|
آرامش با یاد خدا خداوند بینهایت است و لامكان و بی زمان اما به قدر فهم تو كوچك میشود و به قدر نیاز تو فرود میآید،
| ||
|
یاد بگیرید كه در لحظه حاضر زندگی كنید:
اندازه گیری آرامش ذهن ما تا حد زیادی با مقدار زمانی كه می توانیم در لحظه حاضر زندگی كنیم مشخص میشود. بدون توجه به اینكه دیروز یا سال گذشته چه اتفاقی افتاده و فردا ممكنست چه اتفاقی بیفتد یا نیفتد، لحظه حاضر نقطه ایست كه در آن قرار دارید . همیشه! بدون تردید، بسیاری از ما به هنر روان رنجوری كه عبارتست از: "هدر دادن مقدار زیادی از عمر مان به نگران بودن درباره چیزهای گوناگون" آراسته ایم! ما اجازه میدهیم كه مشكلات گذشته و نگرانیهای آینده بر لحظات كنونی ما چیره شوند، به حدّی كه به اضطراب، سرخوردگی، افسردگی و نومیدی میرسیم. از سوی دیگر ما رضامندی، اولویتهای تعیین شده، و شادی خود را به تعویق می اندازیم و اغلب خود را متقاعد میكنیم كه اوضاع «روزی» بهتر از امروز خواهد شد. دوستی می گفت «زندگی آن چیزیست كه وقتی ما مشغول برنامه ریزی های دیگر هستیم اتفاق می افتد. » وقتیكه ما مشغول برنامه ریزی «برنامه های دیگر» هستیم، بچه های ما بزرگ میشوند، اشخاصی كه دوست داریم از اطرافمان پراكنده میشوند و میمیرند، بدنهای ما از قواره خارج میشوند و رؤیاهای ما از دست میروند. خلاصه اینكه ما فرصت لذت بردن از زندگی را از دست میدهیم. بسیاری از مردم طوری زندگی میكنند كه گویی زندگی تمرین نهایی نمایشی برای تاریخی در آینده است. زندگی این نیست. در حقیقت، برای هیچ كس تضمینی وجود ندارد كه فردا اینجا باشد. "حال"، تنها زمانیست كه داریم و تنها زمانیست كه روی آن كنترل داریم. وقتیكه توجه ما به زمان حال است، ترس را از ذهنمان دور میكنیم. "ترس" و نگرانی معمولاً درباره حوادثی است كه امكان دارد در آینده روی دهد: نداشتن پول كافی ، مشكلاتی كه برای فرزندانمان پیش خواهد آمد ، پیر شدن ، مردن و ... برای مبارزه با ترس، بهترین راهبرد آن است كه یاد بگیرید توجه تان را به زمان حال معطوف كنید. تمرین كنید كه توجه تان در اینجا و در زمان حال باشد. زیرا تلاشهایتان بهره زیادی در بر خواهد داشت موضوعات مرتبط: به کجا می رویم، به چه قیمت [ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۱ ] [ 7:8 ] [ محسن ]
معجزه اما به دست توشگفتىهاى روح و روان
روان شناسان معتقدند: « بیاموزید چگونه به قلمرو درونتان وارد شوید . در این صورت، به پناهگاه مخصوصى وارد شدهاید كه همیشه در دسترس تان است .» بىتردید بسیارى از افرادى كه از بى حوصله گى و بى حالى و بى رمقى و بى هدفى و مشكل مبهم جسمى شكایت مىكنند ، در هماهنگى روحى و سرور درونى مشكل دارند و از این مساله غافلند كه در روان آدمى دروازهاى به سوى جهان معجزات واقعى موجود است . اگر این دروازه باز شود ، نخستین چیزى كه تحت تاثیر قرار مىگیرد ، جسم و قواى بیرونى است . الفباى نخست ورود به این وادى سه كلمه است: امید ، باور و حركت . رهاورد این كلمات برنامه است. چون انسان امیدوار برنامه دارد تا به باورهاى خود جامه عمل بپوشاند . ارشمیدس، ریاضى دان بزرگ یونان، مىگوید: « اهرمى از امید و باور به من بدهید تا من بدون محاسبات ریاضى زمین را از جاى خود جابه جا كنم. » این دانشمند كه از حكماى هفتگانه ی یونان است ، چنان عقیده دارد كه اهرم امید و باور، جسم را قدرتى مافوق تصور بشر مىبخشد. به گونهاى كه در یك لحظه ، بدون تامل و محاسبه ، مىتوان كارى چنین سترگ را انجام داد . بسیارى از مردم در انتظار معجزهاند در حالى كه خودشان باید خالق معجزه باشند . در این مسیر و براى استفاده بهتر و كاملتر از قواى روانى و جسمى باید تصمیم بگیریم و براى روان و جسم خود برنامه بیولوژیك طراحى كنیم . این برنامه هفت گام دارد:
گام اول: براى از میان برداشتن ذهنیتهایى كه به ناتوانى و فقر و كمبود گرایش دارد . نخستین گام سپاس در برابر داشتهها است و عبادت و نیایش بهترین راه آن به شمار مىآید . گام دوم: توانمندىها، ویژگىهاى مثبت و تجارب مؤثر خود را بشناسیم و از آنها بهره بگیریم زیرا شناخت آنها روحیه ما را شادابتر و جسم ما را براى برنامه ریزى بیولوژیك آماده مىكند . گام سوم: در زندگى یك فرد ، زمانى معجزه روى مىدهد كه باور كند هیچ چیز غیر ممكن نیست . پس اجازه دهیم جادوى دانستن و توانستن را تجربه كنیم . گام چهارم: اولویتهاى آرمانى و آرزوهاى خود را بر شماریم و خود را مقید كنیم از میان انگیزههاى متنوعى كه هر یك ما را به سمتى فرا مىخواند ، بهترین را برگزینیم . گام پنجم: در كنار امور جدى، علایق هنرى و استراحت و تفریح و مطالعه را در برنامهها بگنجانیم . گام ششم: توفیقات خود را یادداشت كرده، دلایل شكستها را بررسى كنیم و دوباره پیشقدم شویم . نكته مهمى كه در گام ششم نهفته است، یافتن انرژى مضاعف براى برنامه ریزى مجدد است . وقتى آدمى دلیلهاى عدم موفقیقت را بررسى مىكند ، انرژى اى مضاعف جهتبرنامه ریزى مجدد كه اصطلاحا برنامه ریزى جبرانى خوانده مىشود ، مىیابد . امروزه روان شناسان معتقدند براى تربیت روان و جسم، بهترین چیز بالابردن انگیزهها است و شناختحیات و تلاش اندیشههاى بزرگ و شخصیتهاى مهم پیشین از عوامل بالا بردن انگیزه است . گام هفتم: با اندیشههاى بزرگ مانوس شوید . امروزه روان شناسان معتقدند براى تربیت روان و جسم، بهترین چیز بالابردن انگیزهها است و شناختحیات و تلاش اندیشههاى بزرگ و شخصیتهاى مهم پیشین از عوامل بالا بردن انگیزه است . بزرگی مىگوید: «موفقیتخود را با موفقیت دیگران پیوند دهید تا (اندیشهها و تلاشهاى آنان) شما را به پیش برند و موجب حداكثر ترقى شما شوند .» بدن و روان تابع اندیشههاى مایند . « روح و روان انسان نه دیدنى است نه لمس كردنى ولى در صورت صیقل خوردن خواهد درخشید .» موضوعات مرتبط: به کجا می رویم، به چه قیمت [ سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۱ ] [ 11:25 ] [ محسن ]
انتخاب با شماستاگر ندانى كجا مىروى، هر اتوبوسى تو را خواهد برد
یك خلبان براى به پرواز درآوردن هواپیما به برنامه پرواز نیاز دارد . او باید ، افزون بر شناختحدود مسؤولیتخود ، از فاصله مبدا تا مقصد ، شمار مسافران و نوع بار، سوخت مورد نیاز، وضعیت هوا، ویژگىهاى موتور و روش هدایت هواپیما آگاه باشد تا بتواند در شرایط مساعد به درستى تصمیم گیرد و عمل كند . در سفر زندگى نیز هركس ناخداى كشتى سرنوشتخویش است و باید با مقصد و راه رسیدن به آن آشنا باشد تا فراز و فرودهاى زندگى را با موفقیت پشتسرگذارد. انسان باید اهدافش را برگزیند و در جهت دستیابى به آنها بكوشد . در غیر این صورت، چون كشتى بىسكان است و مسیر حركتش را امواج دریا تعیین مىكند . چه بودید؟ / چه هستید؟ / چه خواهید شد؟ به راستى چه كسى پاسخ این پرسشها را مىداند؟ به خودتان بیندیشید . ارزیابى صادقانه رویدادهاى گذشته ، مقدمه برنامهریزى درست آینده است . تاثیر زندگى گذشته انسان بر زندگى كنونىاش یكسان نیست و مىتواند مثبت (قوت و موفقیت) و یا منفى (ضعف و شكست) باشد . براى كسب موفقیت، باید كاستىها و توانایىهاى خود را شناخت؛ بر توانایىها تاكید ورزید و كاستىها را كاهش داد. از اشتباهات و تجربههاى ناگوار گذشته عبرت گرفت و آنها را به وادى فراموشى سپرد. به بیان دیگر، باید رویدادهاى تلخ گذشته را رها كرد و رخدادهاى مطلوبش را به زمان حال تسرى داد . آنگاه اهداف و آرزوها به وسوسههایى سوزان و جانكاه تبدیل مىشوند و ما را به سوى آینده حركت مىدهند . بیشتر مردم به دلیلهاى زیر از آینده خویش بیمناكند: 1- عدم دانش و آگاهى 2- عدم درك درست 3- عدم مهارت در كنترل احساسات ارزیابى صادقانه رویدادهاى گذشته ، مقدمه برنامهریزى درست آینده است . توصیههاى عملى زیر، براى چیرگى بر ترسهاى واهى سودمند مىنماید : 1- تا وقتى از دانش و درك موقعیت كنونى خویش بهرهمندید ، مىتوانید آتیه خویش را تصور كنید . اگر براى كنترل احساسات و هیجانات منفى آمادگى دارید ، از رویدادهاى ناگوار نهراسید و نیرومندانه بر آنها بتازید . به هر حال، براى چیرگى بر ترس، باید آگاهى خود را گسترش داد . اگر اكنون ذهن خویش را با دانش و معرفت تغذیه كنید ، در آینده از پاداشى سخاوتمندانه برخوردار مىشوید . براى حل و فصل مسائل زندگى، از ذهن ناهشیارتان كه چون رایانه عمل مىكند، بهره گیرید . 2- هر روز را بهترین روز زندگى خود به شمارآورده ، به آن عشق ورزید و به تمام رویدادهاى خوب، بد و زشتش احترام بگذارید . زندگى موهبتى زیبا است . بىتردید همه ما نمىتوانیم انیشتن شویم . اگر همه یكسان آفریده مىشدیم، جهان از این همه تنوع سرشار نمىنمود . زندگى چنان بنیاد نهاده شده كه بسیارى از رویدادهاى آن از كنترل ما بیرون است؛ به بیان دیگر، نظام هستى بر سلسله مراتب قدرتها و ناهموارىها استوار است . چه بسا آنچه براى یكى جالب و شیرین مىنماید، براى دیگرى هرگز نیكو نباشد . با برخوردارى از تدبیر درست، همواره مىتوان موقعیتها را دگرگون ساخت و كاستىها را به توانایى و سرمایه تبدیل كرد . گردونه زندگى پیوسته مىگردد . به آسمان بالاى سرتان بنگرید. لحظهاى آبى است و لحظهاى دیگر آكنده از ابرهاى تیره . رویدادهاى گذشته با زندگى كنونىتان ارتباط ندارد . ازاینرو، اشتباهات خود را تصحیح كنید و آنچه قابل تغییر نیست از لوح ضمیرتان بزدایید . هر یك از ما طیف گستردهاى از مسائل خرد و كلان پیش رو داریم، آنچه برنده را از بازنده جدا مىكند، چگونگى برخورد با این مسائل است . تنها كسانى پیروزند كه از لحظه لحظه عمرشان بهره برند و به روش درستبا چالشها و ناهموارىهاى زندگى پیكار كنند . پس با مسائل زندگى برخورد جدى داشته باشید و در عین حال، از هر لحظه آن كام جویید . ![]()
هنگام تصمیمگیرى در باره مسائل مهم زندگى، اندرز نزدیكان را كوركورانه نپذیرید . البته ادب چنان حكم مىكند كه به گفتارشان گوش فرا دهید ولى اگر نادرستى پیشنهادها و پندهای شان را آشكارا احساس كردید ، به گونهاى گفت و گو را پایان بخشید . آنگاه چشم دل بگشایید ، از تجربه دیگران درس بگیرید و نتایجحیرتآور آن را تجربه كنید . ناگفته پیدا استباید مسائل پیچیده را با اهل فن در میان نهاد و از توصیههاى خردمندانهشان بهره برد .
شما یكى از مهمترین افراد زمین به شمار مىآیید ، پس باید به خوبى از اهدافتان آگاه باشید و كوتاهترین راه رسیدن به مقصد را بدانید . هنگام بالا رفتن از نردبان ترقى، دیگران را در پیمودن این مسیر یارى كنید؛ زیرا مهمترین پیامد جانبى موفقیت، یارى كردن دیگران است . فراموش نكنید تنها هنگام توانایى مىتوان به دیگران یارى رساند . در این صورت بىتردید بهترین و دوست داشتنىترین انسان شمرده مىشوید . كى مىخواهید به مقصد برسید؟ چه وقتباید حركت كنید؟ هم اكنون برنامههاى آتى خود را تنظیم كنید و جزء جزء آن را با دیدگان خرد بسنجید . واقع بین باشید ، چگونه مىخواهید به اهدافتان جامه عمل بپوشانید؟ چقدر به درازا مىانجامد؟ چقدر سرمایه نیاز دارید؟ با چه مسائلى رو به رو خواهید شد؟ چگونه مسائل خود را حل و فصل مىكنید؟ برنامهتان را به طور كامل روى كاغذ بیاورید . وقتى هر بخش از هدفتان جامه عمل پوشید ، بىدرنگ با علامت ضربدر تحقق آن را روى برنامه مشخص كنید . البته، پیش از هر اقدامى، فراموش نكنید كه دیگران مىتوانند در اجراى برنامهها بهترین هادى و حامى شما باشند؛ به عبارت دیگر، شما مىتوانید از: مهارت، اشتباهات، سرمایه و امكانات و روشهاى دیگران در تحقق اهداف خود بهرهگیرید . شما ناگزیرید در هر موقعیتى به طور سنجیده خطر كنید و به ماجرا تن دهید زیرا آنچه باید بیاموزید ، در طول مسیر خواهید آموخت . البته یكباره خود را در امواج سهمگین دریا نیفكنید . از عمق كم شروع كنید و به تدریج كه مهارت فزونتر یافتید، به عمق بیشتر گام نهید . ناگفته پیدا است، مىتوانید از اعتماد به نفس و احساس بىنیازى از كمك دیگران سرشار باشید و یكراستبه عمیقترین منطقه یورش برید . در این صورت، یكى از موقعیتهاى زیر را تجربه خواهید كرد: ![]()
1- اگر نتوانید شنا كنید ، غرق مىشوید . پس ضرورت دارد پیشاپیش براى نجات خود چارهاى بیندیشید . در حقیقت آن كه بدون آشنایى به فن شنا و بدون امكانات ایمنى در نقاط عمیق به شنا مىپردازد ، یك ابله تمام عیار است . 2- ممكن استبه رغم عدم مهارت در شنا غرق نشوید؛ زیرا، طبق قانون ارشمیدس، یك جسم غوطهور در مایع به اندازه آب هم حجمش سبك مىشود . بنابراین، اگر در میان تلاطم امواج دریا خونسردى خود را حفظ كنید؛ امكان نجات مىیابید . 3- با توسل به مهارتتان در شنا، آسوده خاطر به هر سو كه مىخواهید مىروید . در این موقعیت ایدهآل، شما همه چیز را تحت كنترل خواهید داشت .
در پایان سخن، تاكید مىشود با ذهنیت مثبت آماده رویارویى با پیامدهاى نامنتظره باشید و هرگز از اشتباه نهراسید؛ زیرا هر اشتباهى به شما چیزى مىآموزد . افزون بر این، اشتباه پیامد جانبى كردارهاى تهور آمیز و مبارزهجویىهاى جسورانه است . خطا بر ذهن و احساس انسان خوشبین و بالنده تاثیر نمىگذارد . آنچه آدمى را از حركتباز مىدارد ، بدبینى و تفكر منفى است . موضوعات مرتبط: به کجا می رویم، به چه قیمت [ سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۱ ] [ 11:19 ] [ محسن ]
رسیدن به خواسته ها ، بدون مرز؟ ![]() خواستن یکی از ملزمات زندگی است اما باید برای آن حد و مرزی قائل شد تا به عزت نفس فرد لطمه وارد نکند. چگونه مى توان به خواسته هاى دل، بى حساب و بى حد و مرز رسید ، بى آنكه از معنویت و كمال و ارزش، چیزى را فدا كرد و از دست داد؟ صاحبان «عزت نفس »، هرگز آبروى خود را به كف نانى نمى فروشند و به خاطر « مناعت طبع » ، هرگز خواسته هاى دل را زمینه ساز حقارت و خوارى نمى كنند. انسان خود را با چه چیزى مقایسه مى كند و به چه چیزى مى فروشد و خود را به چه مى دهد و چه مى گیرد؟ اصلا انسان به چه و چند مى ارزد؟ حضرت على(ع) در سخن زیبا و بلند و شیوایى، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودى او مى فرماید: « بدانید كه براى جان ها و وجودهاى شما، قیمت و بهایى جز «بهشت »، نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید»: «انه لیس لانفسكم ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها الا بها.» (1) كسى كه این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت كند ، هرگز به پستى و حقارت و طمع و ذلت كشیده نمى شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانى و خواهش هاى مادى نمى فروشد. عزت نفس، مانع مى شود كه انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد. بیهوده نخواه، تا عزیز بمانى. طمع مدار، تا سربلند باشى و قانع باش، تااسیر نگردى. خواستن، پل ذلت «كیان وجودى » انسان، گاهى به خاطر «طلب » در هم مى شكند. هركس مى كوشد خود را كامل و بى نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولى گاهى افراد سست اراده و طماع در برابر«خواستن »، آن گوهر را از كف مى دهند. خواستن ، سند «احتیاج » است و نشانه فقر و نادارى. گاهى یك «آبرو» در گرو یك «درخواست » قرار دارد و با گشودن دست نیاز، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یكباره بر خاك مى ریزد و بر باد مى رود. امام على(ع) فرموده است: «ماء وجهك جامد تقطره السؤال، فانظر عند من تقطره؟»؛ (2) . آبروى تو، جامد است و با سؤال و درخواست، قطره قطره مى ریزد. بنگر كه قطرات آبرو را پیش چه كسى مى ریزى! و چه زیبا گفته است صائب تبریزى: دست طلب چو پیش كسى مى كنى دراز پل مى كشى كه بگذرى از آبروى خویش.
بدترین وضع، آن است كه حرص و طمع و تكاثر و افزون طلبى ،انسان را به «خواستن » وادار سازد و براى دست یافتن به آنچه كه ندارد ، دست به هر كارى بزند و پیش هر كس و ناكسى كوچك شود و التماس و خواهش كند و كوچك شود ، غلام و چاكر این و آن گردد ، تا از این رهگذر، چیزى بر « داشته » هایش بیفزاید و یا به برخى از «خواسته » هایش برسد. مگر دنیا چه اندازه مى ارزد كه انسان، اعتبار و شرف خود را در گروآن بگذارد؟ مگر پول، چقدر مقدس است كه انسان، عزت نفس خویش را با آن مبادله كند؟ آیا باید به هر خواسته اى رسید؟ و هر چه را « دل » خواست، بایدتامین كرد؟ پس عفاف و كف نفس و كنترل غرایز و تمنیات و مهار زدن بر حرص و آز، براى كجا و كى و چه كسانى است؟! در این داد و ستد ، چه مى دهیم و چه به دست مى آوریم؟ سخنى زیبا از حضرت على(ع) نقل شده است: «و اكرم نفسك عن كل دنیة و ان ساقتك الى الرغائب، فانك لن تعتاض بماتبذل من نفسك عوضا»؛ (3) . خویشتن را از هر چه كه پست باشد ، والاتر بدان و پرهیز كن. هرچند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا كه تو هرگز از آنچه كه از«خویش » مى دهى، چیزى عوض نخواهى یافت. مساله بر سر شرافت و كرامت انسان است. وقتى در این داد و ستد، در مقابل «دنیا» و خواهش هاى نفسانى قرار گرفت و بخشى از آن به هدر رفت و تباه شد ، دیگر جایگزینى براى آن پیدا نخواهد شد. چه بسیار عزیزانى كه در چاه «خواستن » افتادند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته هاى نفسانى رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و كرامت را باوابستگى به دیگران معامله و مبادله كردند. این رهنمود مولاى آزادگان حضرت امیر(ع) است كه فرمود: «القناعة تؤدى الى العز»؛ (4) قناعت، عزت مى آورد. و نیز سخن او است كه: «العز مع الیاس »؛ (5) عزت، همراه با ناامیدى از دست مردم است. به آنچه دارى قانع باش و به داشته هایت بساز، تا عزیز باشى.
حفظ گوهر عزت نگهبانى از گوهر عزت و كرامت ، وظیفه است. نباید خود را درمعرض تحقیر و توهین قرار داد. انسان باید از كارى كه به معذرت خواهى وادار شود پرهیز كند ، تا از این طریق هم وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه، براى مصون ماندن ازتعرض و دشنام نااهلان، نگهبانى از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خاصى را در روابط انسان با دیگران مى طلبد ، رابطه اى برمبناى هوشیارى و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمع ها وخواهش ها. باید چنان زیست كه به پرداخت جریمه، مجبور نشد ، باید چنان كار كرد ، كه مورد توبیخ و ملامت قرار نگرفت، باید آن گونه رفتار كرد كه از سوى دیگران، توهینى به انسان صورت نگیرد. حداقل، بخشى از اینها به دست ماست. البته نه به این معنا كه انسان از انجام وظیفه گفتارى و كردارى و موضع گیرى در جاى مناسب، شانه خالى كند ، بلكه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.
اگر نسل نوجوان ما، مفهوم كرامت انسان و مناعت طبع و عزت نفس را در نیابد، با روح كوچك و همت محدود و چشمى همیشه گرسنه، اسیر دنیاداران مى شود. بزرگترین خدمت به فرزندان، تعالى بخشیدن به همت ها و غنا بخشیدن به شخصیت وجودى آنهاست. درسایه چنین تربیتى، صاحبان روح هاى بلند و وارسته، این گونه طلب ها راتلخ و دشوار مى یابند و به آن تن نمى دهند.
پی نوشت ها : 1) نهج البلاغه، صبحى صالح، حكمت 456. 2) همان، حكمت 346. 3) همان، نامه 31. 4) غررالحكم. 5) مان. موضوعات مرتبط: چراغ راه، به کجا می رویم، به چه قیمت [ سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۱ ] [ 11:9 ] [ محسن ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||