نداى ملكوتى
هر دولتى در هر عصر و زمانى براى برانگيختن عواطف و احساسات ملت خود و دعوت آنها به وظايف فردى و اجتماعى از شعارهايى استفاده مىكند.
مسيحيان در گذشته و امروز با نواختن صداى «ناقوس» پيروان خود را به كليسا دعوت مىكنند، ولى در اسلام براى اين دعوت از شعار «اذان» استفاده مىشود كه به مراتب رساتر و مؤثّرتر است.
جذابيّت اين شعار اسلامى به قدرى است كه به قول نويسنده تفسير «المنار»:
«بعضى از مسيحيان، هنگامى كه اذان اسلامى را مىشنوند، به عمق و عظمت تأثير آن در روحيه شنوندگان اعتراف مىكنند»(1).
اذان يك دعوت زنده است. انسان از لحظهاى كه صداى اذان به گوشش مىرسد، گويى نماز را آغاز مىكند. اين ندا، زمين و آسمان را به هم پيوند داده و تواضع مخلوق را با عظمت خالق درهم مىآميزد.
چه شعارى از اين رساتر كه با نام خداى بزرگ آغاز شود و با گواهى به وحدانيّت خدا و رسالت پيامبرصلى الله عليه وآله، اوج گيرد و با دعوت به رستگارى و عمل نيك فرود آيد. با كلمه «اللّه» شروع شود و با آن پايان پذيرد.
صداى اذان همانند نداى آزادى و نسيم حياتبخش استقلال و عظمت، گوشهاى مسلمانان راستين را نوازش مىدهد و بر جان بدخواهان اضطراب مىافكند و اين يكى از رمزهاى بقاى اسلام است، چنان كه «گلادستون» -يكى از رجال معروف انگلستان- در برابر جمعى از مسيحيان اظهار داشت:
«تا زمانى كه نام محمّدصلى الله عليه وآله در مأذنهها بلند است و كعبه پابرجاست و قرآن رهنما و پيشواى مسلمانان است، امكان ندارد كه پايههاى سياست ما در سرزمينهاى اسلامى استوار و برقرار گردد»(2).
تشريع اذان
پس از هجرت رسول اكرمصلى الله عليه وآله به مدينه، مهاجر و انصار، كمكم در اطراف پيامبرصلى الله عليه وآله اجتماع كرده و حكومت اسلامى را برپا نمودند؛ مسجد ساختند و نماز جماعت برپا نمودند و روز به روز بر عظمت و شكوه دين اسلام افزوده شد. بنابراين مسلمانان نيازمند وسيلهاى شدند تا مردم را هنگام نماز آگاه سازند. لذا پيشنهادهاى مختلفى به پيامبرصلى الله عليه وآله داده شد، امّا پيامبر هيچكدام را نپذيرفت؛ زيرا بعضى از پيشنهادها رسم يهوديان بود. به همين خاطر در اولين سال هجرت، به فرمان خداوند، اذان؛ توسط جبرئيل بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل گرديد(3).
از امام صادقعليه السلام روايت شده است: هنگامى كه جبرئيل اذان را بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل كرد، سر مبارك آن حضرت در دامان علىعليه السلام بود. پس جبرئيل جملات اذان و اقامه را بيان كرد. وقتى حضرت بيدار شد، فرمود: اى على! آيا شنيدى؟ گفت: آرى! فرمود: آن را ازبر كردى؟ گفت: آرى! فرمود: بلال را صدا كن. علىعليه السلام نيز بلال را صدا زد. وقتى آمد، پيامبرصلى الله عليه وآله اذان را به او تعليم داد(4) و دستور داد در اوقات نماز با صداى بلند و رسا اذان بگويد و او اولين كسى است كه در تاريخ اسلام به مقام مؤذّنى مفتخر گرديد.
حال اگر ملّتهاى ديگر با نواختن ناقوسها و يا وسايل ديگر، مردم را به معابد دعوت مىكنند در آيين اسلام، اذانِ مؤذّن رمز اجتماع مسلمين براى پرستش خدا در مساجد است.
پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله نه تنها الفاظ اذان را به بلال تعليم داد، بلكه اوقات آنها را هم به وى ياد داد و به مردم گفت: بلال يك مرد وقتشناس است، هر موقع اذان بگويد، نماز بخوانيد(5). لذا هرگاه آهنگ ملكوتى اذان به موقع از سينه پرسوز بلال به گوش مىرسيد، همچون روحى بود كه در كالبد مرده مردم دميده مىشد و آنها را زنده مىكرد(6).
اگرچه در آن روزگار، كسانى بودند كه صوتى دلنشين و لهجهاى فصيحتر از بلال داشتند، امّا پاكدلى، ايمان و خلوص بلال او را تا آن منزلت رفيع بالا برد. از آن پس بلال همواره همراه پيامبر بود و اذان مىگفت.
جايگاه اذان از نظر تبليغى
اذان يكى از ابزارهاى تبليغ است كه در دعوت به اسلام سهم مهمّى دارد. اذان مشتمل است بر مسائلى مانند: تكبير، توحيد، شهادت به يگانگى و عظمت خداوند، گواهى به رسالت پيامبرصلى الله عليه وآله، توصيه به نماز و رستگارى و بهترين اعمال و بالاخره با «لا الهَ اِلاّ اللّهُ»(توحيد) تمام مىشود. نكته قابل توجّه ديگر در اذان، تكرار جملات است و اين تكرار خود يكى از عوامل مؤثّر در جلب توجّه مخاطبين به اهميّت موضوع است.
همانگونه كه كارشناسان تبليغات نيز معتقدند، تكرار يك پيام از جمله عواملى است كه در اِقناع، تصديق و ترغيب مخاطب تأثير فراوان دارد.
اذان هميشه به عنوان جزئى از عبادت و شعار جاودانه اسلام و گلبانگ توحيد مطرح بوده و خواهد بود.
پيامبرصلى الله عليه وآله مىفرمايد: «اِنَّ الشَّيطانَ اذا سَمِعَ النّداءَ هَرَبَ»(7). «هرگاه شيطان صداى اذان را مىشنود، فرار مىكند».
و «اِنَّ اَهْلَ السَّماءِ لا يَسْمَعوُنَ مِنْ اَهْلِ الأرْضِ شيئاً اِلاّ الاَذانَ(8)». «اهل آسمان از اهل زمين چيزى جز اذان نمىشنوند».
طبق اين دو روايت بايد اذان به گونهاى در صحنه باشد كه از يك سو موجب طرد شيطان و نابودى مظاهر شيطانى گردد و از سوى ديگر انسان را در ملكوت اعلى سير دهد و او را با روحيه عرفانى و معنوى آنچنان به معراج ببرد كه گويى آسمانها نداى او را مىشنوند و از آن ندا لذّت برده و به شور و شوق مىافتند.
احكام فقهى اذان
همه مذاهب اسلامى، اذان گفتن را «مستحبّ موكّد» مىدانند به جز حنبلىها كه مىگويند: «واجب كفايى» است(9).
اذان بر دو قسم است: اذان اِعلام و اذان نماز. اذان اعلام بايد اول وقت گفته شود و اذان نماز، متّصل به آن ادا شود، هرچند آخر وقت باشد.
اذان در نمازهاى واجب يوميّه مستحب است، امّا در عصر عرفه و جمعه و عشاى مُزدلفه ساقط مىباشد.
برخى گفتهاند: علت سقوط اذان در اين سه مورد آن است كه جمع بين دو نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا مستحب است. لذا با توجه به اين كه اصل اذان براى اعلام است، در صورتى كه همگان آماده نماز دوم هستند، ديگر نيازى به اذان نيست. البته اذان براى هر نماز دوم كه با نماز اول جمع شود هم ساقط است(10).
مستحبّ است كه بعد از تولّد كودك يا پيش از نامگذارى او، در گوش راستش «اذان» و در گوش چپش «اقامه» گفته شود، تا به روح بلند او مطالب دلنشين القا شده و در نفس او بذر خداشناسى و توحيد پاشيده شود و در دوران كودكى و نوجوانى با همان بذرها بزرگ شده و با پاكيزگى كامل، انسانى مهذّب به بار آيد.
پيامبرصلى الله عليه وآله به حضرت علىعليه السلام فرمودند: «يا علىُّ اِذا وُلِدَ لَكَ غُلامٌ اَوْ جاريةٌ فَاَذِّنْ فى اُذُنِهِ اليُمْنى وَ اَقِمْ فى اليُسْرى فَاِنَّهُ لا يَضُرُّهُ الشَّيْطانُ اَبَداً(11)». «يا على هروقت صاحب پسر يا دخترى شدى در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه بخوان كه هرگز شيطان به او زيان نخواهد رساند».
تصرّف خليفه در اذان
اذان داراى هيجده جمله است كه بدون كم و زياد توسط جبرئيل نازل شد كه در عصر رسول خداصلى الله عليه وآله و دوران خلافت ابوبكر و آغاز خلافت عمر به همين شكل گفته مىشد، ولى چون خليفه دوم، حىَّ على خيرِالعمل را از اذان حذف كرد، اهل تسنن (شافعى، حنبلى، حنفى و مالكى) اذان را پانزده جمله مىدانند؛ يعنى جمله «حىَّ على خيرِ العَمَلِ» را جزء اذان نمىدانند و جمله «لا الهَ اِلاّ اللّهُ» نيز يك بار گفته مىشود(12). و در نماز صبح، به جاى «حى على خير العمل» مىگويند: «الصَّلاةُ خِيرٌ مِنَ النَّومِ»: نماز از خواب بهتر است.
چنانكه گفته شد، عبارت: «حىّ على خيرِ العَمَلِ» در عصر رسول خداصلى الله عليه وآله جزء اذان بود، ولى عمر آن را برداشت و در نماز صبح به جاى آن «الصَّلوةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ» ابداع كرد. (اين كار در زمانى صورت گرفت كه به دستور خليفه، مسلمانان سرگرم جنگها و فتوحات در مناطق مختلف بودند و جهاد در صدر سياست خليفه بود). شخصى از عمر پرسيد: به چه دليل؟ عمر گفت:
«اذا سَمِعَ عَوامُ النّاسِ انَّ الصَّلاةَ خَيْرُ العَمَلِ تَهاوَنوُا بِالجهادِ وَ تَخَلَّفُوا عَنْهُ(13)». «هرگاه عوام مردم بشنوند كه نماز بهترين عمل است، در مورد جهاد سستى مىكنند و در نتيجه از رفتن به ميدان جهاد سرپيچى مىنمايند». لذا مسلمانانى كه بعد از عمر آمدند -به غير از خاندان پيامبرصلى الله عليه وآله و پيروان ايشان- از عمر پيروى نموده و «حىَّ على خَيْرِ العَمَلِ» را از اذان و اقامه حذف كردند! در صورتى كه اين جمله در طول تاريخ مورد تأكيد اهلبيتعليهم السلام و پيروان آنها بوده و جزء ويژگىهاى مذهب شيعه به شمار مىرفته تا جايى كه حسين؛ شهيد فخّ در زمان هادى، خليفه عباسى، قيام كرد و دستور داد كه مؤذّن در اذان خود «حَىَّ على خيرِ العَمَلِ» را بگويد.
ابن ابى عُمَير از امام كاظمعليه السلام پرسيد: چرا جمله «حىَّ على خيرالعَمَلِ» در اذان ترك شد؟ امام كاظمعليه السلام در پاسخ فرمود: علّت ظاهرى آن را مىخواهى يا علت باطنى را؟ عرض كرد: هر دو را.
امام كاظمعليه السلام فرمود:
«علت ظاهرى آن اين بود كه مبادا مردم با تكيه بر نماز، جهاد را رها كنند امّا علت باطنى آن اين بود كه عبارت (خير العمل)، ولايت امامانعليهم السلام بر حق است(14)».
لذا كسى كه دستور داد تا جمله «حىَّ على خيرِ العملِ» در اذان حذف شود، منظور او اين بود كه مردم به سوى «ولايت» امام حق توجّه نكرده و احساساتشان به نفع ولايت تحريك نشود.
آثار و فوايد اذان
اذان عبادتى است كه داراى ابعاد مختلفى بوده و جملات آن داراى آثار و فوايد تربيتى، اجتماعى، سياسى و فرهنگى است كه مهمترين آنها بدين شرح است:
1. وقت نماز را براى بندگان تعيين مىكند.
2. مفاهيم عالى اعتقادى را تعليم مىدهد.
3. مردم را به عبادت تشويق مىكند.
4. سبب يادآورى آگاهان و بيدارى غافلان است.
5. نداى اذان در برابر كافران و منافقان نقش كوبندهاى دارد و به قدرى اثربخش است كه آنها را عصبانى كرده و به ياوهپردازى وادار مىكند و بىخردى آنها را ثابت مىكند: «وَ اذا نادَيْتُمْ الى الصَّلاةِ اتَّخَذوُها هُزُواً وَ لَعِباً...».
(مائده، 58.)
«هنگامى كه با اذان مردم را به سوى نماز دعوت مىكنيد، منافقان و كُفّار آن را به باد استهزاء و بازى مىگيرند كه اين امر نشانه بىخردى آنهاست».
6. مسلمانان را به وقتشناسى و نظم در كارها دعوت مىكند.
7. بيانگر اهميّت نمازجمعه است: «يا ايُّها الّذينَ آمنوُا اِذا نُودِىَ لِلصَّلوةِ مِنْ يَوْمِ الجُمُعَةِ فَاسْعَوْا الى ذِكْرِ اللّهِ...». (جمعه، 9).
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذكر خدا بشتابيد...».
8. انسان را خوشاخلاق مىكند. امام صادقعليه السلام فرمود: «وقتى انسان بداخلاق شد، در گوش او اذان بگوييد».
(من لا يَحْضُرُهُ الفقيه، شيخ صدوق، ج1)
9. زمينه را براى تربيت معنوى كودكان آماده مىكند.
10. اذان موجب غمزدايى است. غم و اندوه غالباً بر اثر از دستدادن يك چيز، اضطراب و نگرانى، مشاهده صحنههاى تأثّرانگيز، ارتكاب خطا و گناه و... پيش مىآيد. اذان در همه اين موارد مىتواند به نحو معجزهآسايى غم و اندوه را برطرف سازد؛ زيرا اذان انسان را به ياد نماز مىاندازد و نماز آرامبخش دلهاست.
حضرت علىعليه السلام فرمودند:
«هرگاه به علت حادثهاى غمگين مىشدم، دوست داشتم از رسول خداصلى الله عليه وآله تقاضا كنم كه براى حفظ حسن و حسينعليهما السلام اذان بگويد».
(بحارالأنوار، ج84، ص157).
11. اگر اذان از روى ايمان و اخلاص گفته شود، خداوند گناهان گوينده آن را مىبخشد: «مَنْ اَذَّنَ فى سبيلِ اللّهِ صلوةً واحدةً ايماناً و احتساباً و تَقَرُّباً الى اللّهِ غَفَرَ اللّهُ لَهُ ما سَلَفَ مِنْ ذُنوبِهِ».
(همان، ص124).
«كسى كه براى خدا، اذانِ يك نماز را از روى ايمان و اخلاص بگويد، خداوند گناهان گذشته او را مىبخشد».
پي نوشت:
1) تفسير نمونه، ج4، ص437.
2) داعى السماء، عباس محمود عقاد، ص437 و 438.
3) سيره ابن هشام، ج1، ص154.
4) وسايلالشيعه، حرّ عاملى، ج4، ص612.
5) مجله مكتب اسلام، سال 9، ش5، ص20.
6) بحارالأنوار، ج22، ص245.
7) كنزالعمّال، متّقى هندى، حديث 20951.
8) ميزان الحكمة، رىشهرى، ج1، ص82.
9) دايرةالمعارف جامع اسلامى، حسينى دشتى، ج2، ص62.
10) همان، ص65 و 66.
11) تحف العقول، ابن شعبه حرّانى، ص14.
12) الفقه على المذاهب الخمسةِ، محمد جواد مغنيه، ص119.
13) بحارالأنوار، ج84، ص156.
14) اهميت اذان و اقامه، ص37.
موضوعات مرتبط:
چراغ راه،
آيات و نكته هاي قرآنی