هدف زندگی انسان هم در این سیستم فکری کاملا روشن است. همانگونه که هدف هستی باز شدن و شکوفا شدن در هر لحظه است، هدف انسان در هر لحظه از زندگی خود نیز، توانا شدن، قوت گرفتن، رشد کردن و بزرگ شدن هر چه بیشتر است.
انسان به لحاظ جامعیت مظهری و مقام خلافت الهی که به صورت استعداد و توان در او وجود دارد، در تمام زندگی خود، کاری جز شکوفایی همین توان و ظاهر ساختن همین جامعیت مظهری از طریق عبادت و قرب به خداوند، ندارد.
قرآن کریم درباره هدف خلقت و زندگی انسان فرموده: و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون . نیافریدم جن و انس را مگر برای عبادت. خدای متعال در این آیه شریفه راه رسیدن به این مقام را به صورت کامل بیان نموده است. این آیه شریفه در حقیقت می خواهد بگوید: انسان تنها از طریق عبادت خدا می تواند به این مقام برسد و توانایی های خود را آشکار نماید و من او را تنها برای عبادت و نزدیک شدن به خودم آفریده ام.
البته بعد حضرات معصومین(ع) در تفسیر عبادت فرموده اند: ای لیعرفون. یعنی برای معرفت. که البته به نظر می رسد مقصود از این معرفت شناخت عملی و وحدت عملی با صفات الهی باشد زیرا اولا عبادت بیشتر ناظر به عمل و قرب عملی به خداوند است و ثانیا کمال انسان در معرفت و وحدت عملی با خداوند است و معرفت و توحید نظری، مقدمه آن است.
برای شناخت هدف زندگی انسان شناخت عمیق دو واژه ضرورت دارد. اول. زندگی. دوم. عبادت..
معنای زندگی:
زندگی به طور کلی یعنی شدن، در هر لحظه. برای خیلی های به معنای مثلا ثروت مند شدن است، یا قدرتمند شدن، بعضی ها فکر می کنند معنای زندگی این است که از زندگی شان لذت ببرند و خوش باشند، ولی معنای حقیقی آن به معنای رشد کردن، بزرگ شدن و انسان کامل شدن است. زندگی از منظر دینی، یعنی حرکت به سوی شکوفا شدن، توانا شدن، انسان شدن و اتصاف به صفات و کمالات الهی.
معنای عبادت: معنای عبادت و حقیقت آن به معنای زندگی خیلی نزدیک است. زندگی یعنی شدن و عبادت یعنی مانند معبود شدن. عبادت یعنی کارهایی که انسان را به خداوند نزدیک و شبیه می کند. یعنی کمک گرفتن از او برای نزدیک شدن به او. ما به طور کلی در هر حالی که سعی می کنیم مانند کسی شویم، در حقیقت داریم او را عبادت می کنیم.
ممکن است توجه نداشته باشیم، ولی خیلی وقتها دوستمان را عبادت می کنیم وقتی که سعی می کنیم مانند او فکر یا عمل کنیم. بعضی ها از اخلاق و رفتار مثلا یک هنر پیشه تقلید می کنند و آرزوی شان این است که مثل او بشوند، اینها همه رفتار پرستشی است.
منتهی انسان موجود بی نهایتی است و کمال او در پرستش کامل مطلق است و پرستش خداوند بهترین معبود و بزرگ ترین حقیقتی است که می تواند او را رشد دهد و بزرگ کند و به صورت یک انسان کامل در آورد.
چرا عبادت بت ممنوع شده است، چون بت خیلی حقیر و ضعیف است و چیزی ندارد که به انسان بدهد. ما با پرستش بت به کدام کمالات او می خواهیم برسیم. بت نمی تواند انسان را بزرگ کند، بلکه او را حقیر و ناچیز خواهد ساخت.
بت های انسانی هم ضعیف و ناقص هستند و نمی توانند اشتهای عظیم آدمی را در رسیدن به کمال مطلق ارضا نمایند، لذا پرستش انسان هم ممنوع شده است، مگر انسان های خاصی که در اثر قرب به خداوند، از کمال جامع انسانی بهره دارند، و می توانند در این مسیر راهنما و زمینه ساز وصول به خداوند باشند، مانند انسان های کامل معصوم که پیروی و اطاعت آنها در مسیر اطاعت خداوند و الهی شدن انسان است. پرستش آنها در حقیقت پرستش خدا است و چیزی جز آن نیست.
بنابراین هدف زندگی انسان، کامل شدن است و کمالی که برای انسان مطرح می شود، نزدیک شدن به کمال مطلق از طریق اتصاف به صفات و کمالات او است.
البته انسان مظهر است و خداوند ذات هستی است و هیچ گاه مظهر، ذات، نخواهد شد، بنابراین بحث خدا شدن مطرح نیست، ولی آدمی از طریق اتصاف به صفات او می تواند هر چه بیشتر او را در خویش ظهور دهد و به او نزدیک شود.
به لحاظ نظری و شناختی انسان تنها قادر است ذات الهی و توحید هستی را بشناسد و شهود کند، ولی به لحاظ عملی می تواند از طریق اسماء و صفات به او نزدیک گردد و با او وحدت پیدا کند.
عباراتی مانند قرب الی الله، به خدا رسیدن، توحید عملی، وصول به حق و یا تکامل، همه در همین راستا است و چیزی جز اتصاف به کمالات و صفات الهی و تقویت آنها در خود نیست.
از این منظر انسان کامل، یعنی کسی که مظهر جامع صفاتی همچون حیات، علم، قدرت، اراده و سایر کمالات الهی شده و توانایی بکار گیری آنها را در خویش و جامعه بدست آورده است.
هدف زندگی انسان؟
موضوعات مرتبط:
چراغ راه