آرامش با یاد خدا
خداوند بی‌نهایت است و لامكان و بی زمان  اما به قدر فهم تو كوچك می‌شود و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، 
لینک دوستان

مدیر یک دقیقه ای کتابی است که رمز و راز موفقیت مدیریت صحیح را به صورت داستانی بیان می کند.جریان از این قرار است که مردی جوان برای یافتن مدیری لایق به جستجو می پردازد تا با آشنایی با تجارب او مدیر لایقی شود.با جستجو و بررسی انواع مدیران در کل دنیا به دو روش مدیریتی:1-استبدادی و خود رای 2-دمکرات و آزادی خواه  برخورد می کند.گروه اول به فکر منافع سازمان و خود هستند و گروه دوم به فکر کارکنان و از نظر او این نوع مدیریت کامل نبود تا اینکه در جستجوهایش با مدیری آشنا می شود که در امر مدیریت بسیار موفق است و خود را مدیر یک دقیقه ای می نا مد با جلسه ای که با مدیر یک دقیقه ای برگزار میکند او رمز خود را در این می داند که هم باید به افراد سازمان اهمیت داد هم به نتایج سازمان و از نظر او اگر افراد نسبت به خودشان احساس خوبی داشته باشند نتیجیه کارشان بسیار خوب خواهد بود.مدیر موفق معاونین خود را برای بررسی بیشتر و ادامه تحقیقات مرد جوان به او معرفی کرد و مرد جوان آقای ترنل را به عنوان اولین راهنما انتخاب کرد.

طی جلسه که با آقای ترنل دارد ،آقای ترنل اولین اصل مدیریت یک دقیقه ای را اهداف یک دقیقه ای می داند فلسفه انتخاب این چنین اسمی به این است که هدف به قدری مختصر و کامل باشد که با صرف وقته کمی خوانده شود.همچنین آقای ترنل درباره نحوه انتخاب این هدف نیز توضیح می دهد و اینکه همیشه بین کاری که افراد یک سازمان کار خود می دانند و آنچه مدیر انتظار دارد اختلاف است و برای رفع این اختلاف طی جلسه ای مدیر و افراد  باید اهداف یک دقیقه ای خود را کاملا واضح و روشن مشخص کنند و افراد سازمان هر روز به مدت یک دقیقه به بررسی عملکرد و اهداف بگذارند و اینکه ایا هدف با عملکرد آنها مطابقت دارد یا نه.

 

 

نفر بعدی که مرد جوان باید می دید آقای لری بود ،قرار بود آقای لری دربارو دومین رمز مدیر یک دقیقه ای که "تمجید یک دقیقه ای "نام داشت صحبت کند .او می گوید:مدیر در شروع کار کرکرد افراد خود را به صورت مستقیم و نزدیک زیر نظر میگیرد و از آنها گزارش پیشترفت کاریشان را می خواهد،مدیر این کار را برای بازرسی انجام نمی دهد بلکه برای تمجید یک دقیقه ای ،یعنی به مدت یک دقیقه کری که آنها به درستی انجام داده اند بسیار احساس شدی و شادمانی می کند و او را متوجه می سازد که از موفقیت آنها در شرکت حمایت می کند.

 

  

اما این بازدید و بررسی مستقیم مدیر فقط در اول یک پرژه جدید یا مسولیت جدید صورت می گیردوا پس از مسلط شدن بر کار مدیر از طریق گزارش ها،ارقام فروش و... صورت می پذیرد.

مرد جوان از شنیدن دو رمز قبلی به هیجان آمده و برای رمز سوم بسیار مشتاق بود و برای همین سراق خوانوم براون رفت تا برای او از رمز سوم سخن بگوید.رمز سوم "توبیخ یک دقیقه ای نام داشت" که خانم براون آن را اینگونه توضیح داد:اگر شما بایستی کاری را تا موعد مقرر انجام دهید و نحوه انجام آنرا هم بلدید با این وجود کار را اشتباه انجام دهید،مدیر یک دقیقه ای بی درنگ با شما برخورد خواهد کرد،در چشمان شما خوره می شود و اشتباهتان به رختان می کشد و سپس درباره احساسش که چقدر از اینکار خشمگین ،نارحت ،.. است سخن حرف میزند اما این توبیخ کاملا عادلانه است و درباره رفتار و کارکرد شما است و درباره شخصیت شما هیچ انتقادی صورت نمی گیرد بعد با نگاهش به شما می فهماند که چقدر از کارهایتان راضی است و به شما این اطمینان را میدهد که این عصبانیت برای احترام ای که برای شما و پیشرفت شما قائل است انجام می گیرد و به شما می گید این اشتباها از شما بعید است و با اینکار شما را وادار می کند درباره اشتباهتتان فکر کنید.مرد جوان با سه رمز مدیر یک دقیقه ای آشنا شده است و حال برای شنیدن توضیح  بیشتر آنها به سراغ مدیر یک دقیقه ای می رود تا توضیح بیشتر برای اهداف یک دقیقه ای و تأثیر آن بداند.

مدیر یک دقیقه ای بیان می کند که علت بی انگیزه کار کردن افراد ندانستن دقیق اهداف و مسولیت هایی که مدیر از آنها انتظار دارد می باشد مانند بولینگی که به علت ندیدن دوک ها انگیزه ای برای انداختن آنها ندارد برای همین انگیزه بازی از او گرفته می شود.اما در صورتی که مدیر انتظار اتی که از کارکنان خود دارد را به طور دقیق با آنها درمیان بگذارد در واقع اهداف و دوک های بازی را نشانش داده و در اینصورت باعث انگیزه در افراد برای بدست اوردن اهداف و پیشرفت شرکت می شود.مدیر به جای اینکه به سرزنش دوک های نایفتاده بپردازد به تشویق دوک های افتاده می پردازد و این باعث انگیزه و پیشرفت فرد و خود سازمان می شود.

بعد از اینکه مدیر به شرح هدف های یک دقیقه ای پردخت به سراغ شرح و توضیح تمجید های یک دقیقه ای می رود و صحبتهای خود را با یک مثال از تربیت حیوانات شروع می کند.

 

 

او می گوید تصور کنید کبوتر تربیت نشده ای داری که می خواهی از گوشه چاپ پایین یک جعبه وارد آن شود و به سمت راست بالای جعبه رود و با پای راستش اهرمی را بکشد و غذا دریافت کند،اما با رها کردن کبوتر در جعبه مسلما به هدف خود نمی رسیم چون کبوتر نمی داند چه کارهایی قرار است انجام دهد و برای رسیدن به این اهداف کبوتر باید اموزش ببیند.

کافیست نزدیک جایی که کبوتر وارد جعبه می شود یه طناب گذاشت و با رد شدن کبوتر از آن او را تشویق و به او غذا دهیم و پس از گذشتن آن کبوتر را دوباره تشویق کنیم به این طریق گام به گام پرنده را برای رسیدن به هدف نهایی آموزش می دهیم و وقتی اموزش دید خداش مسیر جعبه را طی کرده و بعد از رسیدن به پین مسیر هدف با زدن پای خود به اهرم غذا می گیرد و خودش خود را تشویق می کند و نیاز به تشویق مربی نیست.اگر این روش آموزش را یعنی تعیین هدف و غافل گیری افراد با تشویق توسط مدیر در زمان درست کارها صورت پذیرد در واقع مدیر هدفهای که میخواهد  گام به گام برای افراد خود روشن می سازد و پس از اینکه آنها هدف را شناسایی کردن از این پس خودشان خود را تشویق می کنند و دیگر نیازی به بازرسی مدیر نمی باشد.

اما توبیخ یک دقیقه ای نیز مانده بود که مدیر می خواست درباره آن نیز توضیح دهد .مدیر می گوید :باید کاملا بر کار افراد خود مرحله به مرحله نظارت داشت تا در هنگام اتفاق خطا از طرف کارکنان آنها رو متوجه اشتباه خود کرد اما نه با تخریب شخصیت چون اینکار باعث می شود کارمند سازمان حالات تدافعی به خود بگیرد و از انتقاد شما استقبال نکند در حال ای که با گوش زد کردن اشتباه رخ داده را کار کارمند و سپس انتقال اینکه به طور کلی از کار او راضی هستی و این اشتباه،کارهای خوبه او را زیر سؤال نمی برد،روحیه انتقاد پذیری را در فرد تقویت می کند.برای همین است که نیمه دوم توبیخ یک دقیقه ای ،تمجید است.برای فهم کامل قضیه مدیر برای مرد جوان مثالی زد ،مثال فردی که به علت اعتیاد کبدش از کار افتاده بود و در بستر بیماری شدید،به اعتیاد خود اعتراف نمی کرد وقتی همه افراد خانواددر اطاق بستری او جمع شدند کشیک از آنها خواست تا با جزییات اتفاقات مرتبط با اعتیاد او را که مشاهده کرده بودند فاش کنند و احساسات خود را حین دیدن کار زشت و نپسند وی بیان کنند و سپس میگفتند که چقدر عصبانی و خشمگین و پریشان هستند و سپس به او میگفتند که چقدر او را دوست دارند و در حین نوازش اعلام میکردند آرزو آنها زنده ماندنش می باشد و به همین علت بوده که از او ناراحت میشوند .کشیک توانست از این طریق کاملا موفق شود و بیمار بهبود یابد.توضیحات مدیر یک دقیقه ای تمام شد و مرد جوان از اینکه توانسته بود اسرار مدیریت موفق او را بداند بسیار احساس خوشحالی میکرد.

 

نام کتاب:مدیر یک دقیقه ای                                          نویسندگان:بلانچارد و جانسون

ترجمه:فر زانه وکالتی                                                 نشر:یاران

 

/**/


موضوعات مرتبط: خلاصه کتاب مدیر یک دقیقه ای
[ چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ ] [ 10:25 ] [ محسن ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

زندگی زيباست زشتی ‌های آن تقصير ماست، در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست!

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
پیامبر اکرم(ص):
هر کسی صلوات بر من را در نوشته ای بنویسد تا زمانی که آن نوشته باقی است، فرشتگان بر او استغفار می نویسند


قدرت کلمات
کلمات، چنان قدرتی دارند که می توانند آتش جنگی را بیفروزند و یا
صلحی را بر قرار سازند، رابطه ای را به نابودی کشانند و یا آنرا محکمتر کنند.
برداشت و احساس ما نسبت به هر چیز، بسته به معنائی است که به آن چیز می دهیم.
کلماتی که آگاهانه یا نا آگاهانه برای بیان یک وضعیت انتخاب می کنیم، بلافاصله
معنای آن را در نظرمان دگرگون می کنند و در نتیجه احساسمان را تغییر می دهند.




چگونه زندگی کنیم؟
ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم، بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم، سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم،  سپس می تونستم به کار برگردم، اما برای بازنشستگی تلاش کردم، اما اکنون که در حال مرگ هستم، ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم .  

لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود . قدر دادن موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید . برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم .



سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
با عرض ادب و احترام و فرو تنی
مقدم شما را به وبلاگم گرامی داشته وآرزومندم که از حضور در این وبلاگ ؛ احساس آرامش ؛رضایت و لذت بنمائید .

بهترين انتخاب در سخت‌ترين صحنه
از اهميت تأمّل در واقعه‌ي كربلا همين بس كه ائمه معصومين به ما دستور داده‌اند هر حادثه‌اي که برايتان پيش مي‌آيد به کربلا وصل کنيد تا واقعه‌ي کربلا يک لحظه از منظر ما پنهان نماند و از بصيرتي که در پي دارد محروم نگرديم. زيرا كه كربلا يک حادثه اتفاقي نيست، بلکه فرهنگي است که براي شكوفايي حيات بشر توسط امامي معصوم تدوين شده است. اگر خواستيد حوادث زندگي، شما را نبلعد و روز‌مرّه‌گي‌ها عمر شما را لگدمال نكند و خيالات و اغراضِ دنيايي افق حيات شما را تيره ‌و ‌تار نگرداند، بايد همواره كربلا را مدّ‌نظر داشته باشيد تا هرگز از بهترين انتخاب‌ها در سخت‌ترين صحنه‌ها نهراسيد.


اگر امروز حتی یک کلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلماً شخص دیگری هستید

بيسواد كسي است كه ياد نگيرد كه چگونه ياد بگيرد


من ملک بودم و فردوس برین جایم بود/آدم آورد در این دیر خراب آبادم/
نیستم آدم اگر بازنگردم آنجا/زین جهت هست اگر باز کمی دلشادم


مرا بسپار در یادت ، به وقت بارش باران! نگاهت گر به آن بالاست و در رقص دعا قلبت مثال بید می لرزد ، دعایم کن که من محتاج محتاجم.


الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ﴿۲۸﴾ (سوره رعد)

همان كسانى كه ايمان آورده‏اند و دلهايشان به ياد خدا آرام مى‏گيرد آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد (۲۸)

خوشبختی، موفقيت، آرامش همان رضاي خداست

به یکی بستم و از هر دو جهان بگسستم
مشکل هر دو جهان را به خود آسان کردم

کلماتی برگزیده از نیمه تاریک وجود
-ما هر کس وهر چیزی راکه جنبه های فراموش شده وجودمان را انعکاس می دهدرا به خود جلب می کنیم.اگر از تکبر شما می رنجم به این دلیل است که تکبر وجود خودرا نمی پذیرم.
-به یا داشته باشید هنگامی که بر رفتار ناپسند کسی متمرکز می شوید به این دلیل است که خودتان ان ویژکی رادارید
-اگر طالب عشق بیشتری هستیدبه خود عشق بورزید.اگر خواهان پذیرفته شدن هستید خودرا بپذیرید.
-ترس انسان را به حفظ موقعیت کنونی ترغیب می کند درحالی که عشق مارا تشویق می کند به راهمان ادامه دهیم.
-ایاآرزوهایتان آنقدر مهم هستند که شما را وادار کنند تاشجاعانه با ترسهای خود روبه رو شوید.ایا به اندازه کافی خواستار برآورده شدن آرزوهایتان هستید؟انتخاب با شماست.
-ترجیح می دهید به کاری که دوست ندارید ادامه دهید.یا خطر ایجا د کار و کسبی را که دوست داریدرا می پذیرید؟
-رسالت ما بی عیب ونقص بودن نیست.رسالت ما یکپارچه بودن است.
“دبی فورد”

کلید همه کارها
حضرت امیر المومنین (علیه السلام) حدیثی دارند که می فرمایند:
مراقب افکارت باش که گفتارت می‌شود،
مراقب گفتارت باش که رفتارت می‌شود،
مراقب رفتارت باش که عادتت می‌شود،
مراقب عادتت باش که شخصیتت می‌شود،
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می‌شود.

تلنگر
❓فقط یک لحظه
پیش خودتان فکر کنید!
اگر همین الان فوت کنید...!

در شبکه های اجتماعی مانند:
وایبر،viber
بیتاک،beetalk
تلگرام،telegrame
واتس آپ،whatsapp
فیس بوک،facebook
اینستاگرام،instagrame
و دیگر شبکه های اجتماعی...!

چه چیزی را از خودتان بر جای گذاشته اید،
آیا صدقه جاریه از خودتان برجای گذاشته اید و یا اینکه گناه جاریه؟؟


ای جوان مسلمان بسیار مواظب باش که در شبکه های اجتماعی چه چیزی پخش و نشر می کنی



خداوند می فرماید:
💫ولَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَّعَ أَثْقَالِهِمْ وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ

💫آنها بار سنگین (گناهان) خویش را بر دوش می‌کشند، و (همچنین) بارهای سنگین دیگری را اضافه بر بارهای سنگین خود؛ و روز قیامت به یقین از تهمتهائی که می‌بستند سؤال خواهند شد!

📚 سوره عنکبوت/13
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب
div id="video-display-embed-code_241401" >