريس، فروش و مديريت موفق تر مي سازد. انسان هايي که در شناخت عواطف ديگران مهارت دارند به راحتي  و گاهي بدون ديدن چهره  طرف مقابل مثلا  از پشت تلفن قادرند حالت روحي ديگران را حدس بزنند. شناخت عوطف ديگران به ويژه در روابط بين زوجين اهميت دارد. تا هنگامي که انسان در اين کشور کويري که زمان و زندگي نام گرفته زندگي مي کند، تنهايي و انزوايش نيز پابرجاست. پس به 2 دليل مهم مي بايست توانايي شناخت عواطف ديگران را در خود بالا  ببريم: اول اينکه چون ما هرگز نمي توانيم مستقيما وارد تجربه ديگران شويم، هيچ گاه نمي توانيم کاملا  بدانيم که طرف مقابل ما چه چيزي را مي خواهد به ما برساند. وقتي پي مي بريم که هر قدر تلا ش کنيم نمي توانيم چنان با هوش يا حساس باشيم که بفهميم   ديگري چه تجربه اي مي کند، احساس گناه مي تواند ما را ياري دهد که از روي اصالت، متواضع باشيم. در اين بين هر چقدر قدرت و مهارت شناخت و عواطف ديگران در ما بالا تر باشد بيشتر مي توانيم در دنياي خصوصي و گاهي درد ديگران سهيم شويم و تنهايي و انزواي آن ها را کم کنيم. دوم اينکه «زبان» نمي تواند تجربه  را به خوبي منتقل کند زيرا تجربه نهفته در دل تجارب عميق انساني  غني تر از آنند که کلمات توان بازگو کردن آن ها را داشته باشند...
5- برقراري رابطه با ديگران: بخش عمده اي از هنر برقراري ارتباط، مهارت کنترل عواطف در ديگران است. افرادي که در اين زمينه مهارت  دارند، به خوبي و عميقا به ديگران گوش مي دهند، ديگران را مي پذيرند و دست به قضاوت نمي زنند، در ديگران احساس ارزش و عزت توليد مي کنند نه احساس گناه و در هر آن چه که به کنش متقابل آرام با ديگران  بازمي گردد   به خوبي عمل مي کنند. آنان ستاره هاي اجتماعي هستند ستاره هايي که حتي در روز نيز درخشان اند!
البته افراد از نظر توانايي هاي خود در هر يک از اين حيطه ها با يکديگر تفاوت دارند و ممکن است بعضي از ما مثلا  در کنار آمدن با اضطراب هاي خود کاملا  موفق باشيم اما در تسکين دادن ناآرامي هاي ديگران چندان کارآمد نباشيم. بدون شک زير بناي اصلي سطح توانايي  ما، زيستي و عصبي است اما مغز به طرز چشمگيري شکل پذير است و همواره در حال يادگيري. سستي افراد را در مهارت هاي عاطفي مي توان جبران کرد، هر کدام از اين حيطه ها تا حد زيادي نشانگر مجموعه اي از عادات و واکنش هاست که با تلا ش صحيح مي توان آن ها را بهبود بخشيد.

ويژگي افرادي که هوش هيجاني بالا  دارند

هوشبهر و هوش هيجاني قابليت هاي متضاد نيستند بلکه بيشتر مي توان چنين گفت که متمايزند. همه ما از ترکيبي از هوش و عواطف برخورداريم، افراد داراي هوش بالا  و هوش  هيجاني پايين و يا هوشبهر پايين  و هوش هيجاني بالا ، علي رغم وجود نمونه هايي نوعي، نسبتا نادرند. في الواقع ميان هوشبهر و برخي جوانب هوش هيجاني همبستگي مختصري وجود دارد، هر چند اين ارتباط آن قدر است که روشن کند اين دو قلمرو اساسا مستقل اند. گونه خالص داراي هوشبهر بالا ، يعني کاملا  فاقد هوش هيجاني، تقريبا تصوير اغراق آميزي از روشنفکراني است که در قلمرو ذهن استادند اما در دنياي فردي ناکار آمدند. نيم رخ هاي آماري مردان و زنان در اين خصوص تا حدودي متفاوت است. مرد داراي هوشبهر بالا  با طيف گسترده اي از علا يق و توانايي هاي ذهني مشخص مي شود که البته جاي تعجبي ندارد. اين مرد بلند پرواز و مولد، قابل پيش بيني  وسرسخت است و در بند علا يق فردي خود نيست. او همچنين عيب جو و فخر فروش مشکل پسند و بازدارنده، در تجارب احساسي ناراحت، غير بيانگر و مستقل و از نظر عاطفي سرد و بي روح است. مرداني که از نظر «هوش هيجاني» بالا  هستند، از نظر اجتماعي متوازن، خوش برخورد و بشاش هستند و در مقابل افکار نگران کننده يا ترس آور مقاومند. آنان  در زمينه خدمت به مردم يا حل مشکلا ت، قبول مسووليت و برخورداري از ديدگاه هاي اخلا قي، ظرفيتي قابل توجه دارند; در ارتباط خود با ديگران هم حسي و توجه نشان مي دهند. زندگي عاطفي آنان غني  اما همخوان است، آنان با خود، ديگران و مجموعه اجتماعي که در  آن زندگي مي کنند راحتند. زنان داراي «هوشبهر» بالا  از اتکا به نفس هوشمندانه اي که از آنان انتظار مي رود برخوردارند، تفکرات خود را به راحتي مطرح مي کنند، براي موضوعات ذهني ارزش قائلند و طيف گسترده اي از علا يق ذهني و زيبايي شناختي دارند.
آنان همچنين درون نگر هستند، مستعد ابتلا به اضطراب، فرو رفتن در خيالات و احساس گناه بوده و در ابراز آشکار خشم خود درنگ مي کنند، هر چند که آن را به طور غيرمستقيم ابراز مي دارند. زنان داراي «هوش هيجاني» سرشار با جرات هستند و احساسات خود را به طور مستقيم ابراز مي دارند و درباره خودشان احساس مثبتي دارند و زندگي براي آنان سرشار از معنا است. آنان نيز همانند مردان، خوش برخورد و اجتماعي هستند و احساسات خود را به طور مقتضي ابراز مي دارند، نه اينکه آن را به صورت انفجارهايي ابراز دارند که بعدها از آن تاسف بخورند. همچنين به خوبي با فشارهاي عصبي منطبق مي شوند، جايگاه اجتماعي آنان به آنها امکان مي دهد تا به آساني با افراد جديد روبه رو شوند، با خودشان به قدر کافي راحت هستند تا آنکه بتوانند شوخ طبع، خود انگيخته و درمقابل تجارب عاطفي پذيرا باشند. برخلاف زنان داراي هوشبهر بالا و ناب، زنان داراي هوش هيجاني بالا، به ندرت احساس اضطراب يا گناه مي کنند يا در خيالات واهي غرق مي شوند. البته اين تصاير نشانگر دو جنبه افراطي هر حالت است - هوشبهر و هوش هيجاني به درجات مختلف در وجود همه ما در هم آميخته شده اند.

چگونه هوش هيجاني خود را افزايش دهيم؟

الفباي يادگيري هوش هيجاني شناخت هيجان هاي اصلي و ترکيبات فرعي آنهاست. برخي از هيجان ها را مي توان «اصلي» تلقي کرد; هيجان هايي که به مثابه رنگ هاي اصلي آبي، زرد و قرمز اند و ساير ترکيبات از آنها سرچشمه مي گيرند. عنوان برخي از خانواده هاي اصلي و برخي از اعضاي آنها از اين قرار است: خشم: تهاجم، هتک حرمت، تنفر، غضب، اوقات تلخي، غيظ، آزردگي، پرخاش، خصومت، اذيت، تندمزاجي، دشمني.
اندوه: غصه، تاثر، دلتنگي، عبوسي، ماليخوليا، دلسوزي به حال خود، احساس تنهايي، دل شکستگي، نااميدي و در سطح آسيب شناختي افسردگي شديد.
ترس: اضطراب، بيم، ناآرامي، دلواپسي، بهت، نگراني، ملاحظه کاري، ترديد، زودرنجي، ترسيدن، ترس ناگهاني يا شوک، وحشت و از نظر آسيب شناسي رواني هراس (Phodia) و وحشت زدگي (Panic).
شادماني: شادي، لذت، آسودگي، خرسندي، سعادت، شوق، تفريح، احساس غرور، وجد، به هيجان آمدن، خشنودي، رضايت، شنگولي، از خود بي خود شدن و در سطح آسيب شناختي شيدايي (ania).
عشق: پذيرش، رفاقت، اعتماد، مهرباني، هم ريشگي، صميميت، پرستش، شيفتگي.
شگفتي: جا خوردن، حيرت، بهت، تعجب.
شرم: احساس گناه، دست پاچگي، حسرت، احساس پشيماني، احساس پستي، افسوس، دل شکستگي، توبه.
فهرست مذکور يقينا نمي تواند کليه سوال هاي مربوط به طبقه بندي هيجان ها را پاسخ دهد. براي مثال حسادت را که گونه اي از خشم آميخته با اندوه و ترس است چگونه مي توان طبقه بندي کرد. با اين حال، قدم اول در اين مسير شناخت دقيق و ظريف انواع هيجانهاست. قدم بعدي خودآگاهي است; خودآگاهي به معناي وسيع کلمه عبارت است از تشخيص احساسات و يافتن واژگاني براي بيان آنها، يافتن پيوند موجود ميان افکار، احساسات و واکنش ها، آگاهي بر اينکه در تصميم گيري فکر يا احساسات غلبه دارد، توجه کردن به پيامدهاي انتخاب راه هاي مختلف و پياده کردن اين بينش ها در تصميم گيري درباره موضوع هايي نظير سيگار کشيدن.
يکي از اقدامات عملي براي غنا بخشيدن به خودآگاهي اين است که هنگام هيجاني شدن از خود بپرسيم: «الان دقيقا چه احساسي دارم؟ آيا رنجيده ام؟ آيا حسودي مي کنم؟ الان دقيقا چه فکري به ذهنم خطور کرد؟». پس از مدتي تمرين در مي يابيم که هميشه براي واکنش نشان دادن نسبت به احساسات، طرق مختلفي وجود دارد. هر قدر شخص براي پاسخگويي به يک هيجان، راه هاي بيشتري را بداند زندگي پربارتري خواهد داشت. راه ديگر براي بسط خودآگاهي، نوشتن حالات دروني است. بعد از چندين ماه نوشتن حالات روحي مختلف خود - از آنجا که کلمه ها در ذهن گم مي شوند نه روي کاغذ - مي توانيم خود را در يک نمودار تاريخي بررسي کنيم. مثلا مي فهميم که سال قبل در برابر يک مساله چگونه عصباني مي شديم و امسال چگونه واکنش نشان مي دهيم. همدلي، توانايي اجتماعي و هيجاني مهمي در اين زمينه است، يعني درک احساسات ديگران و خود را در جاي آنان فرض کردن و احترام گذاشتن به تفاوت هايي که در احساسات افراد نسبت به چيزهاي مختلف وجود دارد. توانايي برقراري ارتباط با افراد ديگر نيز از مولفه هاي هوش هيجاني است: فرد مي بايست تمرين کند تا شنونده و پرسشگر خوبي باشد، بتواند ميان آنچه ديگري انجام مي دهد و آنچه مي گويد تمايز قايل شود و سعي کند به جاي رفتارهاي نپخته اي مثل عصباني شدن يا منفعل بودن راه هاي بالغانه تري مثل جسارت و جرات ورزي را ياد بگيرد.

* * *
شکل گيري اجزاي هوش هيجاني، ابتدا در سال هاي اوليه زندگي کودک انجام مي گيرد، اگرچه شکل گيري اين ظرفيت ها در خلا ل سال هاي مدرسه نيز ادامه پيدا مي کند. پيامي که يک دختر کوچک هنگامي که براي درست کردن پازل خود از مادر گرفتارش کمک مي خواهد، دريافت مي کند، بر حسب نحوه پاسخ دهي مادر متفاوت است. چنانچه پاسخ مادر ابراز خشنودي آشکار از کمک کردن به او باشد، وي يک نوع پيام دريافت مي کند و اگر پاسخ مادر اين جواب موجز باشد که «مزاحم من نشو، کارهاي مهمي دارم که بايد انجام بدهم» برداشت کاملا متفاوتي پيدا مي کند. تمام مبادلات کوچک ميان والد و فرزند، داراي زيرمجموعه اي عاطفي است و تکرار اين پيام ها در طي ساليان به شکل گيري ديدگاه ها و توانايي هاي عاطفي اساسي در کودکان مي انجامد.
تحقيقات نشان مي دهند که صرف بي توجهي به کودک، از سو»رفتار آشکار بسيار مضرتر است; کودکاني که ناديده گرفته مي شوند از همه کودکان ديگر بدتر عمل مي کنند، از همه مضطرب تر، بي توجه تر و بي احساس تر هستند و به صورت متناوب پرخاشگر و گوشه گيرند. ميزان اجبار به تکرار کلاس اول در ميان اين کودکان 65 درصد است. سه چهار سال اول زندگي دوره اي است که مغز کودک نوپا حدود دو سوم اندازه کامل خود رشد مي کند و به لحاظ پيچيدگي، به گونه اي متحول مي شود که در تمام دوران زندگي، هيچ گاه به اين ميزان رشد نخواهد کرد. در خلال اين دوره، نسبت به دوران بعدي زندگي، فراگيري مطالب اساسي با سهولت بيشتري تحقق مي پذيرد و فراگيري عاطفي نيز در پيشاپيش تمام آموخته ها انجام مي گيرد. در خلال اين دوران فشار رواني جدي  مي تواند به مراکز يادگيري مغز آسيب برساند و از اين رو به هوش افراد زيان وارد آورد.

  کارشناس ارشد روانشناسي باليني


موضوعات مرتبط: درباره هوش : IQ , EQ , SQ، ازدواج و خانواده
[ چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۳۸۹ ] [ 10:32 ] [ محسن ]
 

برای ارتباط موثر لحظاتی را تنها باشید

همسران برای ایجاد ارتباط موثرتر و بدون استرس و اختلافات روزانه ، لازم است زمان شخصی را به خود اختصاص دهند و اوقاتی را در تنهایی به سر ببرند.

تمام افراد نیاز دارند حتی زمانی که در منزل هستند نیز زمانی را به خود اختصاص دهند و در تنهایی به برخی کارها و مسایل روزمره زندگی فکر کنند که همین کار به طور چشمگیری به کاهش استرس و اضطراب کمک می کند.

هیچ لزومی ندارد همسران تمام وقت را در کنار هم باشند و یا اینکه تمام برنامه هایشان کاملا منطبق با هم باشد؛ گاهی همین هماهنگی های زیاد ایجاد کسالت و خستگی و استرس می کند.

در زندگی های امروزی زمان شخصی افراد بسیار کم شده و کمتر فرصتی برای اختصاص زمانی برای خود فراهم می شود؛ زمانی را که می توانند به کارهای مورد علاقه خود مثلا گوش دادن به آهنگ دلخواه، نوشتن یا خواندن یک متن، خواندن یک کتاب ، تماشای یک فیلم و …بپردازند.

گاهی یک مسافرت کوتاه نیز بسیار مفید است تا زمانی که همسران به سوی هم بازمی گردند احساس بهتری نسبت به هم داشته باشند و بیشتر می توانند خوبی های همدیگر را یادآوری کنند.
گاهی استفاده زیاد از وسایل ارتباطی نیز خود ایجاد مشکل و استرس می کند: بسیاری از زوج های جوان یکدیگر را مجبور می کنند بطور مداوم از طریق موبایل و تلفن با هم در تماس باشند؛ در صورتی که ارتباطات تلفنی زیاد خود ایجاد استرس و اختلافات گفتاری می کند.


موضوعات مرتبط: ارتباطات، ازدواج و خانواده
[ چهارشنبه سی ام تیر ۱۳۸۹ ] [ 12:17 ] [ محسن ]
 

نماد عشق یک قلب است. اما نماد عاشقی قلبی هست که تیر وسطش خورده. در باور یونانیان باستان هر پدیده ای یک خدایی داشت. همه خدایان هم یک خدا یا پادشاه بزرگ داشتند که اسمش زئوس بود. یک شب به مناسبتی زئوس همه خدایان را به جشنی در معبد کوه المپ دعوت کرده بود.دیوانگی و جنون هم خدایی داشت بنام مانیا. مانیا چون خودش خدای دیوانگی بود طبیعتا عقل درست و حسابی هم نداشت و بیش از حد شراب خورده بود. دیوانه باشی، مست هم شده باشی. چه شود! خدایان از هر دری سخنی می‌گفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرف‌های خدای عشق به مذاق خدای جنون خوش نیامد و این دیوانه عالم ناگهان تیری را در کمانش گذاشت و از آنسوی مجلس به سمت خدای عشق پرتاب کرد. تیر خدای جنون به چشم خدای عشق خورد و عشق را کور کرد.هیاهویی در مجلس در گرفت و خدایان خواستار مجازات خدای جنون شدند. زئوس خدای خدایان مدتی اندیشه کرد و بعد به عنوان مجازات این عمل، دستور داد که چون خدای دیوانگی چشم خدای عشق را کور کرده است، پس خودش هم باید تا ابد عصا کش خدای عشق شود. از آن زمان به بعد عشق هر کجا می‌خواهد برود جنون دستش را می‌گیرد و راهنمایی‌اش می‌کند. به همین دلیل است که می‌گویند عشق کور است و عاشق دیوانه و مجنون می‌شود. پس تیر و قلب و نقش این دل تیر خورده ای که می‌بینید ریشه در اسطوره های یونان باستان دارد.بعدها رومیان باستان آیین و اسطوره های یونانیان را پذیرفتند  و تنها نام خدایانشان را عوض کردند. در افسانه‌های روم باستان زئوس را ژوپیتر، خدای جنون را ارا و خدای عشق را ونوس می‌نامیدند.
در نتیجه به باور آنها ارای دیوانه چشم ونوس زیبا را کور کرد.
عشق واقعا جنون است اما اگر دو طرفه و واقعی باشد لذتی دارد که مپرس. ولی عشق یکطرفه انسان را پریشان و خوار و حقیر می‌کند.


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده
[ پنجشنبه ششم خرداد ۱۳۸۹ ] [ 18:16 ] [ محسن ]
 

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.

کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم. اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری، من دخترم را به تو خواهم داد.مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگ ترین بود ، باز شد . باور کردنی نبود. بزرگ ترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید، تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچک تر بود، باز شد. گاوی کوچک تر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم ،چون گاو بعدی کوچک تر است و این ارزش جنگیدن ندارد.سومین در طویله هم باز شد و همان طور که فکر می کرد ضعیف ترین و کوچک ترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد…

اما………گاو دم نداشت!!!!

زندگی پر از ارزش های دست یافتنی است، اما اگر به آن ها اجازه رد شدن بدهیم ، ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود.


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده، نکات خواندنی
[ چهارشنبه هجدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 9:0 ] [ محسن ]
 

شبی طلبه جوانی به نام محمد باقر  در اتاق خود در  حوزه علمیه مشغول مطالعه بود  به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست  و با انگشت  به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باشد.

دختر گفت :  شام چه داری ؟؟!

طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد  و سپس دختر در گوشه ای از اتاق خوابید و  محمد به مطالعه خود ادامه داد .

از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و بخاطر  اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا خارج شده بود  لذا  شاه دستور داده بود تا افرادش  شهر را بگردند  ولی هر چه گشتند  پیدایش نکردند .

صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج  شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی  پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و ...

محمد باقر  گفت : شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد  شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟

و بعد از تحقیق  از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟

محمد باقر ده  انگشت خود را نشان داد و شاه  دید که تمام انگشتانش سوخته و ...!

لذا علت را پرسید طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا  وسوسه می نمود  هر بار که نفسم  وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم  آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیه با نفس  مبارزه کردم و به فضل خدا ، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند 

شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد  میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد  و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی  می دارند...


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده، نکات خواندنی
[ سه شنبه هفدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 9:45 ] [ محسن ]

 

داماد که تا آن زمان با شرم در آینه نگاه می کرد تا عروسش را در لحظه گفتن آن بله معروف ببیند،چشم از آینه برگرفت و مستقیما در نیم رخ عروس نگاه می کرد ،متحیر. دختری که تور را از سمت راست آنها برسرشان گرفته بود ، مدام یواشکی می گفت: بگو... دبگو دیگه... بگو بله. زنی کمی دورتر با حرکت صورت از دور به عروس اشاره می کرد که بگو. نفس پدر داماد که به من نزدیک بود به شمارش افتاده بود. پدر عروس با دستمالی عرق صورتش را می چید و ......

همه منتظر بودند که عروس خانم پس از اینکه گلهایش را چیده و گلابشان راگرفته و آورده بود "بله " را بگوید و کار را تمام کند.. اما عروس همچنان مکث کرده بود و چیزی نمی گفت....

مکثش طولانی شد تا بالاخره فشار افکار عمومی او را به " بله " قرص و محکمی فراخواند و او چنین کرد... داماد همچنان در نیم رخ عروس نگاه می کرد اینبار نگاهی با سوالی در ذهن که چرا ؟.. نوبت به داماد رسید.. می خواست تلافی کند... مکث کرد..خیلی کوتاه . ظاهرا نتوانست خیی مقاومت کند و گفت :بله

تجربه یک عاقد : غالبا دوبار بله نگفتن عروس شکل ظاهری و کلیشه ای دارد در حالی که اصل قضیه چنین نبوده و عروس ها به طور واقعی در بله گفتن شرم داشته اند.. این عروس هم مردم را منتظر گذاشت ، نه از روی شرم.

برگرفته از وبلاگ  خاطرات يك عاقد 

 

 


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده
[ یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 14:43 ] [ محسن ]
 

حرمت اعتبار خودرا هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران مشکن
که ما هر یک یگانه ایم
موجودی بی نظیر و بی تشابه .
و آرمان های خویش را به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن
تنها تو می دانی که "بهترین" در زندگانیت چگونه معنا می شود
از کنار آنچه باقلب تو نزدیک است
آسان مگذر
بر آنها چنگ در انداز ، آنچنانکه بر زندگی خویش
که بی حضور آنان ، زندگی مفهوم خود را از دست می دهد.
با دم زدن در هوای گذشته و نگرانی فرداهای نیامده
زندگی را مگذار که از لابلای انگشتانت فرو لغزد و آسان هدر شود.
هر روز همان روز را زندگی کن و بدینسان تمامی عمر را به کمال زیسته ای
و هرگز امید را از کف مده آنگاه که چیز دیگری برای دادن در کف داری.
همه چیز در آن لحظه ای به پایان می رسد که قدم های تو باز می ایستد
و هراسی به خود راه مده از پذیرفتن این حقیقت که هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد.
تنها پیوند میان ما خط نازک همین فاصله است
برخیز و بی هراس خطر کن ، درهرفرصتی بیاویز
وهم بدین سان است که به مفهوم "شجاعت" دست خواهی یافت.
آنگاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت
عشق را از زندگی خویش رانده ای
عشق چنان است که هر چه بیشتر ارزانی داری سرشارتر شود
و هرگاه که آن راتنگ در مشت گیری آسانتر از کف رود
پروازش ده تا پایدار بماند
رؤیاهایت را فرومگذار که بی آنان زندگانی را امیدی نیست
و بی امید زندگی را آهنگی نباشد
از روزهایت شتابان گذر مکن
که در التهاب این شتاب نه تنها نقطه ی سرآغاز خویش
که حتی سرمنزل مقصود را گم کنی
زندگی مسابقه نیست ، زندگی یک سفر است
و تو آن مسافری باش که در هرگامش
ترنم خوش لحظه ها جاری است

بوديم و كسي پاس نمي‌داشت كه هستيم / باشد كه نباشيم و بدانند كه بوديم


پينوشت (۱): زندگی با عشق گم شده شیرین تر از زندگی بدون عشق است!

پينوشت (۲): ازدواجي كه در آن عشق نباشد حتماً

عشقي بدون ازدواج در آن وارد خواهد شد.

 پينوشت (۳): همه چیز این طوری تمام نمی شود.یکی تنها شود،دیگری رها. رهاي تو كجاست.

 


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده، راز ها و نکته ها
[ دوشنبه نهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 10:41 ] [ محسن ]
 

با زنی ازدواج کنید که اگر ” مرد ” بود ، بهترین دوست شما می شد .  بردون

ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد.   مارک تواین

تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی .  شارل بودلر

دوام ازدواج یک قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا .
 ضرب المثل اسکاتلندی

با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن .  ضرب المثل آلمانی

اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند.
 شاو

زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست ، تحمل کند.
 کینهابارد

هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند.  ضرب المثل اسکاتلندی

هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . جانسون

من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم .
 آگاتا کریستی

ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد  اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید.  سقراط

مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد.  کارول بیکر

با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش .  سینکالویس

مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند.
 بن بیکر

پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید.
  فرانکلین

قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . لرد لوچستر

عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق .  بالزاک

برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید ” کر ” باشد و زن ” لال ” . شايدم برعكس.

با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید .  سونی اسمارت

انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم .  خانم پرل باک

تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن .

زنی سعادتمند است که مطیع ” شوهر” باشد

مردی که به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوکری می رود.

هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت

 

 


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده
[ دوشنبه نهم فروردین ۱۳۸۹ ] [ 10:37 ] [ محسن ]
 

و عشق

چیزی جزء رویای صادقانه نیست


  پی نوشت: آفات این رویای صادقانه وصال است

 

منبع: محسن (نقطه سر خط)


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده
[ چهارشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۸۸ ] [ 8:25 ] [ محسن ]
 

کوچک باش و عاشق ، عشق خود، تو را بزرگ مي كند

هر علاقه اي با انگيزه، شور و اشتياق و نوعي محبت همراه شود را مي توان به آن عشق گفت

اين عشق مي تواند به همسر ، پدر ، مادر و خانواده باشد. بعضي اوقات اين عشق به تحصيل به علم و ثروت و قدرت مي باشد.

جبران خليل جبران مي گويد:

عشق همان چیزی است که بیش تر از هر چیز داشتنش را دوست داریم...و بیش تر از هر چیزی دادنش را دوست داریم...و هیچ کس در نمی یابد که عشق همان چیزی است که همواره داده می شود و پذیرفته نمی شود.

 


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده، نکات خواندنی
[ دوشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۸ ] [ 18:48 ] [ محسن ]
 

عشق زنان عاقلانه‌تر است

 

 راستی، تعریف شما از عشق و عاشق چیست؟ برای آشنایی با روان‌شناسی عشق، به سراغ دکتر حسین ابراهیمی‌مقدم، روان‌شناس و مدرس دانشگاه رفته‌ایم تا دیدگاه او را در این خصوص بدانیم
این، توصیفی است که سن پل از عاشق ارائه می‌دهد: «عاشق صبور و مهربان است. حسود و متکبر نیست. پرمدعا وگستاخ نیست. لجاجت نمی‌کند. تحریک‌پذیر و رنجیده‌خاطر نیست. از خطاهای خودش شاد نمی‌شود اما از درستی خودش خرسند می‌شود. همه چیز را تحمل می‌کند و همیشه امید دارد و در برابر مشکلات تاب می‌آورد. عشق عاشق هرگز تمام نمی‌شود.»
راستی، تعریف شما از عشق و عاشق چیست؟ برای آشنایی با روان‌شناسی عشق، به سراغ دکتر حسین ابراهیمی‌مقدم، روان‌شناس و مدرس دانشگاه رفته‌ایم تا دیدگاه او را در این خصوص بدانیم…
سوال : آقای دکتر! شما عشق را چه‌طور تعریف می‌کنید؟هیچ‌‌کس نمی‌تواند به این سوال پاسخ دقیق بدهد. سوالاتی از قبیل اینکه آیا من عاشق شده‌ام؟ آیا عشق حقیقت دارد؟البته به نظر می‌رسد هر یک از ما درباره اینکه معنای عشق چیست و اینکه آیا ما آن را تجربه می‌کنیم یا نه، متخصص هستیم! دو نفر که عشق خود را به یکدیگر ابراز داشته‌اند، باید برای اجتناب از لطمه خوردن از سوی دیگری، اظهار کنند که منظورشان از عشق چیست. مخصوصا شاید لازم باشد که معنای تعهد روشن شود ولی اکثرا می‌گویند عشق شیرین‌ترین پاداش زندگی است. یک چیز باشکوه است. حلقه سوزان آتش است و یا چیزهایی از این قبیل.
سوال : چه تجربه‌هایی در عشق رایج و مشترک است؟در یکی از بررسی‌هایی که در مورد عشق انجام دادم از ۲۰۰ دانشجو خواستم با پاسخ دادن به جملات یک پرسشنامه گسترده، تجربه خود را توصیف کنند. نتایج نشان می‌دهد که تجربه عشقی آنها ظاهرا دربردارنده ۴ ویژگی اصلی است:
۱) افراد عاشق خود را نیازمند یکدیگر می‌دانند. در هنگام تنهایی، نخستین فکری که به ذهن آنها خطور می‌کند، یافتن طرف مقابل است.
۲) آنها علاقه‌مندی و دغدغه‌ خاطر را تجربه می‌کنند، یعنی میل به انجام کاری برای یکدیگر.
۳) آنها احساس اعتماد می‌کنند و معتقدند که می‌توانند با امنیت، حرف‌هایشان را به یکدیگر بگویند.
۴) این اعتماد به خوبی ایجاد شده است و افراد عاشق تحمل خطاهای طرف مقابل را دارند.
از طرفی مشخص شد کسانی که خود را عاشق توصیف می‌کنند، نسبت به سایر زوج‌ها‌ زمان بیشتری به چشمان یکدیگر نگاه می‌کنند.
در پژوهشی‌ دیگر، این نتیجه به دست آمد که افراد عاشق عشق خود را این‌گونه نشان می‌دهند:۱) ابراز محبت کلامی و جسمانی۲) تبادل پاداش و انجام کارهایی برای یکدیگر۳) حمایت عاطفی و اخلاقی از یکدیگر۴) صبور و شکیبا بودن نسبت به رفتارهای ناخوشایند یا کمتر خوشایند طرف مقابل
سوال : از نظر روانی، عشق چه تاثیری دارد؟ افراد عاشق نسبت به افراد غیرعاشق احساس شادی، امنیت و آرمیدگی بیشتری از بودن در کنار شریک خود می‌کنند. برخی پژوهش‌ها حاکی از آن است که افراد عاشق احساس، سوز و گداز درونی توام با شور و نشاط و خوش‌بینی را گزارش می‌کنند. هوش و حواس آنها کاملا برطرف مقابل متمرکز است، یعنی آگاهی شدید راجع به شریک‌شان و در وحدت و کمال به سر بردن با او که سایرین را رها کرده است.
سوال : یعنی تجربه عشق همیشه همین‌قدر مثبت است؟خیر! در همین پژوهشی که انجام شد، مشخص شد که تجربه عشق همیشه مثبت نیست و علاوه بر احساس سرخوشی و شعف، بسیاری از آزمون‌ها احساس افسردگی، بی‌تابی و بی‌قراری، بی‌علاقگی به اوضاع و احوال شخصی، خیال‌پردازی و مشکل در خواب رفتن و تمرکز را نیز گزارش می‌کنند. عده‌ای معتقدند که احساس‌های دوسوگرا درباره معشوق یک تجربه غیرعادی به شمار نمی‌آید. در حقیقت، از نظر این عده، شخص عشق و نفرت را به یکسان تجربه می‌کند.
سوال : اصلا چرا احساس‌های ناخوشایند به وجود می‌آید؟عاشق شدن باعث می‌شود در معرض احساس‌های شدید (خوب یا بد) قرار بگیریم. وقتی در کنار معشوق خود هستیم، ممکن است احساس شادمانی کنیم و زمانی که از او دوریم، احساس گرفتگی و اندوه. یکی از عواملی که می‌تواند احساس‌های ناخوشایند را توجیه کند، عدم اطمینان و یقین از آن رابطه است. پژوهشی که در این زمینه انجام شده نشان می‌دهد افرادی که از عاشق شدن خود مطمئن نیستند، احساس حد وسطی از وابستگی به طرف مقابل را توام با احساس شدید عدم اطمینان نسبت به احساس‌های طرف مقابل گزارش می‌کنند. افرادی که از عشق خود مطمئن‌اند، احساس شدید وابستگی را همراه با احساس نیرومند اطمینان و امنیت راجع به احساس‌های طرف مقابل گزارش می‌کنند. این یافته‌ها حاکی از آن‌ است که ادراک خویشتن به عنوان یک فرد عاشق تا حدودی به طرز تلقی از احساس‌های دیگران وابسته است. شاید تا هنگامی که از احساس مشترک طرف مقابل اطمینان خاطر پیدا نکنیم، به خود اجازه عاشق شدن کامل را ندهیم. اما طرف مقابل چگونه می‌تواند عاشق ما شود، مگر آنکه از احساس ما مطمئن گردد؟ پس تعجبی ندارد که عاشق شدن تجربه‌ای تماما لذت‌بخش نیست!
سوال : به عبارت دیگر، هر کسی عشق را یک جور تجربه می‌کند.بله؛ این اشتباه است که فکر کنیم همه انسان‌ها عشق را به یک شیوه تجربه می‌کنند. برخی عشق را به عنوان پدیده‌ای سریعا متغیر و پر راز و رمز و عده‌ای دیگر آن را به عنوان چیزی ظریف و عقلانی تجربه می‌کنند. افرادی که معتقدند اختیار سرنوشت‌شان در دست خودشان است یعنی کسانی که از جایگاه درونی مهار برخوردارند، کمتراحتمال می‌رود که خودشان را به عنوان کسی در نظر بگیرند که به دام عشق افتاده است و یا آنکه عشق را به مثابه چیزی متغیر وپر راز و رمز ببینند. برخی از یک آشنایی تصادفی شروع کرده و بدون هیچ فکر پیشاپیشی به ازدواج می‌رسند. عده‌ای هم یک دوره طولانی و درازمدت از عشق و عاشقی را طی می‌کنند. برخی افراد در همان دیدار اول به شدت جذب یکدیگر می‌شوند و عده‌ای نیز صرفا پس از گذشت یک دوره طولانی از آشنایی به عشق می‌رسند.
سوال : چه تفاوتی بین زنان و مردان در خصوص عشق هست؟ برخلاف تصور عمومی، مردان ساده‌تر از زنان عاشق‌ می‌شوند و زن‌ها ساده‌تر از مردان، فارغ! در تحقیقی مشخص شد که مردان در مقایسه با زنان در مقیاس‌های عشق احساساتی نمرات بالاتری می‌آورند و زنان در انتخاب همسر خود بیشتر از مردان احتیاط به خرج می‌دهند. به عبارتی زن‌ها با حساب و کتاب‌تر و عاقلانه‌تر عاشق می‌شوند!
سوال : چه رابطه‌ای بین تعهد و عشق وجود دارد؟ تعهد، در نظر بسیاری از انسان‌ها جزء ذاتی و لاینفک عشق محسوب می‌شود. تعهد که ملاک آن طول مدت رابطه است. به عقیده بسیاری از آزمودنی‌ها یکی از راه‌هایی است که می‌توان با استفاده از آن میان روابط ناشی از عشق و روابط ناشی از علاقه جنسی فرق قایل شد. عده‌ای از روان شناسان معتقدند که می‌توان عشق را از تعهد متمایز ساخت زیرا ممکن است افرادی در غیاب عشق، باز هم متعهد به حفظ رابطه خود باشند (برای مثال به خاطر بچه‌ها) لذا شاید آدمیان بتوانند صادقانه به عشق خود اعتراف کنند بدون آنکه تعهدی در قبال طرف مقابل داشته باشند. کژفهمی درباره تعهد می‌تواند به ناامیدی و دلسردی عمیق فرد منجر شود.
سوال : پس عشق هم برای خودش انواع و اقسام دارد!البته . یونانی‌های قدیم هم بین سنخ‌های مختلف عشق فرق قایل بودند. به نظر آنها این انواع از عشق وجود داشته:۱)عشق شهوانی: بر اساس جاذبه جسمانی بوده و ویژگی آن اشتیاق شدید به خود فاش‌سازی سریع و صمیمت جنسی است.
۲) عشق دوستانه: به آهستگی و در اثر دوستی‌های قبلی ایجاد می‌شود.
۳) عشق دمدمی: ویژگی افرادی است که می‌توانند به سادگی از یک رابطه به سراغ رابطه‌ای دیگر بروند یا هم‌زمان در بیش از یک رابطه وارد شوند (طبیعتا حداقل تعهد را می‌توان در این رابطه مشاهده کرد.)
۴) عشق خودباخته: نوعی عشق خود باخته، ایثارگر و عمیقا دلسوزانه است.
سوال : آیا عشق می‌تواند همیشگی باشد؟عده‌ای از روان‌شناسان معتقدند که نیمی از ازدواج‌ها به سراشیبی سقوط می‌افتد و هر چه از ازدواج‌ بیشتر طول بکشد، بیشتر فرو می‌رود و بدیهی است که منظورشان ازدواج‌هایی بوده که از ابتدا بر اساس عشق کور به وجود آمده. همین است که من همیشه گفته‌ام انتخاب عاقلانه و زندگی عاشقانه! در یک مطالعه قدیمی‌تر مشخص شده بود که نیمی از زنان از ازدواج خود احساس نارضایتی می‌کردند و فقط یک چهارم آنها درباره ازدواج خود هنوز شور و شوق داشته‌اند. در پژوهش‌ دیگری این نتیجه به دست آمد که فقط عده کمی از ازدواج‌ها پس از ۱۵ تا ۳۰ سال هنوز با نشاط و سرزنده هستند. اما به نظر من در تفسیر این نتایج باید محتاط بود. بسیاری از این پژوهش‌ها زوج‌های یکسانی را در طول یک دوره زمانی مورد بررسی قرار نداده‌اند (رویکرد طولی) بلکه در یک مقطع زمانی خاص زوج‌های مختلفی که در سال‌های متفاوتی ازدواج کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفته‌اند (رویکرد مقطعی)، اما این زوج‌ها از لحاظ متغیرهای مختلف با یکدیگر تفاوت دارند. از لحاظ تعداد سال‌های ازدواج، اعضای یک نسل ممکن است مثلا در طی جنگ ازدواج عجولانه‌تری داشته و به دلیل جنگ متحمل دوره‌های طولانی مدت جدایی شده باشند یا به دلیل رکود اقتصادی دستخوش سختی‌های مالی شدید شده باشند. در یک بررسی طولانی که زوج‌های یکسانی را در طی یک دوره درازمدت مورد مطالعه قرار داده بود، معلوم شد که در دوران فرزندپروری خشنودی زناشویی کاهش می‌یابد اما مجددا پس از اینکه فرزندانمان خانه را ترک می‌کنند، این رضایت‌مندی افزایش می‌یابد. در یک بررسی درازمدت دیگر هیچ‌گونه مدرکی دال بر کاهش رضایت‌مندی یافت نشد. ۵۴ درصد از همسران هیچ‌گونه تغییری گزارش نکردند. ۱۷ درصد کاهش خشنودی را گزارش کردند و ۲۹ درصد نیز بهبود آن را اطلاع دادند. باوجود این روش است که ازدواج می‌تواند به شادکامی یا ناراحتی منجر ‌شود و بنابراین تعیین اینکه چه چیزی ازدواج را به سوی تباهی می‌کشاند، آن را بهبود می‌بخشد و یا آن را ثابت نگه می‌دارد، کاری مفید و سودمند خواهد بود.
سوال : از نظر بدنی و جسمانی چه اتفاقی می‌افتد که فرد عاشق می‌شود؟جالینوس، پزشک مشهور یونانی در قرن دوم میلادی اصرار داشت که عاشق شدن موضوعی مربوط به اخلاط چهارگانه بدن است. به عبارت دیگر هنگامی که تعادل صفرا و سودا و بلغم وخون به هم می‌خورد. این نظریه اخلاط اربعه تا قرن نوزدهم دوام آورد و در این هنگام بود که با نظریه‌های جدید در مورد زیست‌شناسی سلولی جایگزین شد. اما با این وجود متخصصان نوین فیزیولوژی بدن نیز عشق رمانتیک را ناشی از مواد شیمیایی طبیعی قدرتمندی در بدن می‌دانند.یک ماده شیمیایی به نام فنیل اتیلامین (PEA) خیلی مورد بحث بوده است.
سوال : در مورد این فنیل اتیلامین (PEA) بیشتر توضیح می‌دهید؟بله؛ فنیل اتیلامین (PEA) نوعی آمفتامین طبیعی است که باعث تحریک مغز و دستگاه عصبی مرکزی می‌شود. PEA تجربه سرخوشی، نفس سریع، افزایش ضربان قلب، گشادی مردمک، آزادی ترشحات بودار از پوست که می‌تواند طرف مقابل را اغوا کند را ایجاد می‌کند. نقطه اصلی این تحولات در مغز است. بخش‌های مختلف مغز نقش‌های مختلفی ایفا می‌کنند. قشر خارجی مغز یا کورتکس به تفکر منطقی و هوش مربوط است. مغز میانی یا لیمبیک عواطف ما را کنترل می‌کند و در محل اتصال نخاع به مغز یا بصل‌النخاع نیز یک هسته درونی (هسته دم دار) وجود دارد که رفتارهای غریزی را تحت کنترل دارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که در افراد عاشق همین هسته دم‌دار فعال است. این هسته به سیستم لیمبیک وصل است. در جریان عشق رمانتیک موسیقی ملایم عقل ناشی از کرتکس مغز در میان هیاهوی طبل‌نوازی هسته دم دار و دستگاه لیمبیک‌گم می‌شود و آبشاری از ماده PEA در مغز به وجود می‌آید. در همان زمان میزان آدرنالین افزایش می‌یابد و آزاد شدن ماده شیمیایی دیگری به نام دوپامین را باعث می‌شود. دوپامین باعث افزایش توجه، بنیه و انرژی می‌شود و این امر باعث مهار یک رابطه شیمیایی عصبی به نام سروتونین می‌شود. سروتونین هم باعث کنترل اعمال تکانه‌ای، رفتارهای وسواسی و اشتیاق‌های شدید می‌شود. این انتقال‌دهنده در به وجود آمدن احساس قدرت برای عمل کردن و احساس تسلط بر امور به ما کمک می‌کند. جالب اینکه فلوکسی‌تین (پروزاک) که روی
سروتونین اثر می‌گذارد، روی عشق هم اثر دارد

موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده، انرژي، سلامتي ، ورزش
[ دوشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۸ ] [ 18:14 ] [ محسن ]
 

عشق و حسادت از یک هورمون نشات می گیرند  .

436546546456یک مطالعه که به تازگی انجام شده است، نشان می دهد: هورمون “اکسی توسین” که بر رفتار هایی مانند اعتماد، همدلی و سخاوت تاثیر می گذارد، بر رفتارهای متضاد آن مانند حسادت و تکبر نیز تاثیر دارد.   

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  به نقل از  ساینس دیلی ،  محققان با توجه به یافته های این مطالعه اظهار داشتند: این هورمون برانگیزاننده احساسات اجتماعی است، بطوری که زمانی که ارتباط شخص مثبت است هورمون اکسی توسین موجب تقویت رفتارهای مثبت اجتماعی می شود و زمانی که این ارتباط منفی است این هورمون احساسات منفی را تقویت می کند.
مطالعاتی که پیش از این انجام شده نشان می دهد،‌ هورمون اکسی توسین تاثیر مثبتی بر روی احساسات مثبت دارد.
در یک مطالعه افرادی که هورمون اکسی توسین استنشاق کرده بودند، احساسات ایثارگرانه از خود بروز دادند. گمان می رود این هورمون در ایجاد ارتباطات میان افراد نقش مهمی ایفا می کند.
این در حالی است که مطالعات سایر محققان بر روی جوندگان نشان داد که این هورمون با پرخاشگری نیز ارتباط دارد.
محققان در این مطالعه تاثیر این هورمون را بر احساسات اجتماعی منفی بررسی کردند.
این مطالعه که در مجله “روان شناسی بیولوژیکی” منتشر شده است بر روی ۵۶ نفر انجام شد.
در این مطالعه نیمی از افراد در جلسه اول هورمون اکسی توسین استنشاق کردند و در جلسه دوم به آنها دارونما داده شد. به بقیه افراد در جلسه اول داورنما و در جلسه دوم اکسی توسین داده شد.
سپس محققان از شرکت کنندگان خواستند تا یک بازی شانسی را با یک رقابت کننده دیگر که در حقیقت یک رایانه بود انجام دهند.
در این بازی از هر کدام از افراد مورد مطالعه خواسته شد تا از میان سه در، یک در را انتخاب کنند و پولی را که در پشت یکی از درها مخفی شده بود، از آن خود کنند.
این افراد نسبت به رقیب خود برخی اوقات پول کمتر و برخی اوقات پول بیشتری برنده می شدند و به این صورت شرایطی ایجاد می شد که احساس حسادت و غرور را در شخص برمی انگیخت.
نتیجه این مطالعه نشان داد افرادی که “هورمون عشق” را استنشاق کردند، زمانی که رقیب پول بیشتری برنده می شد، حسادت بیشتری از خود بروز می دادند و زمانی که آنها جلو می افتادند، احساس غرور پیدا می کردند.
نتیجه جالب دیگری که از این مطالعه بدست آمد این بود که به محض پایان بازی، تفاوتی در این احساسات میان افراد شرکت کننده دیده نمی شد.
این امر نشان می دهد که احساسات منفی تنها در جریان بازی قوت می گیرد.

اکسی توسین یک نانوپپتید است که در هسته های مجاور بطنی و فوق بصری هیپوتالاموس ساخته می شود. این پپتید در بیشتر نورونهای ارسالی به نواحی مغزی بویژه جایگاههای اتصال دیده شده است و احتمالا هورمون توانمندی برای فعالیت نورو پپتیدهای ایجاد کننده رفتارهای جنسی نیز محسوب می گردد.

نمی انجامید.
 
البته هورمون های استروئیدی نظیر استروژن ( estrogen ) و تستوسترون ( testosterone ) در رانه جنسی نقشی حیاتی ایفا می کنند و بدون آنها شاید هرگز وارد قلمرو پرخطر عشق واقعی نمی شدیم.
 اکسی توسین ( oxytocin ) که گاهی « ماده شیمیایی آغوش » نامیده می شود.بیش از همه به نقشی که در ایجاد انقباض حین زایمان و کمک به شیردهی نوزاد دارد شناخته می شود. دانشمندان اکنون بر این باورند که هر دوجنس هنگام آغوش و نوازش این هورمون پرورشی را ترشح می کنند و میزان آن در زمان ارگاسم ( اوج لذت جنسی ) به اوج می رسد.

اکسی توسین نیاز به در آغوش گرفتن را در عشاق بوجود می آورد و سبب می شود که تماس نزدیک با جفت افزایش یابد.

به گفته پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در سان فرانسیسکو، هورمون اکسی توسین « در ارتباط با توانایی حفظ روابط سالم بین اشخاص و مرز بندی های روان شناختی سالم با افراد دیگر است. » وقتی در هنگام ارگاسم ترشح می شود، به تدریج یک پیوند عاطفی ایجاد می کند. هرچه رابطه جنسی بیشتر شود، این پیوند هم قوی تر می شود.
به این ترتیب دو طرف به هم عادت می کنند. به همین دلیل است که جدا شدن این قدر کار دشواری است. حتی وقتی واقعا دیگر علاقه ای به طرف مقابل ندارید و میدانید که باید اورا ترک کنید، اغلب احساس می کنید که « نمیتوانید ». چرا؟ زیرا به او اعتیاد شیمیایی پیدا کرده اید. ترک اکسی توسین وقتی که شما را به فرد نامناسبی قلاب کرده باشد، میتواند حتی از ترک هروئین هم دشوارتر باشد. در واقع مسکن اکسی کانتین ( oxycontin ) که ساختاری مشابه اکسی توسین دارد، یکی از اعتیاد آور ترین داروها به شمار می آید.

 


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده، نکات خواندنی
[ دوشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۸ ] [ 10:4 ] [ محسن ]
 نقل قول: 

پنج وارونه چه معنا دارد؟
                خواهر کوچکم از من پرسيد
                                       پنج وارونه چه معنا دارد؟
                                                                   من به او خنديدم


 

 
کمي آزرده و حيرتزده گفت
                       روي ديوار و درختان ديدم
                                                   باز هم خنديدم
                                                               گفت ديروز خودم ديدم


 

مهران پسر همسايه
         پنج وارونه به مينو مي داد
                             آن قدر خنده برم داشت که طفلک ترسيد 
                                                   بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم


 


بعدها وقتي بارش بي وقفه درد
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بي گمان مي فهمي
پنج وارونه چه معنا دارد؟

راستي ، پنج وارونه چه معنا دارد؟؟؟؟


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده، بدون شرح
[ چهارشنبه هفتم بهمن ۱۳۸۸ ] [ 8:19 ] [ محسن ]
 

 

آن چه قابل تكرار نيست در حفظ آن مراقبت كن ، خانواده و همسر، آيه و نشانه و نعمت خداست ، مراقب و عاشق آن باش، اين آيه خدا،

گر گدا كاهل بود تقصير صاحب خانه چيست؟

 

(سوره روم آيه ۲۱)

وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿21﴾

 از نشانه‏هاى او اينكه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد آرى در اين [نعمت] براى مردمى كه مى‏انديشند قطعا نشانه‏هايى است (21)

 


موضوعات مرتبط: گالری، ازدواج و خانواده، آيات و نكته هاي قرآنی
[ شنبه نوزدهم دی ۱۳۸۸ ] [ 15:31 ] [ محسن ]

 

NOW ......IT IS 2  LATE

10th grade

As I sat there in English class, I stared at the girl next to me. She was my so called "best friend". I stared at her long, silky hair, and wished she was mine. But she didn't notice me like that, and I knew it. After class, she walked up to me and asked me for the notes she had missed the day before and handed them to her. She said "thanks" and gave me a kiss on the cheek. I wanted to tell her, I want her to know that I don't want to be just friends, I love her but I'm just too shy, and I don't know why.
 

کلاس دهم

وقتی سر کلاس زبان نشستم ..به بهترین دوسـتم و موهای بلند و ابریشمینش چشم دوخنم و آرزو کــردم که کاش مال من بود ..ولی اون هیچ توجهی به من نداشت و میدونستم که احساسی به من نداره . .بعد از کلاس اون به طرف من اومد و ازم جزوه هایی رو که دیروز گم کرده بود و  نداشت درخواست کرد من جزوه هارو بهش دادم و اون ازم تشکر کردو صورتمو بوسید

همون موقع خواستم بهش بگم که دوستش دارم و فقط نمیخوام که یه  دوست ساده باشیم ولی نفهمیدم که چرا روم نشد بهش بگم.

ادامه داستان ....


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده، نکات خواندنی
ادامه مطلب
[ دوشنبه چهاردهم دی ۱۳۸۸ ] [ 14:52 ] [ محسن ]
 

نامه بسیار زیبای نادر ابراهیمی به همسرش
 
(قابل توجه زوجها)

  

این مطلب را كه بخشی از یكی از نامه‌های نادر ابراهیمی به همسرش است دوستی كه به ما لطف زیادی دارد برایمان فرستاده و توصیه كرده كه همه زوج‌ها این نامه را چندین بار و نه به‌تنهایی كه با هم و در كنار یكدیگر ‌ بخوانند. برای دوست عزیزمان آرزوی خوشبختی و همراهی همیشگی می‌كنیم و این نامه را به همه زوج‌های ایرانی تقدیم می‌كنیم.

همسفر!
در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم
و چون باد می‌گذرد
بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند
خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا
مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم
یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را
و یك شیوه نگاه كردن را
مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه‌مان یكی و رویاهامان یكی.
هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.
و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است
 
عزیز من!
دو نفر كه عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست كه هر دو صدای كبك، درخت نارون، حجاب برفی قله علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.
اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت كه یا عاشق زائد است یا معشوق و یكی كافی است.
عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست .
من از عشق زمینی حرف می‌زنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یكی در دیگری.
 
عزیز من!
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد .
بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.
بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم.
بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید .
بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم ،اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.
بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل .
اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .
سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است.
بیا بحث كنیم.
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.
بیا كلنجار برویم .
اما سرانجام نخواهیم كه غلبه كنیم.
بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا كه حس می‌كنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ كنیم.
من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم كنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم.
بی‌آن‌كه قصد تحقیر هم را داشته باشیم .
عزیز من! بیا متفاوت باشیم.

موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده، نکات خواندنی
[ شنبه دوازدهم دی ۱۳۸۸ ] [ 10:18 ] [ محسن ]
 

اگر خواستار آدمي بودي از جنس حوا كه همسفر زندگي ات باشد.

كسي را انتخاب كن كه اگر حوا نبود، 

اگر زن نبود

 برايت مثل برادر باشد.

برادر  امام حسين(ع) ، نه برادر هابيل

مثل حضرت خانم زهرا (س) و  حضرت علي (ع)

يا علي گفتيم و...


موضوعات مرتبط: گالری، ازدواج و خانواده، راز ها و نکته ها
[ دوشنبه نهم آذر ۱۳۸۸ ] [ 10:21 ] [ محسن ]
 

داشتن همسری مهربان و وفادار بهترین سرمایه ی زندگی یک مرد است


موضوعات مرتبط: ازدواج و خانواده
[ سه شنبه سوم آذر ۱۳۸۸ ] [ 11:57 ] [ محسن ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

زندگی زيباست زشتی ‌های آن تقصير ماست، در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست!

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
پیامبر اکرم(ص):
هر کسی صلوات بر من را در نوشته ای بنویسد تا زمانی که آن نوشته باقی است، فرشتگان بر او استغفار می نویسند


قدرت کلمات
کلمات، چنان قدرتی دارند که می توانند آتش جنگی را بیفروزند و یا
صلحی را بر قرار سازند، رابطه ای را به نابودی کشانند و یا آنرا محکمتر کنند.
برداشت و احساس ما نسبت به هر چیز، بسته به معنائی است که به آن چیز می دهیم.
کلماتی که آگاهانه یا نا آگاهانه برای بیان یک وضعیت انتخاب می کنیم، بلافاصله
معنای آن را در نظرمان دگرگون می کنند و در نتیجه احساسمان را تغییر می دهند.




چگونه زندگی کنیم؟
ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم، بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم، سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم،  سپس می تونستم به کار برگردم، اما برای بازنشستگی تلاش کردم، اما اکنون که در حال مرگ هستم، ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم .  

لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود . قدر دادن موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید . برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم .



سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
با عرض ادب و احترام و فرو تنی
مقدم شما را به وبلاگم گرامی داشته وآرزومندم که از حضور در این وبلاگ ؛ احساس آرامش ؛رضایت و لذت بنمائید .

بهترين انتخاب در سخت‌ترين صحنه
از اهميت تأمّل در واقعه‌ي كربلا همين بس كه ائمه معصومين به ما دستور داده‌اند هر حادثه‌اي که برايتان پيش مي‌آيد به کربلا وصل کنيد تا واقعه‌ي کربلا يک لحظه از منظر ما پنهان نماند و از بصيرتي که در پي دارد محروم نگرديم. زيرا كه كربلا يک حادثه اتفاقي نيست، بلکه فرهنگي است که براي شكوفايي حيات بشر توسط امامي معصوم تدوين شده است. اگر خواستيد حوادث زندگي، شما را نبلعد و روز‌مرّه‌گي‌ها عمر شما را لگدمال نكند و خيالات و اغراضِ دنيايي افق حيات شما را تيره ‌و ‌تار نگرداند، بايد همواره كربلا را مدّ‌نظر داشته باشيد تا هرگز از بهترين انتخاب‌ها در سخت‌ترين صحنه‌ها نهراسيد.


اگر امروز حتی یک کلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلماً شخص دیگری هستید

بيسواد كسي است كه ياد نگيرد كه چگونه ياد بگيرد


من ملک بودم و فردوس برین جایم بود/آدم آورد در این دیر خراب آبادم/
نیستم آدم اگر بازنگردم آنجا/زین جهت هست اگر باز کمی دلشادم


مرا بسپار در یادت ، به وقت بارش باران! نگاهت گر به آن بالاست و در رقص دعا قلبت مثال بید می لرزد ، دعایم کن که من محتاج محتاجم.


الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ﴿۲۸﴾ (سوره رعد)

همان كسانى كه ايمان آورده‏اند و دلهايشان به ياد خدا آرام مى‏گيرد آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد (۲۸)

خوشبختی، موفقيت، آرامش همان رضاي خداست

به یکی بستم و از هر دو جهان بگسستم
مشکل هر دو جهان را به خود آسان کردم

کلماتی برگزیده از نیمه تاریک وجود
-ما هر کس وهر چیزی راکه جنبه های فراموش شده وجودمان را انعکاس می دهدرا به خود جلب می کنیم.اگر از تکبر شما می رنجم به این دلیل است که تکبر وجود خودرا نمی پذیرم.
-به یا داشته باشید هنگامی که بر رفتار ناپسند کسی متمرکز می شوید به این دلیل است که خودتان ان ویژکی رادارید
-اگر طالب عشق بیشتری هستیدبه خود عشق بورزید.اگر خواهان پذیرفته شدن هستید خودرا بپذیرید.
-ترس انسان را به حفظ موقعیت کنونی ترغیب می کند درحالی که عشق مارا تشویق می کند به راهمان ادامه دهیم.
-ایاآرزوهایتان آنقدر مهم هستند که شما را وادار کنند تاشجاعانه با ترسهای خود روبه رو شوید.ایا به اندازه کافی خواستار برآورده شدن آرزوهایتان هستید؟انتخاب با شماست.
-ترجیح می دهید به کاری که دوست ندارید ادامه دهید.یا خطر ایجا د کار و کسبی را که دوست داریدرا می پذیرید؟
-رسالت ما بی عیب ونقص بودن نیست.رسالت ما یکپارچه بودن است.
“دبی فورد”

کلید همه کارها
حضرت امیر المومنین (علیه السلام) حدیثی دارند که می فرمایند:
مراقب افکارت باش که گفتارت می‌شود،
مراقب گفتارت باش که رفتارت می‌شود،
مراقب رفتارت باش که عادتت می‌شود،
مراقب عادتت باش که شخصیتت می‌شود،
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می‌شود.

تلنگر
❓فقط یک لحظه
پیش خودتان فکر کنید!
اگر همین الان فوت کنید...!

در شبکه های اجتماعی مانند:
وایبر،viber
بیتاک،beetalk
تلگرام،telegrame
واتس آپ،whatsapp
فیس بوک،facebook
اینستاگرام،instagrame
و دیگر شبکه های اجتماعی...!

چه چیزی را از خودتان بر جای گذاشته اید،
آیا صدقه جاریه از خودتان برجای گذاشته اید و یا اینکه گناه جاریه؟؟


ای جوان مسلمان بسیار مواظب باش که در شبکه های اجتماعی چه چیزی پخش و نشر می کنی



خداوند می فرماید:
💫ولَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَّعَ أَثْقَالِهِمْ وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ

💫آنها بار سنگین (گناهان) خویش را بر دوش می‌کشند، و (همچنین) بارهای سنگین دیگری را اضافه بر بارهای سنگین خود؛ و روز قیامت به یقین از تهمتهائی که می‌بستند سؤال خواهند شد!

📚 سوره عنکبوت/13
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب
div id="video-display-embed-code_241401" >