|
آرامش با یاد خدا خداوند بینهایت است و لامكان و بی زمان اما به قدر فهم تو كوچك میشود و به قدر نیاز تو فرود میآید،
| ||
|
زندگی نامه حضرت آدم خداوند فرشتگان را آفرید و فرشتگان به پرستش خداوند مشغول بودند،وخدا روی زمین گیاهان و جانوران را پدید آورد.در آن موقع ،روی زمین ،هیچ آدمی زندگی نمی کرد. روزی خداوند به فرشتگان فرمود:«می خواهم در روی زمین نماینده ای خلق کنم و از خاک،آدمی بسازم که از همه ی موجودات دانا تر باشد.» فرشتگان سوأل کردند :«آیا می خواهی کسانی را که خلق کردی که بر روی زمین فساد کنند و خون یکدیگر را بریزند در حالی که ما تو را عبادت می کنیم؟» خداوند در جواب فرمود:«من می دانم چیزی را که شما نمی دانید.» فرشتگان به خاطر این سوأل بی جای خود سالها به استغفار و توبه مشغول شدند و از خطا و اشتباه خود آمرزش خواستند.و به همین منظور گفتند:«پروردگارا تو منزّهی و ما جز آنچه به ما تعلیم کرده ای علمی نداریم و به راستی که تو دانا وحکیمی.»
آغاز آفرینش انسان آدم (ع)و نافرمانی شیطان:
پس از این گفتگوی که میان خداوند و فرشتگان گذشت خداوند،آغاز به خلقت آدم و سرسلسله نوی بشر فرمود.خلاصه،انسان را از گل آفرید و سپس در آن از روح خود دمید و به دنبال این جریان به فرشتگان امر فرمود بر آن سجده کنند.آنها همگی به آدم سجده کردند جز ابلیس. خداون علّت این سرپیچی ابلیس را پرسید. ابلیس جواب داد:«من از او بهترم چون مرا از آتش آفریدی و او را از گل آفریدی.» خلاصه ابلیس با این استدلال خود پرده از روی تکبّر و سرکشی خود برداشت. خداوند به او فرمود:«حال که دستور مرا اطاعت نکردی از دنیای فرشتگان بیرون برو و از درگاه من خارج شو.» شیطان گفت :«حالا که مرا بیرون کردی ،پس مرا تا روز قیامت مهلت بده و زنده ام بگذار.» خدای تعالی به او فرمود :«تا آن روز معین مهلت داری و زنده خواهی ماند.» شیطان وقتی خاطر جمع شد که از طرف پروردگار مهلت داده شده است گفت:«حال که مرا گمراه کردی ،من هم بر سر راه راست تو در کمین انسانها می نشینم و به هر ترتیبی شده گمراهشان می کنم بجز بندگان با اخلاص تو را که از گمراهی من در امانند و مرا به آنها راهی نیست.» خداوند نیز برای آنکه آدم و فرزندانش دچار انحرافات ابلیس نشوند در موارد بسیاری به آنها هشدار داد که شیطان دشمن آشکار شماست ،مواظب باشید شما را از راه به در نکند. آدم و حواءدر بهشت:
پس از اینکه آأم زندگی یافت،خداوند نام ها یا رموز و حقائقی را به او یاد داد و هوشیاری و دانایی آدم بر فرشتگان هم ثابت شد و قرار شد آدم و همسر او،حواء در بهشت زندگی کنند.آدم و حواء از انواع خوردنی و لذّت های بهشت بهره مند شدند. مگر یک چیز که خودن آن ممنوع بود. خداوند به آدم و حواء وعده داد:«اگر از میوه ی این درخت خود داری کنید و آن را نخورید دیگر تمام خوشیها برای شما فراهم است و از گرسنگی و تشنگی و برهنگی و خستگی آسوده خواهید بود.ولی اگر این میوه را بخورید بر خودتان ظلم کرده اید. مواظب باشید که از شیطان فریب نخورید،شیطان دشمن شماست و بد خواه شماست.» شیطان آدم و حواء را فریب می دهد:
شیطان که همه بد بختی های خود و رانده شدن از درگاه الهی را از ناحیه ی آدم می دانست،در صدد بود تا به هر طریقی که ممکن است موجب گمراهی آدم و همسرش را فراهم سازد. البته اینکه شیطان برای فریب آدم و حواء به چه ترتیبی وارد بهشت شد وخود را به آدم و حواء رسانید بدرستی معلوم نیست ولی همین قدر روشن است که برای پیش برد این هدف (گمراه کردن آدم و حواء)به صورتی ناصحی دلسوز در آمده و به آدم گفت: «می خواهی تا تو را به درخت جاودان راهنمایی کنم؟» شیطان به دنبال این گفتار خود،برای اینکه سخنش در دل آدم و حواء کارگر افتد و وسوسه اش اثر کند ،به دروغ،سوگندی هم برای ایشان یاد کرد که من در این گفتار نظری جز خیر خواهی شما ندارم. آدم و حواء دستور خداوند را فراموش کردند و از میوه ی ممنوعه خوردند و شیطان هم به این سبب خوش حال شد ولی در همان لحظه وضع آدم و حواء عوض شد.ناگهان لباس بهشتی از تنشان فرو ریخت و از دیدن خود شرمنده شدند و از کار خود پشیمان شدند ولی دیگر فایده ای نداشت. در آن هنگام صدای خدا راشنیدند که گفت:«چرا نافرمانی کردید؟مگر شما را از این درخت منع نکردم و نگفتم که فریب شیطان را نخورید؟» سپس به آن ها خطاب شد :«همگی فرود آئید که بعضی از شما دشمن بعضی دیگر هستید و اگر هدایتی از سوی من پیش شما آمد هر که پیروی کند نه گمراه می شود و نه بدبخت،هرکه از یاد من روی بر گرداند وی را روزگاری سخت خواهد بود و روز قیامت او را کور محشور می کنیم.» در حدیث است که چون آدم به زمین فرود آمد جبرئیل نزد او آمد و پرسید:«آدم مگر خدا تو را به دست خویش نیافرید،و از روح خود در تو ندمید ،و فرشتگان را به سجده ی تو مأمور نکرد؟پس چرا با همه فضیلت و مقامی که داشتی ،نافرمانی خداوند را کردی؟» در پاسخ گفت:ای جبرئیل!شیطان نزد من قسم خورد که خیرخواه من است وآن سخن را روی دلسوزی می زند،و من باور نکردم که کسی بتواند به خدا قسم دروغ بخورد.
توبه ی آدم و حواء:
وقتی آدم و حواء را از بهشت بیرون کردند به زمین فرستادند،آدم سالها گریه می کرد و بغد کم کم به زندگی روی زمین عادت کردند و به کمک هم لباس درست کردند.با فکر و هوش خود به کشاورزی و زراعت پرداختند و از حیوانات کمک گرفتند ،روز های اوّل در غار کوه منزل کردند و بعد با ساخت خانه زندگی جدیدی آغاز نمودند. آدم و حواءدر مقابل خطاب پروردگارشان که به آنها فرموده بود:«مگر من شما را از این درخت نهی نکرده بودم و به شما نگفته بودم که شیطان دشمن آشکار وپنهان شماست؟» در مقام توبه و آمرزش خواهی درآمده وگفتند:«پروردگارا ما به خویشتن ستم کردیم و اگر تو ما را نیامرزی و به رحم نکنی حتماً از زیانکاران خواهیم بود.» و از آنجا که داستان های قرآن جنبه ی تعلیم و تربیت دارد ظاهراً خدای سبحان می خواهد ای نکته را به فرزندان آدم یاد بدهد که در هر حال انسان نباید مأیوس باشد و هر زمان دچار گناه و نافرمانی حق گردید ، باید از راه توجه و استغفار به درگاه حق تعالی در صدد جبران و تلافی آن براید. قرآن کریم در اینج با مختصر توضیحی که داده می شود ای گونه بیان می فرماید که:«آدم از پرورگار خود کلماتی فرا گرفت و با ذکر و یاد آوری آنها به درگاه خداوند توبه کرد و خداوند توبه اش را پذیرفت…» درباره ی آن کلمات ، نیز روایات مختلف است و در بسیاری از روایات شیعه و سونی آمده که ای کلمات این بود :«لا اله الّا انت سبحانک اللهم و به حمدک عملت سوءاً و ظلمت نفسی فاغفرلی و انت خیر الغافرین…..» در روایات دیگری نیز آورده اند که آن حضرت ، خدا را به حق محمد(ص)و یا خمصه طیبه سوگند داد که توبه اش را بپذیرد وخداوند توبه اش را قبول کرد. ما دیگر آدم و حوا باید در روی زمین تمام مشکلات خود را حل نمایند و برای ادامه زندگی باید سعی و تلاش کنند.و برای دفع بیم و ترس و رسیدن به آرزوهای درونی باید از هدایت خدای تعالی بهره مند شوند ، و با یاد خدا و انجام دستورات او جان را آرام بخشند،و خوف و حزن خود را بر طرف سازند ، و گرنه با تأمین همه این احتیاجات و آشنا شدن به تمام فنون و قوانین زندگی مادی باز هم زندگی بر آن ها تنگ و سخت و دشوار خواهد بود. فرزندان آدم(ع) :
خداوندمتعال بعد از خلقت آدم (ع) حوا را نیز آفرید تا ضمن اینکه آدم را از تنهایی در بیاورد وسیله ای برای ازیاد نسل او در روی زمین باشد. آن دو به فرمان خداون با هم ازدواج کردند و دارای فرزند شدند ، آدم(ع) از همسرش حوا دارای فرزندانی شد که در تعداد آن ها اختلاف نظر است. از جمله پسران:هابیل ،قابیل ،شیث(هبه الله)و از دختران:عناق ،اقلیما ،لوزا….ذکر شده است. کیفیت ازدواج فرزندان آدم(ع) :
در کیفیت ازدواج فرزندان حضرت آدم (ع) اختلاف نظر وجود دارد که ما به اختصار به بعضی آنها اشاره می کنیم: ابتداء لازم است بدانید که حوا در دو نوبت چهار فرزند بدنیا آورد ،اول قابیل و خواهرش اقلیما و بار دیگر هابیل و خواهرش لوزا به دنیا آمدند. روایات مختلف در کیفیت ازدواج فرزندان آدم:
۱٫پس از آن که این فرزندان به حد رشد و بلوغ رسیدند آدم(ع)به اذن الهی هر کدامیک از دختران را به عقد ازدواج آن برادر دیگری درآورد یعنی :اقلیما را به عقد هابیل و لوزا را به عقد قابیل. و گفته اند دختری که همسر هابیل بود،زیباتر از دختری که همسر قابیل بود است، قابیل به این تقسیم بندی و ازدواج راضی نشد و زبان به اعتراض گشود و بالاخره قرار شد هر کدام جدا گانهقربانی به درگاه خدا ببرند هر کدام قبول شد ، دختر زیبا همسر او باشد. هابیل و قابیل قبول کردند ، کار هابیل ، شبانی بود.رفت و از میان گوسفندانش یکی را که از همه بهتر بود آورد وکار قابیل ، کشاورزی بود.رفت از میان گندم هایش بدترین هایشرا جدا کرد و یک بافه به هم بست و آورد و هر دو نذر خود را روی تپه ای قرار دادند.آدم(ع)به فرزندانش گفته بود من دعا می کنم تا خدا آتش بفرستد و روی یکی از قربانی ها علامت بگذارد و هدیه هر کس که قبول شد دختر زیبا همسر او می شود.خلاصه آدم (ع) دعا کرد و آتش آمد و گوسفند هابیل را سوزاند. آدم(ع) گفت :«مصلحت در این بود که قربانی هابیل مورد قبول درگاه خدا قرار گیرد.» ۲٫روایت دیگر در ازدواج فرزندان آدم (ع)آن است که گفته اند:خداوند برای هابیل همسری از حوریان فرستاد و برای قابیل همسری از جنیان انتخاب کرد و نسل آدم از آن دو پدید آمد.حتی گفته اند همسر حضرت شیث از میان حوریان انتخاب شده است. ۳٫برخی گفته اند که همسران هابیل و قابیل از زیادی گِل آدم و حوا خلق شده اند.بیانی که از ائمه بزرگوار ما در این باره رسیده خلاصه اش این است که ازدواج برادر و خواهر در تمام دین ها حرام بوده و آدم نیز چنین کاری نکرد ، و همان خدائی که خود آدم و حوا را از گِل آفرید ، این قدرت را داشت که افراد دیگری را نیز برای همسران پسران آدم (ع)خلق کند یا از عالم دیگری بفرستد. سبب قتل هابیل : در بیان اینکه به چه علّت قابیل ، هابیل را به قتل رساند ، اختلاف نظر است که به ۲ تای آن ها اشاره می کنیم: ۱٫قول اول این است که مطابق روایات اهل بیت سبب قتل هابیل همان مسئله ی جانشینی آدم بوده است که چون قابیل دید پدرش آدم(ع) ، برادرش هابیل را به پیامبری بعد از خود گذاشته است به وی حسد می ورزد تا آنجا که در صدد قتل بر می آید. ۲٫قول دوم آنست که پنداشته اند که قابیل به خاطر زیبائی همسر وی او را کشته است. وفات آدم (ع)و حواء : درباره ی سن حضرت آدم (ع)نظر های متفاوتی وجود دارد ، که از آن جمله گفته اند :۹۳۰سال ، ۱۰۰۰ سال ،۱۰۴۰سال از عمر آدم می گذشت که به رحمت ایزدی پیوست و او را پس از مرگ در تابوتی گذاشتند و در غار کوه ابو قبیس دفن کردند ، تا وقتی حضرت نوح (ع) در زمان طوفان آمد و آن تابوت را برداشت و در کشتی گذاشت و کوفه و در شهر «غری»،نجف کنونی، به خاک سپرد.درباره حوا نیز گفته اند ، پس از وفات حضرت آدم (ع)،بیش از یک سال زنده نبود سپس پانزده روز بیمار شد و از این دنیا رفت و در کنار جایگاه حضرت آدم او را به خاک سپردند.و آنچه که معروف است آنست که حوا را در جدّه به خاک سپردند. رابطه ی آدم با خدا : در حدیثی که کلینی و صدوق و دیگران از امام صادق و باقر علیه السّلام روایت کرده اند آمده که آن دو بزرگوار فرمودند :خدای متعال به آدم وحی کرد که من همه خیر را _و در حدیثی دیگرهمه ی سخنان را _در چهار جمله برای تو گرد آورده ام ، که یکی از آنها مخصوص من است و دیگری خاص توست ، و سومی ما بین من و توست،و چهارمی بین تو و مردم است ، آدم از خدا خواست تا آنها را برای او شرح دهد و خداوند فرمود: اما آنچه مخصوص من است آنکه مرا بپرستی و چیزی را شریک من نسازی. و اما آنچه خاص توست آنست که پاداش تو را برابر عمل و کردارت به بهترین صورتی که به آن نیازمندی بدهم. و اما آنچه میان من وتوست آنست که تو دعا کنی و من اجابت کنم. و اما آنچه میان تو و مردم است آنکه هر چه را بر خود می پسندی برای مردم بپسندی. این حدیث یک نمونه از رابطه ای بود که میان آدم و خداوند عالم برقرار بود. در خاتمه شرح زندگی این پیامبر عظیم الشأن آرزو می کنم از سرگذشت وی و همسرش و فرزندان درسهای خوب عبرت فروان آموخته باشید. آدم در هفتاد بار زایمان حواء، صاحب یکصد و چهل دختر و پسر شد. و اولین فرزندان آدم و حواء هابیل بود که به همراه دختری بنام «اقلیما» متولد شد و در زایمان دوم قابیل بود که به همراه دختری بنام «لوزا» متولد شد. لوزا از زیباترین دختران آدم بود. آدم تصمیم گرفت تا او را به ازدواج هابیل و اقلیما را به ازدواج قابیل درآورد، ولی قابیل از این رأی پدر عصبانی شد و لب به اعتراض باز کرد. آدم به آنها گفت؛ هر کدام جداگانه قربانی نزد خداوند ببرید و هر کدام که مورد قبول خداوند قرار گرفت او با لوزا ازدواج خواهد کرد و آنها این چنین کردند نذر هابیل مقبول پروردگار قرار گرفت. و باز قابیل اعتراض کرد و خداوند بعد از این اتفاق ازدواج با مُحرمات را حرام نمود و به امر خدا هابیل با حوریه ای بهشتی بنام «نزله» وصلت نمود و قابیل با دختری از گروه جنّیان بنام «جهانه» ازدواج کرد. قتل هابیل : روزی آدم گشت مأمور این چنین * تا کند تعیین وصی و جانشین کرد تعیین طبق فرمان خدا * جانشین از بهر خود هابیل را به فرمان خداوند آدم مأمور گشت تا میراث نبوت خود و گنجینه های دانش خود را نزد هابیل فرزند کوچک تر خودش بگذارد و او را تعلیم دهد. قابیل دوباره از این قضاوت پدر لب به اعتراض گشود و باز قرار شد که آن دو نزد خدا قربانی کنند و قربانی هر کدام که قبول گردید او رسالت را بر عهده می گیرد. هابیل از گلّه خود گوسفندی پروار و قابیل از کشتزارها و مزارع خود مقداری گندم نامرغوب را نذر کرد. آتشی به اذن خداوند از آسمان فرود آمد و قربانی هابیل را بلعید و باز نذر هابیل مورد قبول خداوند قرار گرفت. ابلیس که تمام این صحنه ها را تماشا می کرد و در انتظار فرصتی مناسب بود، نزد قابیل آمد و او را تحریک کرد تا برادر خود هابیل را به قتل برساند. در بیان اینکه به چه علّت قابیل، هابیل را به قتل رساند، اختلاف نظر وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می کنیم؛ ۱ – قول اول این است که مطابق روایات اهل بیت سبب قتل هابیل همان مسئله جانشینی و رسالت آدم بود که چون قابیل دید پدرش آدم علیه السلام ، برادرش هابیل را به این منصب مفتخر ساخت به وی حسد ورزید و او را به قتل رساند. ۲ – قول دوم آنست که قابیل به خاطر زیبایی همسر هابیل به وی حسد ورزید و درصدد قتل او برآمد. ۳ – قول سوم آنست که مجلسی قدس سره در حدیثی در بحار از معاویه بن عمار از امام صادق علیه السلام روایت کرده که خداوند به آدم وحی فرمود اسم اعظم من و میراث نبوت و آسمانی را که به تو تعلیم داده ام همه را به هابیل بسپار، آدم علیه السلام نیز این کار را کرد و چون قابیل مطلع شد. خشمناک شده به نزد آدم آمد و گفت؛ پدر جان مگر من از وی بزرگتر نبودم و به این منصب شایسته تر از او نیستم؟ آدم علیه السلام گفت؛ ای فرزند اینکار به امر خداست و او هرکه را بخواهد به این منصب می رساند و خداوند او را مخصوص به این منصب فرموده اگر چه تو از وی بزرگتر هستی، و اگر می خواهی صدق گفتار مرا بدانی، هر یک از شما دو نفر، قربانی به درگاه خدا ببرید و قربانی هر یک قبول شد او شایسته تر از دیگری است. که در این حال خداوند قربانی هابیل را پذیرفت تا به آخر. کلاغ، معلم قابیل : قابیل به نحوه قتل آگاه نبود و با تحریک شیطان سر او را در میان دو سنگ خُرد کرد. امّا بعد از قتل برادرش دچار حیرت و پریشانی شد و نمی دانست جنازه او را کجا پنهان کند. تا اینکه دو کلاغ را دید که بعد از جدال، یکی آن دیگری را کشت و کلاغ مرده را در میان خاک دفن کرد. قابیل با دیدن این صحنه گودالی کند و هابیل را در آن دفن کرد و بازگشت. آدم با ندیدن هابیل در مورد او از قابیل پرسید؛ ناگزیر بعد از مدتی قابیل، آدم را به محل قتل برادرش بُرد و پرده از کارش برداشت. آدم آن زمین را که خون فرزندش را بلعیده بود به لعنت یاد کرد و بدین خاطر است که بعد از آن هیچ خاکی خون انسان را در خود فرو نمی برد و آدم بعد از مرگ او چهل شبانه روز گریست. ابلیس آتشکده ای برپا داشت و به عبادت آن پرداخت و به این بهانه قربانی های قابیل را می پذیرفت و اولین کسی که به پرستش آتش روی آورد، قابیل بود. تولد شیث و یافث : بعد از قتل هابیل، آدم پنجاه سال از نزدیکی با حواء دوری کرد، که بعد از این مدت طولانی خداوند عطیه ای بهشتی به آنها مرحمت نمود و (شیث و یافث) را به آنها عطا کرد و به امر خداوند حوریه ای سیه چشم و زیبا بنام «نزله» از بهشت فرود آمد و با شیث ازدواج کرد و کنیزکی بنام «منزله» هم برای ازدواج با یافث آمد. و از ازدواج شیث و نزله دختری بنام «حوریه» به دنیا آمد و نسل های بعد که هم اکنون ادامه دارد دنباله ازدواج مبارک این دو تن است. وفات آدم و حوا : آنچه صبر و بردباری بر روی زمین است از آدم است و آنچه زیبایی است از جانب حواء، و تمام زشتیها و سوء اخلاق از طایفه جن است. درباره سن حضرت آدم قولهای مختلفی وجود دارد، که از آن جمله گفته اند؛ ۹۳۰ سال، ۹۳۶ سال، ۱۰۰۰ سال، ۱۰۳۰ سال، ۱۰۴۰ سال از عمر آدم گذشت تا اینکه گفته اند، او به مدت ۱۰ روز در پی تَبی شدید و طولانی رحلت یافت. وفات او در روز جمعه، ۱۱ محرم روی داد، بعد از مرگش بدن او را در تابوتی گذاشتند و در غاری در میان کوه ابوقبیس دفن کردند، تا وقتی که نوح علیه السلام در زمان طوفان بیامد و آن تابوت را با خود برداشت و در کشتی نهاد و به کوفه برد و در «غری» – شهر نجف کنونی – به خاک سپرد. حواء نیز پس از وفات آدم یک سال بیشتر زنده نبود و سپس پانزده روز بیمار شد و از دنیا رفت و در کنار جایگاه آدم او را به خاک سپردند. و آنچه که معروف است آنست که حوا را در جدّه به خاک سپردند. نکاتی چند در مورد حضرت آدم علیه السلام : ۱- بعد از رحلت آدم، ابلیس پای درخت انگور و خرما ادرار کرد. و به همین خاطر است که بعد از تخمیر آنها بوی نامطلوبی دارد و خداوند هر شراب مست کننده ای را حرام ساخته، چرا که مایع جریان یافته در آنها همان ادرار ابلیس است. ۲- تعیین وقت نماز عصر به این علت است که آدم در آن ساعت از درخت ممنوعه تناول کرد و از بهشت رانده شد و نماز مغرب ساعتی است که خداوند توبه آدم را پذیرفت. رکعت اول نماز مغربی که آدم به جای آورد برای خطایی بود که مرتکب گشت، رکعت دوم بخاطر خطای حوا و رکعت سوم به جهت توبه اش اَدا شد. ۳- بعد از مرگ آدم، ابلیس و قابیل به شماتت او پرداختند و به لودگی و نواختن مشغول شدند. شدیدترین شکنجه ها به هفت نفر اختصاص دارد که یکی از آن هفت نفر قابیل است. دوم، نمرود. سوم، دو نفری که در میان بنی اسرائیل مردم را به یهودیت فرا خواندند. چهارم، فرعون که گفت؛ (من پروردگارم). پنجم، دو نفر از میان این امّت. ۴- آدم هنگامی که بر زمین فرود آمد، بر نگین انگشتری خود، این جمله را نقش نمود؛ محمّد رسول الله و علی ولی الله . ۵- کنیه آدم ابومحمّد بود. ۶- طول قامت آدم و حوا وقتی که به زمین آمدند بسیار بلند بود، آدم هفتاد ذراع و حواء سی و پنج ذراع بود. ۷- آدم هزار مرتبه پیاده به زیارت بیت الحرام رفت که هفتصد بار آن حج واجب بود. ۸- راهنمای آدم از سراندیب تا جده، پرنده ای بنام (صُرِد) بود و آن اولین پرنده ای است که عبادت خداوند را کرد. ۹- هنگامی که فرشتگان به خلقت آدم به خاطر فساد در روی زمین خرده گرفتند، هفت هزار سال از فیض نور الهی محروم شدند و خداوند (بیتِ المعمور) را در آسمان چهارم برای عبادت فرشتگان و (بیتِ الحرام) را در زمین برای عبادت انسانها آفرید. ۱۰- آدم به زبان عربی صحبت می کرد اما بعد از ارتکاب به گناه و آمدن به زمین لهجه او به (سریانی) تغییر یافت. ۱۱- اسم اعظم خداوند ۷۳ حرف می باشد که خداوند ۲۵ حرف از آن را به آدم آموخت. به مناسبت رحلت اولین مادر بشریت و نخستین زن پاک سرشت و پاکدامن، نیم نگاهی؛ به جایگاه و معرفی اولین مخلوق زن؛ می اندازیم. حوا به عنوان مادر بشریت و به عنوان اولین مخلوق زن جایگاه والایی دارد، به گونه ای که چون پیامبر زمان خود در مقام خطاب الهی قرار گرفته و بر همه انسان ها حق مادری دارد. به همین دلیل به ایشان حوّا یعنی مادر زنده ها می گویند. خداوند وی را به عنوان نخستین زن پاک سرشت و پاکدامن از طینت ویژه ای می آفریند. برخلاف تحریفات وارده بر کتب عهدین که همراه با داستان سرایی حوا را محل حلول شیطان و یا عامل فریب آدم علیه السلام معرفی می کنند، قرآن برای او شان و منزلت والایی قرار می دهد. شایان ذکر است بدانیم؛ اول کسی که در روی زمین نساجی کرد، حضرت آدم و حوا بودند، و اول مردی که جبه بافته شده پوشید، جناب آدم بود. و اول زنی که پیراهن و خمار پوشید، جناب حوا بود و هر دو از پشم گوسفند بود.[۱] حضرت حوّاء در قرآن کریمقرآن کریم در چند بخش، از زندگی حضرت حوا اشاره می کند. در هر دسته از آیات، در کنار نقل داستان حضرت آدم به حضور و وجود این زن اشاره شده است. نخستین زن ها در فرهنگ ها و ملل مختلف، اسامی متفاوتی دارند.[۲] حوا نامی است که در ادبیات اسلامی بر همسر آدم نهاده اند. به نظر می رسد این اسم ریشه عربی ندارد.[۳] واژه حوا اول بار در تورات ذکر شده[۴] و احتمالا از آنجا به زبان و فرهنگ عرب راه یافته است.[۵] در قرآن از نام حوا یاد نشده و تنها با واژه «زوج» به او اشاره شده است.[۶] نام حوّاء در قرآن تنها به عنوان همسرآدم – که پا به صحنه آفرینش می گذارد- آمده است[۷] حوا زنی است مومن و معتقد به پیامبر زمان خود، دارای منزلتی والا و مایه آرامش همسر است. تمام صفات انسانی درباره حضرت آدم در وجود حضرت حوا مادر بزرگ بشریت، هم یافت می شود.[۸] صفات و ویژگی های حضرت حوا۱٫ ویژگی مادی: قرآن از آنجا که قصد داستان سرایی ندارد در بیان شخصیت های قصص خود همانند کتب داستان به بیان ویژگی های مادی نمی پردازد. در مورد حوّاء نیز، تنها به زحمت می توان دو ویژگی مادی یافت. الف. گندمگون: آدم از گل آفریده شد و حوّاء، از وجود آدم خلق شده است.«خَلَقَکمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها؛ شما را از یک تن بیافرید. و از آن یک تن زنش را آفرید.»(زمر، آیه ۶) «هُوَ الَّذِی خَلَقَکمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِیسْکنَ إِلَیها؛ اوست که همه شما را از یک تن بیافرید. و از آن یک تن زنش را نیز بیافرید تا به او آرامش یابد»(اعراف، آیه ۱۸۹) بنا به نظر اهل لغت که آدم را از أدمه به معنای گندمگون گرفته اند، می توان حوا را نیز زنی گندمگون دانست.[۹] ب. لبان تیره: اگر به معنی واژه «حو» دقت شود به قرمزی گفته می شود که به سیاهی می زند. همچنین به لبان تیره نیز اطلاق می شود. از این رو به مرد و زن، با لبان تیره گفته می شود: «رجل أَحْوَی و امرأَه حَوَّاء»[۱۰] پس به بیراه نرفته ایم اگر حوّاء را زنی گندمگون و با لبان قرمز تیره بدانیم. ۲٫ ویژگی های معنوی: همسان با حضرت آدم علیه السلام: گروهی حوا را آفریده شده از پسماند گندیده گِل آدم و یا از گلی پست تر و بدبوتر از گِل آدم و یا از یکی از دنده های چپ آدم می دانند. حال که قرآن حوا را از نفس آدم و از همان خاک آدم آفریده است. «اوست که همه شما را از یک تن بیافرید. و از آن یک تن زنش را نیز بیافرید تا به او آرامش یابد»(اعراف، آیه ۱۸۹) در تورات در بیان خلقت آدم چنین آمده است: «خدا چرتی بر آدم مسلط کرد، تا چیزی احساس نکند، پس یکی از دنده های سینه او را کند، در جایش گوشت گذاشت، آن گاه خدا از آن یک دنده زنی درست کرد، و او را نزد آدم آورد، آدم گفت: این بار استخوانی از استخوانهایم، و گوشتی از گوشتهایم را دیدم، و جا دارد آن را امرأه بنامم، چون از امر من اخذ شد، و به همین جهت است که مرد، پدر و مادر خود را رها نموده، زن خود را می چسبد، به طوری که یک جسد واحد تشکیل می دهند، آن روز آدم و همسرش عریان بودند، و از عریانی خود باکی نداشتند.[۱۱] منزلت والای حضرت حوّاء: از منظر قرآن، حوا دارای مقام والایی است. به گونه ای که خداوند او را مورد خطاب قرار می دهد باید توجه داشت قرآن هیچ گاه پیامبری را به همراه همسرش، مورد خطاب قرار نداده،همیشه خطاب به پیامبر و قوم اوست. شاید سّر این چنین بیانی توجه به مرکز زوجیت است که باعث بقای زندگی بشر است.[۱۲] باید توجه داشت که خداوند به حوّاء توجه ویژه ای داشته چرا که به مجرد تکمیل خلقت آدم، اورا برای آرامش وی می آفریند. حضرت حوا باعث اغوای آدم نشد: در کتب عهدین حوا عامل اغوای آدم معرفی می شود به این گونه که ابلیس آنجا که نمی تواند آدم را بفریبد دام ابتلا برای حوا پهن می کند و حوا به سهولت فریب می خورد و همسر خود را به عصیان می کشاند. حتی در تورات مجازاتی نیز بر حوا متحمل کرده که تا به امروز دامنگیر دختران حوا می شود. به این گونه که سختی حمل و زایمان را از مجازات عمل حوا می داند و وچس از این گناه، اختیار زن را به مردش می سپارد.[۱۳] به حقیقت این گونه بیانات جفایی بزرگ است که تحریف کنندگان تورات و انجیل به مادر خود کرده اند. جای تاسف است که بعضی از مفسران به جای در نظر گرفتن صراحت آیات قرآن دنباله رو تحریفات انجیل و تورات رفته اند. حال آن که قرآن بعد از آن که آدم و حوا را در مقام تکلیف قرار می دهد، می فرماید: «فَأَزَلَّهُمَا» و نشان می دهد که شیطان هر دوی آن ها را اولا فریب داد وثانیا هر دوی آن ها را به طور همزمان فریب داد.(بقره، آیه ۳۶) همچنین می فرماید: «فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیطانُ؛ پس شیطان آن دو را وسوسه کرد»(اعراف،، آیه ۲۰) این آیه به صراحت بیان می کند که شیطان هر دوی آن ها را به طور مستقیم فریب داد. همچنین هردوی آن ها از بهشت اخراج شدند. و هر دو توبه کردند و توبه ی هر دوی آن ها پذیرفته شد. حضرت حوا، همسری مهربان: هر گاه خداوند در قرآن از همسر به واژه زوج یاد کرده، رابطه عاطفی بین زن شوهر را مد نظر داشته است. از این که در اینجا واژه زوج برای همسر آدم به کار رفته می توان دریافت که به روابط زناشویی و محبت و رحمت بین آدم و حوّاء اشاره شده است.[۱۴] حضرت حوا، مایه آرامش همسر: حضرت حوا مایه آرامش حضرت آدم است. بر اساس بعضی از روایات، خداوند هنگامی که آدم را دربهشت قرار داد، آدم در آنجا هم نشین و مونسی نداشت، از این رو غمگین و وحشت زده بود.[۱۵] پس خداوند همسری را برای وی قرار داد تا در کنارش آرامش یابد. برای اثبات ادعای این که حوا مایه آرامش آدم است، سه دلیل ذکر شده است: الف: در آیه به نفس واحد اشاره شده، اینکه همسر آدم نیز از همان نفس آدم است موید آرامش است. پس خداوند از نفس آدم برای او همسری بیافرید تا در کناراوآرامش گیرد و به او تمایل یابد، چرا که هر کس به هم جنس خود آرامش یابد و به هم نوع خود محبت و تمایل دارد همانگونه که انسان به فرزند خویش آرامش یابد و او را چون خود دوست دارد چرا که جزئی از وجود اوست. ب: آیه بیان داشته که از نفس واحد برای آدم زوج قرارداده -که با توجه به معنای خاص زوج در قرآن که در قسمت قبل به آن اشاره شد- خود دلیل دیگری بر آرامش بخشی حوّاء است. ج: واژه سکن که به معنی دوری از هرگونه اضطراب و نگرانی است خود به طور مستقیم به آرامش اشاره دارد.[۱۶] خداوند به آدم می فرماید: در کنارحوا به دور از هر گونه اضطراب و نگرانی آرام بگیر. سؤالات حوایی:۱٫ حضرت آدم و حوا، چند ساعت در بهشت بودند؟ بنابر روایات حضرت آدم و حوا، تنها شش ساعت در بهشت بودند.[۱۷] ۲٫ خلقت حوا چگونه بوده؟ گفته شده که از آدم علیه السلام خلق شده اما چگونه خلق شده است؟ در آیه اول سوره نساء آمده است: «یَأَ ایهُّا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکمُ مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنهْا زَوْجَهَا وَ بَثَّ مِنهْمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَ نِسَاء؛ ای مردم، بترسید از پروردگارتان، آن که شما را از یک تن بیافرید و از آن یک تن همسر او را و از آن دو، مردان و زنان بسیار پدید آورد»(نسا، آیه ۱) در تفسیر عبارت«وَ خَلَقَ مِنهْا زَوْجَهَا» اکثر مفسران معتقدند؛ مقصود آن است که از همان خاک و ماده اولیه ای که آدم را آفرید، از آن سرشت حوا را نیز بیافرید. بنابراین آن دو با یکدیگر خلق شده اند. ۳٫ آیا فرزندان آدم علیه السلام و حوا با هم ازدواج کردند؟ در ایـن باره در میان دانشمندان اسلامی دو نظر وجود دارد و هر کدام برای خود دلایلی از قرآن و روایات ذکر کرده اند. اینک ما هر دو نظر را به طور اجمال نقل می کنیم: نظر اول: در آن زمان هنوز قانون تحریم ازدواج خـواهر و برادر از طرف خداوند قرار داده نشده بود و چون راهی برای بقای نسل بشر غیر از این راه نبود،از این جهت ازدواج آنان با یکدیگر صورت گرفته است؛ ناگفته پیداست که دستگاه قانونگذاری ازآن خداست «ان الحکم الا للّه؛ حکم تنها از آن خداست.»(یوسف، آیه ۴۰) چه اشکال دارد که به طور مـوقـت بـرای گـروهـی از راه ضرورت این گونه ازدواج در آن زمان بلامانع و مباح باشد و برای دیـگـران عـموما تحریم ابدی شود؟ طرفداران این نظریه از ظواهر قرآن با این آیه برای خود دلیل مـی آورنـد: «وَ بَثَّ مِنهْمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَ نِسَاء؛ و از آن دو، مردان و زنان بسیار پدید آورد»(نسا، آیه ۱» ظاهر این آیه می گوید: نسل بشر فقط به وسیله این دو تن به وجود آمده است و اگر غیر از این دو در بقای نسل او دخالت داشتند باید بفرماید: «و بث منهما و من غیرهما» یعنی به وسیله این دو و غیر آنان… عـلاوه بـر ایـن،در روایـتـی از امام سجاد علیه السلام نقل می کند این مطلب تایید شده است. نظر دوم: چون ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر ممکن نبوده – زیرا ازدواج با محارم یک عـمـل قـبـیح و زشت است – فرزندان آدم با دخترانی از نژاد و نسل دیگر که در روی زمین بودند ازدواج کـردنـد، بـعـدا کـه فرزندان آنها با هم پسر عمو شدند، زناشویی در میان خود آنان صورت پـذیـرفت. این نظر را نیز بعضی از روایات تایید می کند، زیرا نسل آدم نخستین انسان روی زمین نبوده، بلکه پیش از او نیز انسان هایی در زمین زندگی می کرده اند. نتیجه اینکه، ممکن است گفته شود که پسران آدم با بقایای انسان های پیشین که قبل از خلقت آدم و حوا در روی زمین زندگی می کردند، ازدواج کرده اند و از گفتگوی خدا با فرشتگان درباره آفرینش آدم در روی زمین استفاده می شود که قبل از آدم و حوا انسان هایی در روی زمین زندگی می کردند و این حقیقت از روایات نیز استفاده می شود.[۱۸] ۴٫ محل دفن حضرت حوا کجاست؟ تاریخ طبری به نقل از عبدالله بن عباس آورده است: که حضرت آدم در هند فرود کرده است و حضرت حوا در جده. ولی بسیاری از مورخان در خصوص محل دقیق قبر حوا تردید دارند.[۱۹] ظاهراً نخستین «مقبره حوّا» را ایرانیان ساخته اند. مجله لوپوئن فرانسوی هم در مورد وجود چنین مقبره ای در ایام حج نوشت: قبرستانی در نزدیکی جده وجود دارد که حاجیان ایرانی برای زیارت به آن مراجعه می کنند، ولی از مقبره حضرت حوا اثری به جز یک دیوار باقی نماده است و ایرانیان با خواندن دعاهایی در آن جمع می شوند. منبع: http://andisheqom.com [ شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۸ ] [ 14:47 ] [ محسن ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||